شیوا نوروزیدرگیریهای لفظی در فوتبال ایران تمامی ندارد. البته این بار کار از بیانیه و مصاحبه گذشته و در برنامه تلویزیونی هم دست از بگو مگو برنمیدارند. اختلاف کهنه مرفاوی و قلعه نویی ریشه در گذشته دارد. اما چون تا همین چند ماه پیش کنار دست هم و روی نیمکت یک تیم مینشستند حداقل برای حفظه نافع خود لب تر نمیکردند. ولی حالا صمد استقلالی است و امیر سپاهانی، اگر بعد از دیدار رفت دو تیم در هفته اول صدا از کسی در نیامد فقط به خاطر این بودکه صمد برنده شده و امیر هم نخستین حضورش روی نیمکت سپاهان را تجربه میکرد و سکوت را بر حاشیهسازی ترجیح میداد. با گذشت هیجده هفته از لیگ نهم، دوست و همکار قدیمی آن چنان به جان هم افتادهاند و از هیچ تهمت و افترایی دریغ نمیکنند که اگر فیلم و عکسهای قدیمی این دو با هم وجود نداشت باورمان نمیشد که قلعهنویی و مرفاوی روزی آبشان در یک جوی میرفت.
کار به 90 کشید از مدتها قبل از دیدار برگشت سپاهان – استقلال، کریها شروع شده بود. مرفاوی که میدانست بازی در اصفهان زمین تا آسمان با دیدار رفت و در ورزشگاه خالی از تماشاگر فرق دارد، شعارها علیه خودش را بهانه کرد و امیر را هدف قرار داد. قلعه نویی هم که سابقه مصاحبه علیه واعظ را داشت با خونسردی مثال زدنیاش جو منفی را علیه مرفاوی به راه انداخت. جر و بحثها ادامه داشت تا اینکه سپاهان امیر تیر خلاص را به پیکر استقلال بحران زده زد تا هواداران در اصفهان هم علیه سرمربی فعلی آبیها شعار سر دهند، هر چند ژنرال سابق برای خالی نبودن عریضه به سمت تماشاگران رفت و تظاهر به آرام کردن آنها کرد اما کاسه صبر صمد لبریز شده بود و در کنفرانس خبری دیگر کسی جلودار نبود: استعفا نمیدهم. در ضمن می دانم تماشاگران از چه کسی خط میگیرند. هر چه دلشان خواست نثار هم کردند تا نوبت به برنامه 90 رسید. عادل فردوسیپور هم که چنین سوژههایی را مفت از دست نمیدهد ابتدا قلعه نویی را روی خط آورد تا از طریق پربینندهترین برنامه ورزشی سیما درد دل کند: جزئیات را نمیگویم اما بهتر است مرفاوی را دعوت کنید تا در مورد خیلی از مسائل صحبت کنیم، حتی از زمانی که در استقلال اهواز بودیم. مرفاوی 20 نفر را واسطه کرد تا او را به استقلال برگردانم. با مرفاوی دوست و همکارم اما در چند مورد از او دلخورم. بهتر است هر دو به 90 بیاییم. جالب است زشتترین الفاظ و کنایهها را به یکدیگر نسبت میدهند اما همچنان دوست و همکارند!! عادل طبق معمول ترتیبی داده بود که حق هیچ کدام ضایع نشود. مرفاوی روی خط آمد: قبول. من هم به 90 میآیم و خیلی از مسائل را بازگو میکنم. اما بعد از بازی با سپاهان من از کسی اسم نبردم ولی نمیدانم چرا قلعه نویی ناراحت شد و این حرفها را میزد. حتماً به خودش شک دارد که از صحبتهای من ناراحت شده. در ضمن برخلاف بعضیها مادیات نمیتواند اخلاقم را عوض کند و هیچ واسطهای هم برای کسی نفرستادم. فردوسیپور به خواستهاش رسید و این هفته هم تواست سوژه چند روز مطبوعات را جور کند اما این وسط هواداران استقلالند که حیران ماندهاند و نمیدانند حرف چه کسی را باور کنند و به نفع کی شعار دهند.
رحیمپور کم نیاورد انگار مرفاوی اینقدرها هم بیکس و کار نیست چون سیامک رحیمپور پشتش در آمده و مثلاً در حال حمایت از اوست. دستیار صمد که خودش هم نمیداند چه میگوید بعد از اخراج عنایتی، اکبرپور و کاظمی تمام انگهای اخلاقی را به قلعه نویی نسبت میدهد: آنها میتوانند با استفاده از وامهای میلیاردی باغ کردانشان را تجهیز کنند. این گروه میتوانند خانهای در حوالی هفت تیر اجاره کنند و کارهای لهو و لعب در انجا انجام دهند. با تهمتهایی که رحیمپور میزند همه میفهمند منظورش از آنها کیست.
تابش: مگه بچهایم؟سپاهان البته چیزی از رقیب کمتر ندارند و آنقدر آدم دارند که روزی چند مصاحبه از آنها علیه استقلال منتشر شود. مسعود تابش قائم مقام سپاهان از قافله عقب نماند و او هم عقدهگشایی کرد: مرفاوی فکر کرده با بچه طرف است؟ همه میدانند منظور او چه کسی است. اما سرمربی استقلال از پاسخ دادن طفره می رود. ساکت مدیر عامل هم طبق رویه همیشگیاش جبههگیری علیه تیمش ناجوانمردانه میداند و تازه رسانهها را هم متهم به تبعیض قائل شدن میکند: به دعواهای فوتبالیها عادت کردهایم اما به تهمت و افترا زدنها نه. آنها که این گونه جو را متشنج میکنند خوب میدانند با این کارها نه تیمی قهرمان میشود و نه موفق. اما این را هم میدانند که با این شلوغ کاریها باختها فراموش و جای پایشان محکمتر میشود. استقلال با آن همه هوادارش از صدر جدول به رده هفتم رسیده و سرمربی به جای آنکه باختها را فراموش کند و به فکر آینده باشد از ترس اخراج دست به هر کاری میزند.