کد خبر: 196811
تاریخ انتشار: ۰۹ آذر ۱۳۸۸ - ۱۲:۰۵
نويسنده وبلاگ "فريادهاي آسماني "، مطلبي را با عنوان "حاج احمد آن قدر نيامد كه پدرش رفت " را در وبلاگ شخصي خود منتشر كرده است.
بر اساس اين گزارش در اين مطلب آمده است: شايد نشه براي اين تاريخ مثل هشت هشت هشتاد و هشت شعر گفت و پيامك ساخت و كلي مسابقه ترتيب داد.
ولي لااقل بدونيم كه دهم آذر دقيقا "ده هزار روز " از اسارت حاج احمد متوسليان.تقي رستگار مقدم.سيد محسن موسوي و كاظم اخوان مي‌گذره.
باز هم نقل گستاخي بي‌حد و حصر اسرائيل است و البته بي‌معرفتي و بي‌مهري امثال من و تو.
*اين است همه آنچه از قلم اين حقير بر مي‌آيد:
خانه‌اي تازه ساز بود حوالي ميدان 16 واقع در محله ي نارمك.
اين ميدان را خوب مي شناختم.تا به در خانه برسم و خود را از لابلاي جمعيت كثيري كه ازدحام كرده بودند بيرون بكشم و به گوشه‌ي مناسبي بروم تا بتوانم شاهد كل مراسم باشم،كلي از خاطرات كودكي ام مرور شد.
شايد باور نكنيد. ولي من حتي مي دانستم اين ميدان چند پله دارد .چند ميز شطرنج دارد. چشم بسته مي‌توانستم جاي تمام صندلي‌ها را بگويم.
ازفرهنگسراي كوچكش هم كلي خاطره داشتم.ازفضاي بازي كه مناسب‌ترين مكان بود براي بازي بدمينتون و واليبال..خصوصاً عصرهاي تابستان كه مدرسه‌ها تعطيل بود اين ميدان خيلي شلوغ مي‌شد و رسماً مي‌شد پاتوقمان.ميدان دنج و زيبايي بود.
از خانه‌ نوساز مي‌گفتم. فكر مي‌كنم درش سبز رنگ بود.چون آن روز تمام كوچه را پارچه زده بودند.روي در را هم از عكس و پوستر پر كرده بودند.عجيب بود، يك شبه چقدر عكس و بنر آماده كرده بودند؟
جمعيت مدام صلوات مي فرستاد. با اينكه چند سالي مي‌شد از آن محل رفته بوديم، ولي تقريباً اهالي را مي‌شناختم.رئيس جمهور كه آمد، همه جا يك دفعه شلوغ شد.از عكس‌ها پيدا بود، رئيس جمهور حق همسايگي را به جا آورده !برعكس من و خيلي‌هاي ديگر...
وقتي خبر درگذشت پدر "حاج احمد " را يكي از هم دانشگاهي‌ها برايم ارسال كرد با ديدن آدرس شوكه شدم!
باورم نمي‌شد خانه پدري حاج احمد در اين محل بوده باشد. ناراحت شدم! ناراحت از اين همه غربت ! ز اين همه بي‌مهري! يعني ما نمي‌توانستيم يك بار براي دل جويي هم كه شده به اين خانواده سر بزنيم؟ از خودم بدم آمد.
دوست داشتم خدا از عمر من كم كند تا در عوض اين پدر و پسر همديگر را ببينند...
مداح مدام مي‌گفت: "حاج احمد جات تو مراسم تشييع پدرت خاليه! بچه‌هاي تيپ 27 لشگر محمد رسول الله اينجا هستند .منتظرت هستيم. "نمي دانم، انگار همه انتظار داشتند در چنين روزي حاج احمد بر گردد ...
پيرمرد در چشم انتظاري ازدنيا رفته بود.داخل خانه‌اي كه فقط از حالت كلنگي در آمده بود.. مثل همه خانوده‌هايي كه فرزندشان اسير يا مفقود شده، خانه را عوض نكرده بودند، تا مبادا يك روز حاج احمد بازگردد و ببيند كسي منتظرش نيست...
ما كه نبوديم. اما آنهايي كه بوده‌اند اوايل تابستان سال 61، تعريف مي‌كنند خانه پدر حاج احمد شده بوده پاتوق بسيجيان لشگر.بسيجياني كه يا براي گرفتن خبر و يا دلداري به خانواده احمد به آنجا مي‌رفتند.ظاهراً چند روزي از بازگشت نيروها از لبنان مي‌گذشت همان نيروهايي كه با حمله اسرائيلي‌ها به لبنان و مواضع نظاميان سوريه به فرمان حضرت امام و با فرماندهي حاج احمد متوسليان براي كمك به مردم سوريه و لبنان به آن كشور عزيمت كرده بودندـ اما هنوز از احمد خبري نبود...
تقريباً آن زمان اين خبر به گوش همه رسيده بوده كه احمد همه نيروها را تا پاي پلكان هواپيما بدرقه مي‌كند و خودش به همراه كاردار سفارت، عكاس خبرگزاري و راننده‌اش براي آخرين سركشي‌ها به سفارت ايران در بيروت باز مي‌گردد.
حوالي ظهر روز 14 تير 61 به سفارت نرسيده در يك ايستگاه ايست و بازرسي متوقف و دستگير مي‌شوند و اين در حالي است كه هر چهار نفر مصونيت ديپلماتيك دارند !!!
آن روزها شايد هيچ كس تصور نمي كرد اين انتظار به بيش از بيست و چند سال به درازا بكشد!از آن روز به بعد هر گاه زمزمه مي‌كنم: "اللهم فك كل اسير "چهره حاج احمد جلوي چشمم مي‌آيد!
انگار اين رسم روزگار است كه هميشه بايد منتظر خوب‌ها بود! اين بار هم چشم انتظار مرداني هستيم كه اگر بازگردند ديگر نخواهيم گفت: "كجايند مردان بي ادعا؟ "
مرداني كه اگر بودند امروز كشورمان اين همه از وجودشان خالي نبود!شايد هم اگر بودند گمنام‌تر از امروز مي‌شدند!
مثل ماتم زده‌ها گوشه‌اي ايستاده بودم و با خودم مي‌گفتم چه مي‌شد اگر الان حاج احمد پشت بلند گو مي‌آمد و از همه تشييع كنندگان در مراسم پدرش تشكر مي‌كرد...
فقط يك اميد آرامم مي كرد.اميد اينكه اين پدر رنجور، ديگر چشمش به دنيا نباشد و الان كه از هر زماني بيناتر است به احوال فرزندخويش آگاه شود و آتش درونش با لقاءالله خاموش شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار