
صحبت از مسائل دانشگاهی در کشور همانقدر مهجور است که توجه به اهمیت آن.همین است که برای گفت و گوهای رسانه ای در زمینه هایی که می تواند راهگشای مشکلات موجود برسر راه توسعه علمی و فرهنگی کشور باشدشاید به ماه ها تعیین وقت و پیگیری نیاز داشته باشیم.ْ«جوان» نیز که در این زمینه قصد اثرگذاری دارد از هر فرصتی استفاده می کند بلکه گامی در این جهت بردارد.برای همین منظور به سراغ کسانی رفتیم که در کارنامه خود انواع سمت های اجرایی مربوط به علم و دانشگاه را دارد.دکتر حسن غفوری فرد،وزیر نیروی دهه 60 و پای ثابت مجلس شورای اسلامی به انتخاب مردم است.گفت و گو با او در حوزه آموزش عالی و دانشگاه را می خوانید.
ارزیابی شما از نظام آموزش عالی کشورچیست؟
آموزش عالی کشور در بعد از انقلاب جهش کمی بزرگی داشته است یعنی از حدود 150 هزار دانشجو قبل از انقلاب به بیش از 5/3 میلیون نفر رسیده است. معمولاً کشورهای دنیا را از لحاظ آماری بر حسب تعداد دانشجویان آن کشور در هر 100هزار نفر جمعیت میسنجند. این نسبت در ایران 5 درصد است که نسبت بسیار خوبی است و تنها چند کشور اروپایی آماری بالاتر از آن دارند، یعنی تعداد دانشجویان کشور بیش از 20 برابر شده در حالی که جمعیت ایران حداکثر دو برابر شده است. اما از لحاظ رشد علمی به این حد و سرعت نبوده است و به رغم جهش خوب کمی، از لحاظ کیفی با توجه به رشدی که در دنیا وجود دارد شاید مقداری هم افت داشته است بنابراین در یک جمله میتوان گفت رشد کمی جهشوار داشتهایم ولی از لحاظ کیفی نیاز به کار زیادی است تا در سال 1404 در سطح منطقه به بالاترین سطح برسیم و یکی از ده قدرت علمی برتر دنیا شویم. در حال حاضر ردیف علمی کشور ما چهلم است. البته در برخی رشتهها همچون نانو تکنولوژی رتبههای بهتری داریم در حالی که از لحاظ وسعت و جمعیت کشور ایران در رتبه هجدهم دنیا قرار دارد و از لحاظ منابع طبیعی هم کشوری غنی هستیم.
ارزیابی شما از عملکرد دولت نهم در حوزه وزارت علوم چیست؟
بخشی از فعالیتها، ادامه حرکت جهشواری است که از اول انقلاب شروع شده و در دولت نهم نیز رشدش نسبتاً سریعتر ادامه داشته است. از لحاظ تولید علم و آنچه به عنوان مقالات علمی در دنیا مطرح و یکی از شاخصهای تولید علم است، در دولت نهم از دو هزار مقاله به حدود 14 هزار مقاله در سال رسیده است که این آمار ایران را بعد از ترکیه در مقام دوم منطقه قرار داده است.
اما اگر سرانه تولید علم منظور باشد، باتوجه به جمعیت و... هنوز رقم پایینی است. علاوه بر این دورههای تحصیلات تکمیلی در دولت نهم رشد خوبی داشته و برنامه هم این است که این مقدار به 30 درصد کل تحصیلات دانشجویی کشور برسد. در حال حاضر با توجه به اینکه تعداد فارغالتحصیلان دوره کارشناسی بیش از ظرفیت دانشگاهها برای کارشناسی ارشد است تا این جایگاه راه زیادی باقی است. همچنین دورههای تحصیلات تکمیلی با حمایت دولت نهم در اغلب دانشگاههای کشور گسترش پیدا کرده است. اولین دوره دکترای رشته مهندسی در سال 65 در دانشگاه امیرکبیر راهاندازی شد و تنها دانشگاهی بود که دوره دکترای مهندسی برق داشت، اما در حال حاضر در دانشگاههای تمام استانها چنین دوره و دورههای مشابه آن وجود دارد بنابراین همینطور که تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی بالا میرود تعداد مقالههای چاپ شده در مجلات علمی معتبر دنیا نیز افزایش پیدا کرده است. اگر عدد خام این شاخص را در نظر بگیریم حداقل امسال یا سال آینده بیشترین تولید علم رادر منطقه خواهیم داشت.
برای اصلاح ساختار آموزش عالی کشور نظری دارید؟
شرایط آموزش عالی در حال حاضر طوری است که نتایج و دستاوردهای آن به خصوص در دورههای تحصیلات تکمیلی خیلی برای مملکت مفید نیست. در دوره کارشناسی نیز کسانی که فارغالتحصیل میشوند قابل جذب در بازار کار نیستند و اکنون مشکل بیکاری در بین فارغالتحصیلان دانشگاهها حتی حادتر از این مشکل میان افراد دیگر است. یکی از دلایل این امر این است که رشتههای مختلف خود را با توجه به نیاز بازار توسعه ندادیم، بلکه بیشتر در گسترش رشتهها، این مورد نظر بوده که چه رشتههایی برای گسترش به امکانات کمتری نیاز دارند و راحتتر دامنگیر میشوند. همچنین مهندسان کشور ما حتی نمیتوانند برای خودشان کار کنند در حالی که در دنیا این مرسوم است که یک مهندس حداقل باید برای 10نفر شغل ایجاد کند. در سطح تحصیلات تکمیلی هم پژوهشها بیشتر در سطحی هستند که کمتر میتوانند مشکلی ازمملکت حل کنند. به نظر من باید حالا که تا حد زیادی مسأله پشت کنکوریها حل شده است، یک مقدار به کیفیت، نیاز بازار و کارآفرینی و افزایش رشتههای کاربردی و میان رشتهای بیشتر توجه شود تا اینکه فارغالتحصیلان حداقل بتوانند برای خودشان کار ایجاد کنند.
درباره همکاری صنعت و دانشگاه در کشور شما چه ارزیابیای دارید و چه پیشنهادی برای بهبود این روند ارائه میدهید؟
مقام معظم رهبری تأکید کردهاند که تنها راه موفقیت صنعت و دانشگاه ارتباط با یکدیگر است اما به دلایل مختلف این شرایط به نحو مطلوبی تاکنون ایجاد نشده است. یکی اینکه صنعت خیلی احساس نیاز به دانشگاه نمیکند، تا 5، 6 سال گذشته از آنجا که بازار تشنه تولیدات صنعتی بود، صنعت فکر میکرد هر چه که تولید کند میتواند در بازار بفروشد. مثل خودرو و سایر لوازم عموماً پیش فروش میشدند به خاطر اینکه تولید داخلی کمتر از نیاز مملکت بود، نه صنایع داخلی قابل گسترش بود و نه از خارج چیزی وارد میشد، مردم مجبور بودند لوازم مورد نیاز خودشان را به هر نحو که تولید میشد بخرند پس صنایع نیازی به گسترش علمی نمیدیدند چون همه دولتی بودند و رقابتی هم وجود نداشت و صنایع تلاشی برای بهبود تولیداتشان نمیکردند. از طرفی دانشگاه هم به فکر این نبود که مشکل صنعت داخل را حل کند. بیشتر روی بالابردن سطح علمی افراد تمرکز داشت. الان شرایط کمی فرق کرده است. دنیای صنعت با افزایش تولیدی که برای آن بازار نیست مواجه شده است اما برای بهتر شدن اوضاع صنایع اولاً باید وارد بازار جهانی بشوند، یعنی صادرات داشته باشند و دوم اینکه باید هزینههایشان را پایین بیاورند. این مستلزم افزایش کیفیت و کاهش هزینههاست بنابر این کمکم به این نتیجه رسیدهاند که از پژوهش و پژوهشگرانی که در دانشگاهها هستند استفاده کنند و دانشگاهها هم به علت افزایش تعداد دانشجویان تحصیلات تکمیلی و نیاز آنها به طرح و ارائه پروژههای صنعتی و تأمین بخشی از هزینههایش احساس نیاز به صنعت کرده است. این اوضاع به مرور ممکن است بهتر شود اما ارتباط دانشگاه و صنعت به هیچ وجه مطلوب نیست.
برای بهبود علمی و صنعتی دانشگاهها، ارتباط دانشگاههای داخلی و خارجی در چه جایگاهی قرار دارد؟ و آیا در این زمینه شورای عالی انقلاب فرهنگی مصوبهای دارد؟
معمولاً بر عکس تکنولوژی که خاصیت بومی دارد، علم یک خاصیت جهانی دارد؛ یک فرضیه و تئوری موقعی قابل قبول میشود که در دنیا منتشر و به نقد و نظر گذاشته شود بنابر این ارتباط دانشگاههای مختلف نقشی اساسی دارد. در حال حاضر علم آنقدر پیشرفت کرده است که پژوهشها از عهده یک کشور به تنهایی هر قدر هم پیشرفته و بزرگ باشد برنمیآید و نیاز به همکاری علمی کشورهای مختلف دارد. الان دوران اینکه یک فرد به تنهایی در آزمایشگاهی تحقیقات کند گذشته است. در حال حاضر در اکثر زمینهها تیمهای تحقیقاتی که بیشتر هم کیفیت و هویت بینالمللی دارند، فعال هستند.
بنابر این گسترش علم به ارتباط دانشگاهها، تبادل استاد، دانشجو و اندیشهها و ایجاد پروژههای مشترک نیازمند است. با این حال تاکنون شورای عالی انقلاب فرهنگی در این زمینه کار زیادی نکرده است، هر چند دانشگاههای مختلف بنابه توان و علاقه خودشان ارتباطاتی را با دانشگاههای خارج از کشور برقرار کردهاند. البته در این ارتباط قدری هم مسائل سیاسی و بینالمللی دخیل است که مانع رشد منطقی این ارتباط میشود.
19 آذر سالروز تشکیل ستاد انقلاب فرهنگی است، در سالهای بعد از انقلاب این نهاد در زمینههای مختلف از جمله اصلاح ساختار فرهنگی و اسلامی شدن دانشگاهها چه کارهایی انجام داده است؟
اگر چه پاسخ این سؤال را باید دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی بدهند، اما ستاد انقلاب فرهنگی در شرایطی شکل گرفت که دانشگاهها بعد از انقلاب در شرایط خوبی نبودند، گروهکها در داخل دانشگاهها حضور داشتند، مسائل اسلامی در دانشگاهها رعایت نمیشد و دانشگاهها برای رژیم شاه ساخته شده بودند و نیاز به تحول اساسی بود.
مسأله اسلامی کردن دانشگاهها، کمک به آنها برای توسعه و رشد فرهنگ، ارتقای سطح علمی و گسترش تحصیلات تکمیلی از جمله مواردی بود که از ابتدا تاکنون در دستور کار این ستاد و بعد از آن شورای عالی انقلاب فرهنگی قرار داشته است.
آیا انقلاب فرهنگی توانست در فضای دانشگاهها تحول جدی ایجاد کند؟
تحول جدی ایجاد شده است، منتها انقلاب محدود و مقطعی نیست بلکه دائماً نیاز به حرکت است. مثلاً اسلامی شدن مسألهای نیست که بگوییم برایش کاری انجام دادیم و تمام شد. همین طور مسأله ارتقای فرهنگ دانشگاهها که یک کار دائمی میطلبد. مثل خود انقلاب که در صورت توقف نابود میشود بلکه ابعاد انقلاب باید شکفتهتر شود و نسلهای جدید با ایدههای انقلاب آشنا شوند.قطعاً دانشگاهها در اوایل انقلاب در اسلامی کردن فضا و اخراج گروهکهای معاند که در دانشگاهها مستقر بودند موفق بودهاند اما این به معنای اتمام این کارها نیست. همان طور که مقام معظم رهبری اخیراً در مورد علوم انسانی فرمودهاند که به تغییر مبانی آن منطبق برفرهنگ اسلامی و ملی نیاز داریم یا در مورد اسلامی شدن؛ اسلام یک مکتب گسترده است. نمیتوانیم ادعا کنیم تمام اصولش را اجرا کردهایم و از مکتب اسلام فارغالتحصیل شدهایم. مسلماً دانشگاههای ما با قبل از انقلاب فرق کرده است اما اینکه به تمام اهدافش رسیده است، باید گفت به زمان بیشتری نیاز دارد.
وضعیت سیاسی و فرهنگی دانشگاهها از دیدگاه شما چگونه است؟
اولاً ما یک دانشگاه با یک شرایط نداریم و شرایطی که در دانشگاه تهران حاکم است با شرایط دانشگاه ملایر، با شرایط دانشگاه مشهد و ... کاملاً متفاوت است.
نمیشود یک فرمول کلی گفت که دانشگاههای ما از لحاظ فرهنگی در یک سطح هستند. مسائل بومی، استانی و منطقهای بسیار موثر است نظر من این است که به علت رشد سریع کمی، از نظر کیفی دانشگاهها مشکل دارند. از لحاظ فرهنگی یقیناً نسبت به قبل از انقلاب تحولات خوبی انجام شده اما هنوز با دانشگاهی که فرهنگ اسلامی بر آن حاکم باشد فاصله دارد. از لحاظ سیاسی با آنچه که مدنظر مقام معظم رهبری است فاصله زیاد است ایشان اعتقادشان این است که دانشجو باید تحلیل، شناخت و فکر سیاسی داشته باشد. ایشان حتی لعنت کردهاند کسانی که دانشگاه را از تحلیلهای سیاسی محروم کردهاند. در حال حاضر در دانشگاهها بحثها و تحلیلهای دقیق سیاسی نمیبینیم.
گاهی درگیریها و شعارهای سیاسی و یا سیاسیبازی و یا نفوذ گروههای سیاسی در دانشگاهها هست. اما این فرق دارد با اینکه دانشجو به عنوان یک قشر پیشرو نسبت به مسائل سیاسی کشور و جهان و منطقه تحلیل داشته باشد. فضای دانشگاهها برای تحلیل و بحثهای سیاسی مناسب هنوز فراهم نشده است. با اینکه مقام معظم رهبری کرسیهای نظریهپردازی را که جایش در دانشگاهها و حوزههای علمیه است مطرح کردهاند. هنوز شاهد كارجدی و عمیقی در این زمینه نبوده ایم.