«تهاجم فرهنگی»، «شبیخون فرهنگی» ، «ناتوی فرهنگی» ، «تهدید نرم» و این اواخر «جنگ نرم» تعابیر متقن و ارزیابی مستدل و گویایی از شرایط و اوضاع فرهنگی- اجتماعی کشور و برآورد اصولی رهبر فرزانه انقلاب از فلشهای حرکت دشمن است که در مقاطع گوناگون به طور مبسوط در جمع نخبگان و صاحبنظران مطرح شده است. در واقع هشدارهای رهبر معظم انقلاب به مسؤولان و سیاستگذاران فرهنگی و تصمیمسازان کلان نظام به منظور بیدارباش جامعه و صاحبنظران فکری و نخبگان بوده است.قطعاً این هشدارها و بیدارباشها در سیاستگذاریهای فرهنگی و کلان نظام باید از گذشته مطمح نظر و محور تصمیمات قرار میگرفت تا سیاستها و برنامههایی اصولی و مدونی برای خنثیسازی ابعاد تهاجم مهاجمان فرهنگی فراهم شود اما در این مقطع ضروری مینماید برخی تعابیر و مفاهیم بازتعریف و رویکردها و راهکارها تبیین شود. در این خصوص با دکتر علیمحمد نایینی، معاون فرهنگی- اجتماعی سازمان بسیج مستضعفین گفتوگو کردهایم که میخوانید:گفتگو: علی شیریندر ابتدای این گفتوگو مایلیم تعریفی از جنگ نرم بشنویم، چرا که این مفهوم در ادبیات رسانهای ما به نظر میآید مفهوم جدیدی باشد؟انقلاب اسلامی در مبانی و ماهیت خودش یک پدیده نوینی بود که در پی آن و مبتنی بر رهبری امام راحل، یک تحول سیاسی عظیمی به وقوع پیوست. مؤلفه اصلی این انقلاب قدرت نرم انقلاب بود. قدرت نرم انقلاب یعنی قدرت رهبری برای برانگیختن یک ملت! قدرت باورهای دینی و ارزشهای اسلامی امام خمینی(ره) توانست با استفاده از اندیشه الهی و باورهای دینی و اسلامی مردم را بدون استفاده از قدرتهای متعارف به صحنه بیاورد و سیستم امنیتی و نظامی شاه را که در آن زمان قدرت اول منطقهای بود به زانو دربیاورد. این قدرت نرم جوهره اصلی انقلاب اسلامی بود. پس از انقلاب به روشهای مختلفی تلاش شد با این عامل اصلی قدرت ملی مقابله شود؛ مقابله سخت، مقابله امنیتی، فشار اقتصادی، جنگ هشت ساله. این روشها هیچ کدام نتوانست بر این حرکت الهی که شکل گرفته بود تأثیر بگذارد. این فشارها در واقع مقابله با قدرت نرم جمهوری اسلامی بود که از ابتدای انقلاب اسلامی با روشهای مختلف با هدف استحاله فرهنگی- سیاسی نظام جمهوری اسلامی آغاز شده بود و فراز و فرودهایی داشت. هدف اصلی جنگ نرم این است که این نظام به لحاظ ارزشها و باورها و عناصر اصلی هویت بخشی از درون دچار فروپاشی شود. یک نظام به خصوص نظامی که مبتنی بر باورها و ارزشهای ویژهای شکل گرفته، هویتش به آن اندیشه و مدلی است که براساس آن در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی به حیات خود ادامه میدهد.این هویتزدایی چه تبعاتی خواهد داشت؟اگر این هویت یعنی باورها و ارزشهای اساسی و مدل یک انقلاب در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به روشهای غیرنظامی به چالش کشیده شود. باورمندی یک نظام در بدنه اجتماعیاش دچار چالش خواهد شد و به طور طبیعی موجب ناکارآمدی و بیاعتبار شدن آن مدل در ارکان جامعه شده و از درون استحاله میشود. بنابراین جنگ نرم مقابله با مدل و اندیشه یک نظام سیاسی در عرصههای مختلف است و سعی میشود که دشمن با استفاده از قدرت نرم خودش یعنی فرهنگ و ارزشهای خودش و ارزشهای سیاسیاش، تولید فرآورده و محصولات فرهنگیاش اعتماد ایجاد کند و در لایههای مختلف ذهنی و روحی و روانی جامعه نفوذ ایجاد کرده و یک نظام را از اعتبار لازم ساقط و اعتمادزدایی کند، کارآمدی یک نظام را از بین ببرد و بیثباتی ایجاد کند و این بیثباتی و بیاعتمادی باعث نافرمانی بدنی شود.دشمن چه اهداف بلند و کوتاهمدتی در جنگ نرم دنبال میکند؟اهداف اصلی از جنگ نرم کارآمدزدایی یک نظام است یعنی آن مدلی که آن نظام دارد در حوزههای مختلف با آن کار میکند ناکارآمدیاش به نمایش در بیاید. با بحرانآفرینی، با سیاهنمایی یا با اعتبارزدایی.با این تعریف پس نمیتوان گفت، تهدید نرم جولانگاه خاصی دارد و در همه عرصهها میتواند بروز و نمود داشته باشد؟بله در واقع تهدید نرم به دنبال استفاده از روشهای غیرنظامی و بهرهبرداری از تلاش سیاسی، فرهنگی، علمی و اجتماعی هویتزدایی از یک نظام است.موفقیت در جنگ نرم در داخل نظام باید از یک زمینهها و بسترهایی برخوردار باشد، به نظر شما عوامل داخلی چه نقشی میتوانند داشته باشند؟ببینید نکته مهمی که مطرح است این است که اول باید به این سؤال جواب داد که چرا دشمن راهبرد جنگ نرم را اتخاذ کرد. دشمن برای مقابله با انقلاب اسلامی راهبردهای مختلفی را تجربه کرد، روشهایی را در محیط خارجی منطقه جهان اسلام و خاورمیانه به کار برد. در عراق و افغانستان و لبنان و فلسطین، هیچ کدام از این روشها به نتیجه نرسید و روشهای سخت اعتبار و حیثیت دشمن را خدشهدار کرد یعنی براساس نظرسنجیهایی که خود آمریکاییها کردند در مورد راهبردهایی که در منطقه در چند سال اخیر به کار بردند، چهره آمریکایی هر روز خرابتر شده است. بنابراین دشمن برای بازسازی چهره خودش در منطقه تصمیم گرفته از روشهای مقابله نرم استفاده کند.یکی از عللی که دشمن به راهبرد تغییر میرسد، شکست راهبردهای مقابله سخت و بیاعتبار شدن دشمن در منطقه است. خب نمونههایش را گفتم، بیداری جهان اسلام، شکست طرحهای انقلاب، تأثیر انقلاب اسلامی، تعمیق راهبردی نظام جمهوری اسلامی که جمهوری اسلامی را به لحاظ فرهنگی، سیاسی و تأثیرگذاری هنجاری در منطقه به یک قدرت تأثیرگذار، تعیینکننده و بیبدیلی تبدیل کرده است. نکته دیگر اینکه دشمن در جنگ هشت ساله در درون جمهوری اسلامی نتوانست اهداف و منافع خودش را به دست آورد.دشمن چگونه به این نقطه رسیده است که اهدافش را در فضای جنگ نرم دنبال کند؟نظریهپردازان غربی به این نتیجه رسیدهاند که استفاده از روشهای جنگ سخت به التزامبخشی نظام جمهوری اسلامی بیشتر کمک میکند یعنی مقابله سخت و جنگ نظامی باعث برانگیختن ملت ایران میشود و در شرایط سخت هم نظام جمهوری اسلامی قدرت به صحنه آوردن همه ظرفیتهایش را دارد بنابراین سطح انسجام و همگرایی در نظام جمهوری اسلامی در صورتی که مقابله نظامی انجام شود افزایش پیدا میکند.پس کارآمدترین روش مقابله نرم است. برای مقابله نرم هم نخبگان جامعه نقش تعیینکنندهای دارند و هم متن جامعه.نخبگان جامعه اگر درک و تحلیل درستی از پشت صحنه نبرد نداشته باشند و برآورد درستی نداشته باشند، قطعاً میدان نبرد درست تشخیص داده نخواهد شد. به همین جهت است که مقام معظم رهبری آن چیزی را که به عنوان مطالبات جدی در چندین سخنرانی خود در شهریور 88 داشتند، در جمع دانشجویان، نخبگان علمی، اساتید دانشگاهها، شعرا، خبرگان رهبری و در یک ماه در چهار سخنرانی تأکید بر این موضوع کلیدی داشتند که نظام جمهوری اسلامی با یک جنگ عظیمی به نام جنگ نرم مواجه است. تأکید ایشان این بود که جنگ نرم یک واقعیت است. جنگ نرم حقیقت دارد یعنی الان در میدان جنگ نرم نظام اسلامی با یک جنگ عظیمی مواجه است. ایشان همچنین بر رسالت نخبگان فکری در درجه اول در مقابله با این جنگ تأکید کردند، اولین رسالت نخبگان را هم این دانستند که تحلیل و برآورد درستی داشته باشند، بعد عزم و اراده لازم را برای ورود به این میدان داشته باشند چون رسالت اصلی نخبگان توجیه جوانان و دادن قدرت تحلیل به جوانان است یعنی اساتید دانشگاهها که به عنوان فرماندهان جبهه جنگ نرم توسط مقام معظم رهبری معرفی شدند اینها رسالت اولشان این است که اول جنگ نرم را بشناسند. دوم، جنگ نرم را بشناسانند بنابراین اولین اقدام شناخت جنگ نرم است. اینکه جنگ نرم را بشناسیم، جنگ نرم چیست؟ ابعادش، عناصرش، مؤلفههایش، شاخصههایش، حوزههای تأثیرش، ابزارش و روشهایش چیست و در مرحله بعد جنگ نرم را به دیگران معرفی کنیم.آگاهسازی، بصیرتبخشی، حرکت ایجاد کردن، قدرت تحلیل به وجود آوردن در جامعه، یعنی اعتلای جامعه به لحاظ فکری در این زمینه که فهم درستی نسبت به این صحنه ایجاد شود چون صحنه جنگ نرم بسیار صحنه پیچیدهای است و در این میدان تشخیص جبهه نبرد، تشخیص خط مقدم منطقه نبرد، خطوط جانبی، یگانهای دشمن و قرارگاههای دشمن، اینکه از کجا میخوریم کار بسیار پیچیدهای است.موضع مقام معظم رهبری در ابتدا تهاجم فرهنگی، بعد شبیخون فرهنگی و بعد از آن ابتدا تهدید نرم و اخیراً به جنگ نرم تبدیل شده است، از فحوای این هشدارها اینگونه استنباط میشود که این جنگ علنی شده است، ارزیابی شما چیست؟جنگ در واقع مرحله به فعلیت رسیدن تحلیل است. وقتی تهدید نزدیک، فوری، حساس و خطرناک شد، جنگ وقوع پیدا کرده است. مقام معظم رهبری یک فرآیندی را مطرح کردند از بعد از دوران هشت ساله دفاع مقدس یعنی بعد از جنگ سخت میدان جدیدی را ترسیم کردند. از واژههای تهاجم فرهنگی، یورش فرهنگی، ناتوی فرهنگی و بعد هم از تهدید نرم استفاده کردند.ما از ابتدای انقلاب با پدیده مقابله و مواجهه سیاسی- فرهنگی با انقلاب اسلامی روبهرو هستیم، اما ایشان این دوره جدید را یک دوره مواجهه جنگ عظیم، پیچیده و همهجانبهای مطرح کردند که به اعتقاد ما تفاوت این مرحله با مراحل قبل این است که با توجه به حوادث اخیر بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و تحلیلی که از این فتنه پیچیده داخلی و تقابل پیچیده خارجی میتوان ارائه کرد، مقام معظم رهبری این صحنه را یک صحنه بسیار پیچیده و نزدیکی معرفی کردند.در واقع این حوادث بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری به ما نشان داد که دشمنان ما یک جنگ همهجانبه پیچیدهای را به نام جنگ سیاسی- فرهنگی یا جنگ نرم علیه نظام جمهوری با ما شروع کردهاند و ما وارد یک میدان جدیدی شدهایم که از آن مرحله تهدید و تهاجم صرف فرهنگی کاملاً متفاوت است. دشمن برای اینکه بسترهای موفقیت را در این جنگ فراهم کند به عوامل داخلی نیاز دارد به نظر شما نقش نخبگان به عنوان فرماندهان مقابله نظام با این جنگ چه میتواند باشد یا پیشتازان فکری جامعه چه نقشی را در ناکامی دشمن یا موفقیت دشمن میتوانند داشته باشند؟در جنگ نرم که جنگ فکری است، نخبگان نقش محوری و تعیینکننده دارند بنابراین رسالت نخبگان فکری در جامعه در مقابله با جنگ نرم رسالت بسیار جدی و اساسی است، از دو جهت:1- اینکه نخبگان ما از شناخت و برآورد درستی از این صحنه برخوردار باشند یعنی محیط داخلی، محیط خارجی را به خوبی بتوانند درست تحلیل کنند و فریب نخورند و باور داشته باشند به اینکه دشمن به هر حال با روشهای پیچیده عزم جدی برای مقابله با انقلاب اسلامی دارد.2- براساس تحلیل درست، از عزم و اراده لازم برخوردار باشند یعنی در میدانهایی که به حضور آنها لازم است برای ورود، برای موضعگیری، برای ایستادگی در آن میدانها حضور داشته باشند یا به تعبیر مقام معظم رهبری در جاهایی که نباید موضعگیری کنند، موضعگیری نکنند. متأسفانه پس از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم بسیاری از نخبگان ما مردود شدند یعنی نه فهم و تحلیل درستی داشتند، نه موضعگیری درستی! بنابراین از نخبگان دو انتظار جدی است: فهم و تحلیل درست و موضعگیری صحیح و بهموقع.منظور شما از نخبگان چه کسانی هستند؟نخبگان حاکمیتی، سیاسی، علمی، اجتماعی و اعم از همه اینها. منظور کسانی است که مرجعیت دارند جریانسازند، منشأ تأثیر هستند و گروههای اجتماعی جهت تأثیر فکر و اندیشه و اراده اینها به حرکت درمیآیند. این نخبگان میتوانند سیاسی، علمی، حاکمیتی و اجتماعی باشند. همه گروههایی که مرجعیت دارند و به نوعی جریانساز هستند. از اینها انتظار است که از آگاهی، عمق و بصیرت بیشتری برخوردار باشند.برخی از این نخبگان، چه در داخل حاکمیت، چه آنهایی که طرد شدهاند، جریانات پس از انتخابات مثل کودتای مخملی، انقلاب مخملی و بسیاری از مفاهیم مطرح شده را باور ندارند درحالی که جنگ نرم در حال وقوع است. نظر شما چیست؟ چرا این باور همگانی نشده است؟افرادی که از سلامت و تحلیل درستی برخوردار هستند، جریانات قبل و بعد و حین انتخابات را مورد توجه قرار میدهند باید به این مهم برسند که این حرکت پیچیدهای که به عنوان فتنه داخلی و تقابل پیچیده خارجی نام گرفت همه اینها از مدتها قبل برنامهریزی شده بود. ما نمیتوانیم این حوادث را ناشی از یکسری عصبانیتها و اعتراضات و صرفاً آسیبهای داخلی تحلیل کنیم.متأسفانه برخی به جهت آلودگیهای سیاسی، اخلاقی، اقتصادی و تحت تأثیر احزاب، گروهها، فرزندان و خانواده خود درست نمیتوانند تحلیل کنند. نخبگان ما وقتی فاقد برآورد و تحلیل صحیح هستند زمانی است که یا آلودگیهای مختلف پیدا کردهاند یا اطلاعات غلط به آنها داده شده یا تحت تأثیر دفاتر، بیوت، خانواده، بستگان، گروهها و احزاب خودشان هستند. این تعلقات مختلف مانع از تحلیل درست و برآورد درست میشود یا ممکن است تحلیل درست داشته باشند ولی وقتی که باید به میدان بیایند، نیایند. اتفاقات اخیر که افتاد یک جنگ نرم بسیار پیچیدهای بود و ابعاد مختلفی داشت که باید زمینههای فراوان این جنگ را و اقدامات متعددی که قبل از انتخابات در محیط خارجی و داخلی توسط احزاب، گروهها، شبکههای ماهوارهای تلویزیونی و دولتهای غربی شکل گرفت و بعد از انتخابات هم به شکلی دیگر برای به چالش کشاندن نظام پیگیری شد، باید درست مورد بررسی قرار داد. اگر درست درک شد ضمن پذیرش بعضی آسیبهای درون نظام، میتوان به این جمعبندی به طور قاطع رسید که مجموع این اقداماتی که بهوقوع پیوست برنامهریزی شده و مبتنی بر یک فکر و اندیشه برای به چالش کشاندن نظام بود که ناشی از یکسری اتفاقات ساده در درون کشور است و قابل تحلیل نیست. راهبرد نظام در برابر این جنگ نرم چیست و چه تصمیماتی اتخاذ شده، در واقع ناکارآمدیهای ما در کدام بخشها و حوزههاست؟برای مقابله با جنگ نرم راهبرد اصلی افزایش قدرت نرم نظام است یعنی این صحنه ابزار و روشهای خودش را میخواهد. مدل طرحریزیاش هم ویژه است.ما باید ظرفیتهای خودمان را در حوزه جنگ نرم افزایش دهیم. مقام معظم رهبری راه مقابله را نشان داد. ما اول باید این صحنه و ابعاد و ویژگیهای آن را بشناسیم و دوم به دیگران بشناسانیم و آگاهی و بصیرت به دیگران بدهیم. در این زمینه باید دارای برنامه و طرحریزی مشخص باشیم. برای مقابله با جنگ نرم نیاز به روش و مدلهای مشخص و کارآمد در این حوزه هست. الزامات آن را هم باید فراهم کرد.یک بار از مقام معظم رهبری سؤال شد در غرفه مطبوعات که راه مقابله با روزنامههای غربزده و غربی چیست؟ ایشان پاسخ دادند انتشار روزنامه خوب. بنابراین برای مقابله با جنگ نرم ما باید قدرت نرم خودمان را در حوزههای مختلف افزایش دهیم. این قدرت شامل قدرت تولید فرآورده و محصول فرهنگی مناسب، جذاب، اثر بخش، پرمخاطب در همه عرصهها، قدرت رسانهای، قدرت فرهنگی، تبلیغی، قدرت مجابسازی، قدرت جریانسازی و قدرت عملیات روانی آفندی است.ما باید میدان بازی را در عرصه جنگ نرم تعریف کنیم، از این حالت دفاعی و آفندی خارج شویم، از ظرفیتهای رسانهای در فضای مجازی سایبر به خوبی استفاده کنیم، تولید داشته باشیم، سوژه و ایدههای جدیدی را تولید کنیم، روی افکار عمومی و گروههای مختلف مخاطب تأثیر بگذاریم و جریانسازی کنیم. اینها بخشی از روشهایی است که میتوان به کار برد. در مجموع در حوزه اجتماعی، سیاسی و فرهنگی روشهای افزایش مقابله روش افزایش قدرت نرم را باید کار کرد و نظام جمهوری اسلامی با توجه به مجموع مخاطبانی که در حوزه داخلی و خارجی دارد باید بتواند پیامهای خود را به خوبی منتقل کند و قدرت جریانسازی و تأثیرگذاری خودش را افزایش دهد.نقش بسیج را در این زمینه چگونه میبینید و این تشکل به عنوان نهاد عظیم مردمنهاد چه جایگاهی را در این فرآیند دارد؟بسیج عقبه راهبردی انقلاب اسلامی و عمق اصلی تمامی نهادهای کشور است. بسیج به معنای تمامی نیروهایی است که دل در گرو انقلاب دارند و همه کسانی که به پیشرفت و شکوفایی و بالندگی کشور و انقلاب فکر میکنند را شامل میشود. همه کسانی که از احساس مسؤولیت و آگاهی برخوردار هستند؛ همه کسانی که به پیشرفت کشور و سازندگی و آبادانی ایران دل بستهاند و تلاش کرده و احساس مسؤولیت میکنند. بسیج به معنای واقعیاش یعنی بسیج دهها میلیونی؛ آن چیزی که در حکم اخیر مقام معظم رهبری به رئیس سازمان بسیج مستضعفین اعلام شد، بسیج به معنای سازماندهی آحاد مردم کشور ، برای حضور در عرصههای مختلف کشور است اگر محقق شود، قطعاً راهبردهای دشمن در حوزه جنگ نرم هیچگونه کاربردی نخواهد داشت. در واقع معنای تحقق بسیج دهها میلیونی این است که آحاد مردم این جامعه در همه عرصهها آماده هستند برای دفاع و پاسداری از انقلاب اسلامی و این انقلاب دارای عمق راهبردی در همه عرصههاست و انقلابی که از این بدنه اجتماعی عمیق برخوردار باشد، از این سرمایه عظیم اجتماعی فعال باشد، قطعاً در جنگ در ابعاد مختلف آن آسیبی نخواهد دید.اخیراً کارگاههایی در سازمان به منظور آموزش جنگ نرم و نحوه مقابله با ترفندهای دشمن در جنگ نرم برگزار شد. لطفاً درباره اهداف و دستاوردهای این کارگاهها هم توضیح دهید؟معاونت فرهنگی- اجتماعی نیروی مقاومت بسیج برای آگاهیسازی فرماندهان و مسؤولان فرهنگی- اجتماعی تاکنون سه کارگاه در حوزه جنگ نرم برگزار کرده است.سومین کارگاه به مدت یک هفته در مشهد مقدس با حضور مدیران فرهنگی- اجتماعی سازمانهای اقشاری و متخصصان بسیج و مدیران فرهنگی سپاههای استان و با حضور سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه و سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین تشکیل شد.هدف اصلی باید بررسی و تبیین ابعاد مختلف جنگ نرم باشد و عناصر و مؤلفههای قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران و دشمن شناسایی شود.این مؤلفهها و شاخصها مورد بررسی قرار گرفت.هدف اصلی رسیدن به مدل و روشی برای طرحریزی جهت مقابله با جنگ نرم بود بنابر این در حوزه جنگ نرم ما معتقدیم که نیاز به طرحریزی، برنامهریزی و فکر و اندیشه داریم. برای این کار از کارشناسان و اساتید دانشگاه در یک دوره یک ساله بهره گرفتیم و ادبیات نظری و روشها و مدلهایی که مورد نیاز بود، تولید شد. مدل و روشی که کارشناسان و اساتید دانشگاه ارائه کردند در یک فضای کارگاهی در یک بحث و تبادل نظر جمعی با حضور مدیران فرهنگی- اجتماعی سپاه و بسیج از سراسر کشور در قالب سناریوهای مشخص هم قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران، هم قدرت نرم دشمن و هم تهدیدات متصور در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و روشهای مقابله با این تهدیدات طی دو روز مورد بررسی قرار گرفت و در یک تبادل نظر طی دو روز دیگر این روشها تدوین شد بنابر این هدف اصلی این کارگاه علاوه بر دانشافزایی، ایجاد مهارتهای لازم در مدیران فرهنگی برای مقابل با جنگ نرم در شرایط فعلی بود. چه تصمیماتی اتخاذ شد تا بهعنوان روشها و شیوههای اجرایی در سطح بسیج مورد توجه قرار گیرد؟تصمیم جدی این است که این کارگاه که تجربه بسیار خوب، موفق و علمی و یک کار جمعی بود که مورد استقبال هم قرار گرفت در اسرع وقت مستندسازی شود و در همه استانها، شهرستانها و در میان اقشار مختلف بسیج این مستندات توزیع خواهد شد.