آنچه امروزه جامعه ما از سینمای دفاع مقدس میشناسد بیشک مدیون هنرمندانی است که با شروع جنگ تحمیلی و خلق حماسه هشت سال دفاع مقدس با ساخت آثار سینمایی و مستند توانستند پایهگذار مکتب و مفهومی ارزشی در سینمای ایران باشند که ما امروز به آن افتخار کنیم. اما همین سینمای ارزشی و غرورآفرین متأسفانه طی چند سال اخیر مورد بیمهری هنرمندان و البته مسؤولان قرار گرفته است. برای پیجویی دلایل این امر با محمدرضا شرفالدین، مدیر انجمن سینمای دفاع مقدس، سینماگر جنگ و متخصص جلوههای ویژه سینمای جنگ به گفتوگو پرداختیم که حاصل این گفتوگوی صمیمی در ذیل از خاطر شما میگذرد. آقای شرفالدین مفهوم ژانر سینمای دفاع مقدس در ایران از چه زمانی و توسط چه فیلمسازانی در ایران پایهگذاری شد؟بیتردید آثار مرحوم ملاقلیپور و سینمای او کمک شایانی در به وجود آمدن مفهوم سینمایی به نام سینمای دفاع مقدس در ایران بود، به زبان بهتر باید بگویم که سینمای ملاقلیپور باعث به وجود آمدن سینمای دفاع مقدس با آنچه ما از آن امروز شناخت داریم و تعریف میکنیم، شد. فیلمهای «نینوا» و «سقای تشنه لب» بهعنوان اولین فیلمهای این کارگردان مفهوم و نوع نگاه به سینمای جنگ را به کل تغییر داد و اصلاح کرد و واژه سینمای دفاع مقدس با این دو اثر در بطن سینمای کشور جاری و ساری شد. در حقیقت مفهوم بصری و سینمای دفاع مقدس را برای اولین بار در این دو اثر دیدیم. تا پیش از فیلم دیار عاشقان ما چند اثر سینمایی در مورد جنگ تحمیلی داشتیم که نوع نگاه آنها به سینمای اکشن آمریکایی بود و جوهره آن آثار با اصل دفاع مقدس بهگونهای خاص که تنها و تنها متعلق به فرهنگ ما باشد در تضاد بود و ما برای اولین بار این نگاه بومی، معنوی و ایرانی در یک اثر سینمایی با محوریت دفاع مقدس را در فیلم دیار عاشقان شاهد هستیم.نگاه موجود در این فیلمها سرشار از شفافیت، صداقت و نگاهی مکتوب بود که ما را هر چه بیشتر با واقعیت جنگ تحمیلی آشنا میکرد و این اولین فیلمی است که نگاه آن به دفاع مقدس تمام و کمال یک نگاه ایرانی با تمام ویژگیهای بارز و خاص آن میباشد.منظور از نگاه ایرانی با تمام ویژگیهای بارز و خاص آن در سینمای دفاع مقدس چیست؟منظور نگاه جاری در بطن جریانات دفاع مقدس با قهرمانان ایرانی است که شخصیتپردازی آن و نوع روایت داستان آن نیز از همین نوع نگاه و تفکر جاری میشود و به نمونههای غربی خود شباهتی ندارد. به عنوان مثال نقطه اوج این نگاه در همان نفسهای آغازین سینمای دفاع مقدس را در فیلم «پلی به سوی ساحل» ملاقلیپور میتوانیم رصد کنیم چرا که اساساً موضوع آن فیلم یک موضوع ناب و متعلق به خادم مسجد خرمشهر است که هم در محتوا، هم در نگاه و متدلوژی و هم در تکنیک روایتی شبه مستند از حقایق و قهرمانان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را در بطن خود داشت، این فیلم در منطقه جنگی با جغرافیای خاص خودش و با ابزار و ادوات واقعی جنگ و از خود بچههای جبهه و دوران دفاع مقدس برای ساخته شدن بهره برد و شاکله این فیلم با سینمایی که تا قبل از آن ما در مورد جنگ داشتیم بسیار متفاوت است و فضایی بسیار آشناتر و ایرانیتر را برای مخاطب بازسازی میکند.با ادامه این نگاه کمکم شاهدیم که همزمان با پیشرفت جنگ، نگاه سینماگران نیز اوج میگیرد و گام به گام به جلو میرود و حتی این نگاه متجلی و شکوفا را در آثار فاخر این هنرمندان طی سالهای بعد از جنگ که از جلوههای ویژه پیشرفته و امکانات جدید سینمایی نیز بهره میبردیم را به وضوح میتوانیم مشاهده کنیم.البته هر چه سینمای دفاع مقدس از سالهای دفاع مقدس فاصله میگیرد محتوای آثار از اصل موضوع دفاع مقدس و پرداختن به تأثیرات این رویداد در جامعه فاصله میگیرد. فاصله گرفتن سینماگران دفاع مقدس طی سالهای اخیر از تولید آثار سینمایی با محوریت جنگ تحمیلی چه تأثیری را در روند جریان سینمای دفاع مقدس از خود به جای میگذارد؟با ذکر روایتی به پاسخ این سؤال میپردازم. نقل است از حضرت محمد(ص) که از وی سؤال شد از دنیا رفتن یک عالم به مثابه چیست؟ و ایشان فرمودند: وقتی عالمی از دنیا میرود ثلمهای بسیار بزرگ به اسلام وارد میشود.به اعتقاد من امروز علم فقط علم به دین نیست. اگر ما معرفت و بار معرفتی را فراتر از علم دین بدانیم همین کارگردانان، نویسندگان و هنرمندن ما هم جزو همان عالمان دستهبندی میشوند که فقدان تکتک آنها ثلمهای بزرگ بر پیکره فرهنگ و هنر این مرز و بوم وارد میسازد که هیچ چیز دیگری نیز نمیتواند جایگزین آنها باشد.به عنوان مثال امروز با هیچ وسیله یا هیچ فرد و یا تفکری نمیتوانیم جای خالی رسول ملاقلیپور و خلأ ناشی از این فقدان را پرکنیم. اگر افراد جدید با توانایی بالا نیز در زمان حاضر باشند و یا به جامعه هنری معرفی شوند آنها نیز نمیتـوانند پرکننده این خلأ و اثرات ناشی از فقدان هنرمندان بزرگ ما باشند، چرا که این افراد جدید نیز ضرورت زمان خود هستند. اگر ما بنا را بر این بگذاریم که همه این نیروهای جوان سرشار از استعداد و توانایی باشند تلاش و آثار آنها ضرورت زمان خودشان است و دیگر نمیتوان از آنها انتظار داشت که جایگزین گذشتگان باشند.متأسفانه طی چند سال اخیر شاهد کنار رفتن برخی از سینماگران نامی دفاع مقدس از این حوزه یا گرایش پیدا کردن آنها به سایر حوزههای سینمایی بودهایم، به اعتقاد شما با این رکود به وجود آمده در عرصه تولید و اکران آثار سینمای دفاع مقدس باید چگونه برخورد کرد؟گذشته، گذشته است و باید به فکر آینده بود. اینکه ما بنشینیم و افسوس و حسرت بخوریم راه درستی نیست چرا که ممکن است چشم باز کنیم و ببینیم چند سال گذشته است و ما هیچ کاری انجام ندادهایم. پس چارهای نداریم جز حمایت و تربیت استعدادهای جوان، در کشور ما چیزی که به جرأت میتوان گفت این است که نیروی جوان با استعدادهای ناب و متعالی در آن بهوفور یافت میشود، ایران جوانترین کشور دنیا به حساب میآید و بسیاری از کشورهای توسعهیافته اگر این نیروی جوان موجود در کشور ما را در اختیار داشتند بیشک پیشرفتشان دهها برابر وضع فعلی بود. یکی از اصلیتـرین بحرانهای کشورهای توسعهیافته بحران نیروی انسانی، بهخصوص نیروی انسانی جوان، خلاق و آموزشدیده است و این درست همان چیزی است که هسته اصلی آن در ایران قابل دستیابی است، اما متأسفانه برنامهریزی صحیحی برای هدایت این نیروهای جوان وجود ندارد و امیدوارم مسؤولان ذیربط برای این مسأله به فکر برنامهریزی مدون و دقیقی باشند. این یک نگاه غیرواقعی یا کلام اغراق شده نیست که ما با برنامهریزی صحیح میتوانیم از هنر و صنعت سینما درآمدی معادل نفت داشته باشیم اما با این امکانات و بیبرنامگیهای حاضر بیشک این کلام غیرقابل دسترس و آرمانی جلوه میکند.اما این واقعیت کاملاً روشن و واضح است که سطح سینمای ما چه از لحاظ کیفی و چه کمی قابل قیاس با کشورهای صاحب سینما نیست. با این وجود آیا موفقیت در فروش و رونق سینمای ایران را قابل دسترس میدانید؟تمام توانمندیهای علمی موجود در کشور اگر با هدف صحیح و برنامه دقیق مانند کشورهای غربی وارد سینمای ایران شود بیشک ما میتوانیم سینمای شکوهمندی داشته باشیم، سینمای ما برای رونق به سیاهیلشکر نیاز ندارد. با بررسی ساده اما دقیق در کشورهای صاحب سینما به وضوح متوجه میشویم که آن کشورها با 10 الی 15 کارگردان برجسته دارای سینمای ماندگار و جریانساز شدهاند.اینطور نیست که ما مدعی شویم سینمای ما برای رسیدن به شکوفایی به 200 فیلمساز و کارگردان درجهیک نیاز دارد، نه اصلاً اینطور نیست، ما در نهایت 5 الی 10 کارگردان برجسته برای هر نسل نیاز داریم تا بتوانیم حرف اول را در سینمای جهان بزنیم. مگر سینمای آمریکا چند کارگردان برجسته و تأثیرگذار دارد؟ آیا تعداد کارگردانان درجهیک آن کشور بیشتر از انگشتان دو دست است؟اما مهم آن فرایندی است که این 10 نفر آن را طی کردهاند و توانستهاند بالا بیایند. این فرایند با تأسف بسیار در کشور ما دچار نقصان است. مگر ممکن است که ما بگوییم با یک اتوبوس به فلان دانشکده میرویم و بعد فریاد میزنیم که 50 نفر کارگردان نامی سینما سوار شوند. مگر قرار است آنها را به پیکنیک ببریم؟برای انجام هر کاری و توفیق در آن نیاز به نیروی متخصص و آشنا به رمز و کار و فن آن عمل داریم. خب ما چه برنامهای برای این نیروی جوان و تحصیلکرده داریم؟ متأسفانه پاسخ منفی است و جوابی وجود ندارد. سینما یک فرایند پیچیده است و ما لازم است ضمن تکریم و تعظیم بزرگان سینما از آنها بخواهیم دست جوانان را بگیرند و با آنها همکاری کنند تا این نیروهای جوان و پویا در سایه فعالیت همان بزرگان وارد سینما شوند تا دومین روح تازه در کالبد این هنر را بتوانیم شاهد باشیم. برای رهایی از رکود گرفتار شده بر دامن سینمای دفاع مقدس باید به تربیت نیروهای آیندهدار برای اعتلای این سینما بپردازیم و این نیروها باید در سایه فعالیت بزرگان این عرصه به شناخت و درک کامل از سینمای دفاع مقدس دست یابند و ناچاریم برای رسیدن به جریانسازی پروسه زمانی 20، 30 یا حتی 40 سالهای برای حصول این رخداد پیشبینی کنیم.متأسفانه هیچ کار درخور و شایستهای را انجام ندادهایم. برخی از نیروهای جوانی هم که امروزه در سینمای دفاع مقدس ما وجود دارند با تلاش، توان و استعداد خود بالا آمدهاند و کسی از آنها حمایت نکرده است. پس لازم است اگر هدف والایی چون اعتلای سینمای دفاع مقدس را در سر داریم باید تلاش کنیم تا همه آن کوتاهیهای صورتگرفته را جبران کنیم.دلیل این کمکاریهای دستگاههای حمایتی جهت تربیت هنرمندان جوان و خلاق برای تولید آثار سینمایی فاخر و ارزشی در چه نکاتی نهفته است؟در تمام نقاط جهان دستیابی به سینمای شکوهمند در گرو سرمایهگذاری مادی و معنوی کلان است، برای نیل به این هدف نباید خست به خرج داد و تنگنظری کرد. باید بین جوانها فوج فوج سرمایهگذاری کرد تا از میان آنها یک نفر بیرون بیاید. من همیشه ساخت فرهنگ و هنرو سینمای خودمان را با ساخت علوم دینی و تجربی مقایسه میکنم.روزی گروهی از افراد نزد حضرت آیتالله بروجردی مشرف میشوند و از ایشان میپرسند که این همه خرج، زحمت و مشقت برای تربیت این طلبههای جوان هزینه و صرف میکنید و انتظار دارید از میان آنها چه کسی بیرون بیاید، در نهایت یک نفر مانند حاجآقا روحالله خمینی(ره) از میان این همه طلبه بیرون میآید. آیا این نتیجه برای این همه خرج مادی و زمانی توجیهی دارد؟ ایشان میفرمایند که ما همه این خرجها، کارها و هزینهها را انجام میدهیم تا همین یک حاج آقا روحالله از میان این همه طلبه بیرون بیاید.اما امروز خوب میفهمیم که این مطلب یعنی چه؟! امروز خوب درک میکنیم که همان یک حاجآقا روحالله وقتی میآید مسیر تاریخ را تغییر میدهد و دینباوری را صرف نظر از اینکه چه دینی باشد را در جهان احیا میکند و جهان آینده را به دنیای باورهای دینی تبدیل میکند، آیا این کار کم وکوچکی است؟ساخت هنر هم اینگونه است. وظیفه هنر این است که انسانها را به فطرت خودشان برگرداند. هنر و هنرمندان آن، وظیفهای پیامبرگونه دارند. زمانی که قرار است چنین رسالت خطیری را هنر بردوش داشته باشد پس هر چه هزینه و زمان صرف آن بشود تا در آن میان یک نفر پیدا شود و یک «بچههای آسمان»، یک «رنگ خدا»، یک «به همین سادگی» یا یک «تولد یک پروانه» را بسازد، باید انجام شود اما متأسفانه این نگاه کمتر در بین مسؤولان ما وجود دارد.این نگاههای نگرانکننده کی قرار است برطرف یا جبران شود؟به هر صورت باید برای دستیابی به هدفی مهم مانند اعتلای سینمای دفاع مقدس هزینه کرد. نهایت وظیفه ما در عرصه فرهنگ و هنر خلق آثار ارزشمند و هنری است حال دیگر این اهمیت ندارد که برای این خلق کم خرج شده باشد یا زیاد.مسائل مادی و حساب و کتابهای اقتصادی برای اعتلای فرهنگ در اولویتهای اولیه تقسیمبندی نمیشوند. نکته جالب اینجاست که با همین نگاههایی که توضیح دادم شاهدیم که فیلمهایی ساخته میشود که تنها و تنها هدفشان گیشه است! فقط برای درآمدزایی و پرکردن جیبهای سرمایهگذاران تولید شدهاند و هیچ رسالت دیگری هم ندارند.