
باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا طی یک هفته گذشته لحن خود را به طور قابل توجهی تغییر داده و از لزوم اعمال تحریمهای گستردهتر علیه ایران صحبت میکند.
او بعد از سفر به روسیه و جلب حمایت ضمنی دیمیتری مدودف از تحریم ایران، وارد پکن شد و سعی کرد رهبران چین را با خود همراه کند ولی پیوندهای اقتصادی گسترده و سیاست خارجی رسوخناپذیری که یادآور بنای محکم دیوار بلند چین است، مانع از این شد که چشمبادامیها با اولین رئیسجمهور سیاهپوست آمریکا برای تحریم ایران هم قدم شوند. اوباما بلافاصله به کرهجنوبی رفت، در آنجا برای اولینبار لحن تند و گزندهای مقابل ایران به کار گرفت و برای دومینبار از تحریم صحبت کرد.
چیزی فراتر از آیپک
بیشتر کسانی که روابط ایران و آمریکا را از نزدیک دنبال میکنند، وقتی به تحلیل تند شدن لحن اوباما علیه ایران میرسند، پای متغیرهایی مثل «لابی یهودیان» (ایپک و سازمانهای مرتبط)»، «سرریز شدن صبر تیم اوباما» و چیزهای از این دست را پیش میکشند، اما بیشتر اوقات نقش مخفی و البته تعیین کننده یک متغیر دیگر مغفول میماند: لابی ایرانی داخل آمریکا
نامههایی برای نمایندگان کنگره
جامعه ایرانیان داخل آمریکا زمینه مساعدی برای فعالیت گروههای مختلف به وجود آورده است. از گروههای چپ مانند تروریستهای مجاهدین خلق گرفته تا گروههای پراگماتیستی مثل «شورای ملی ایرانیان آمریکا (نیاک)» طیف گستردهای با خطمشیهای مختلف به وجود آوردهاند. تاریخ شکلگیری لابی ایران در آمریکا به قبل از انقلاب برمیگردد ولی شاید بتوان گفت اولین گروه لابی سازماندهی شده ایران در داخل آمریکا طی دور دوم ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی به محوریت شورای ملی ایرانیان آمریکا (نیاک) به سرپرستی تریتا پارسی و چهرههایی مثل هوشنگ امیراحمدی به وجود آمد. البته نیاک طی 7 سال فعالیت خود از سال 2002 به بعد هیچ وقت تأیید نکرده که با دولت ایران مناسبات رسمی دارد و در واقع امر هم چنین مناسباتی برقرار نبوده، ولی خاتمی و همفکرانش در دستگاه سیاست خارجی در اوج بحران پرونده هستهای برای تعدیل رویکردهای خصمانه دولت بوش علیه ایران بهره برده و گهگاه از آن برای نزدیک شدن به دولت آمریکا هم استفاده کردهاند.
اسنادی که طی هفتههای اخیر توسط مخالفان نیاک منتشر شده نشان میدهد که محمدجواد ظریف سفیر سابق ایران در سازمان ملل طی چند مرحله با ترتیا پارسی رئیس نیاک از طریق ایمیل ارتباط برقرار کرده و پارسی چندین بار بین ظریف با برخی اعضای کنگره آمریکا مثل «وین کیلچرست» و «جیمز لیچ» ملاقات ترتیب داده است.
در یکی از این ایمیلهایی که ترتیتا پارسی در تاریخ 25 اکتبر سال 2006 برای ظریف فرستاده، آمده است: از اینکه میشنوم قرار است شما با گیلچست و احتمالاً لیچ ملاقات کنید، خوشحالم. فواید بسیار زیادی در یک ملاقات، از جمله ملاقات با بسیاری از دموکراتهای محترم وجود دارد.
(washing ton times, nov.13, 2009 )
اسناد زیادی درباره فعالیتهای شورای ایرانیان آمریکا وجود دارد، به طوری که مجموع این اسناد زمینهای فراهم کرده تا طیفهای چپ و محافل نزدیک به تروریستهای مجاهدین خلق طی چند هفته گذشته یک پرونده قطور قضایی جمعآوری و به خاطر زیر پا گذاشتن قوانین لابیگری، علیه نیاک به محافل قضایی آمریکا شکایت کنند. خود نیاک بخصوص افرادی مثل تریتا پارسی میگویند برای دولت ایران لابی نمیکنند، سوابق و موضعگیری آنها طی ماههای بعد از انتخابات ریاستجمهوری و هفتههای اخیر هم مؤید این است که شورای ملی ایرانیان آمریکا مناسبات خوبی با دولت ایران و لااقل با دولت محمود احمدینژاد ندارد. حتی براساس بعضی اسناد و ایمیلها مرکز سیاستگذاری جامه باز متعلق به «جورج سوروس» سالانه مبلغی را به کارمندان نیاک پرداخت کرده است.
( politico .com , nov.13,2009)
بعضی اسناد دیگر هم نشان میدهد که نیاک با برخی طیفهای نزدیک به اصلاحطلبان مثل سیامک نمازی مدیرعامل شرکت آتیه در تهران و رامین جهانبگلو ارتباط برقرار کرده است.
با همه اینها تازهترین موضعگیرهای «شورای ملی ایرانیان آمریکا» در مورد ایران نیز تقریباً جای شک باقی نمیگذارد که نیاک و پارسی در چارچوب سیاستهای دولت ایران حرکت نمیکنند. در جریان رأی اخیر به قطعنامه حقوق بشری در کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل، نیاک جزو 108 سازمانی غیردولتی بود که از این قطعنامه حمایت کرد و در تازهترین بیانیهای که منتشر کرده، آمده است: این شورا هیچ فعالیت لابیگری برای جمهوری اسلامی ندارد. پشتیبانی و حمایتهای این شورا فقط متوجه جامعه ایرانی آمریکایی است، جامعهای که اکثریت قابل توجه آن با سیاستهای حکومت ایران مخالف است(!)
توصیههایی به آقای اوباما
اسناد و شواهد موجود نشان میدهد شورای ملی ایرانیان آمریکا (نیاک) با وجود اختلافنظرها، با اصلاحطلبان و دولت سیدمحمد خاتمی ارتباط داشته است. نیاک میگوید که «بر موضوع حقوق بشر در ایران، مخالفت با جنگ بین ایران و آمریکا و مخالفت با تحریمهای گسترده اقتصادی» متمرکز است. اگر از این زاویه به ماجرا نگاه کنیم دیدگاههای نیاک با نوع نگاه سیاست خارجی اصلاحطلبان طی سالهای 84 – 1376 منطبق است.
حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد 1388، بسیاری از توازنها را تغییر داد. بررسی مشی سیاسی بعضی طیفهای نزدیک به اصلاحطلبان در طول سالهای گذشته و ماهها و هفتههای اخیر ما را به دو نتیجه همزمان میرساند:
1) رویکرد سیاست خارجی اصلاحطلبان به روابط ایران و آمریکا طی سالهای 84 – 76 با نوع نگاه شورای ملی ایرانیان آمریکا تطبیق دارد.
2) رویکرد سیاست خارجی اصلاحطلبان طی پنج ماه بعد از انتخابات خرداد 88، رادیکالیزه شده و حتی در آن سویههایی از همکاری با بازیگران خارجی علیه جمهوری اسلامی قابل مشاهده است.
بررسی شواهد و قرائن نشان میدهد با وجود اینکه رویکرد سیاست خارجی اصلاحطلبان در برخی موارد با نیاک و گروههای همسو با آن برخی تفاوتهای قابل ملاحظه دارد، ولی برخی طیفهای اصلاحطلبان طی یکی دو هفته گذشته به نیاک نزدیک شده و سعی دارند با استفاده از ارتباطات آن در داخل بدنه قدرت در کاخ سفید، اوباما و تیم همراه او را تحت فشار قرار دهند تا رویکرد تندتری در قبال دولت ایران در پیش بگیرد. برخی منابع از نامههای پیدرپی این دو طیف به کاخ سفید طی هفتههای اخیر خبر میدهند: «جنبش سبز مخالف(دولت) ایران دارد دستهای خود را برای کمک به سمت ایالات متحده دراز میکنند. دولت اوباما طی هفتههای اخیر از کانالهای عمومی و خصوصی درخواستهای مختلفی برای در پیش گرفتن موضعی سختتر علیه نقض حقوق بشر در ایران، اجتناب از اقدام نظامی و اعمال تحریمهای تهاجمی و شدیدتر علیه سپاه پاسداران و منافع تجاری گسترده آن مطرح کردهاند.
(the time,nov23,2009)
گفته می شود محسن مخملباف کارگردان ایرانی که این روزها در آمریکا به سر میبرد و خود را نماینده جنبش سبز معرفی میکند در طول هفته گذشته چندینبار با مقامها و کارشناسان آمریکایی ملاقات کرده، برای آنها سخنرانی گذاشته و آنها را برای تحریم جمهوری اسلامی تحت فشار گذاشته است.
(the time,nov23,2009)
نکته پراهمیت این است که به نظر میرسد طیفهای نزدیک به محسن مخملباف یک گام از گروههایی مثل شورای ملی ایرانیان آمریکا هم جلوتر گذاشتهاند و درحالی که نیاک بیشتر دستورکارهای حقوق بشری در ایران را پیگیری میکند طیفهای همفکر با مخملباف از تشدید تحریمهای ایران هم حمایت میکنند. مخملباف چند روز قبل در گفتوگو با ویکلی استاندارد علیه ترتیا پارسی موضعگیری کرد و گفت: «من فکر میکنم که تریتا پارسی ربطی به جنبش سبز ندارد. احساس من این است او بیشتر به طور مخفیانه برای جمهوری اسلامی لابیگری میکند.»
وقتی همه این شواهد را در کنار هم بگذاریم، احتمالاً درک اینکه چرا باراک اوباما، طی یکی دو هفته گذشته لحن خود را علیه ایران تغییر داده آسانتر میشود. طیفی از گروههای ایرانی نزدیک به حلقههای اصلاحطلبان تلاش میکنند خود را به دموکراتها و محافل همسو با کاخ سفید نزدیک و از این طریق دولت اوباما را برای فشار بیشتر بر ایران متقاعد کنند. جان لیمبرت دیپلمات آمریکایی که در سال 1358 به عنوان گروگان به اسارت نیروهای خط امام درآمد، چند روز قبل به عنوان معاون دستیار وزارت خارجه آمریکا در امور ایران منصوب شد. گفته میشود او یک دوره مشاور نیاک بوده و تریتا پارسی مناسبات خوبی با او داشته است.
گزارشها نشان میدهد که پارسی طی یک دوره زمانی حضوراً با اوباما و هیلاری کلینتون ملاقات میکرده و به آنها گفته که به مناسبتهای مختلف برای ایرانیان پیام بفرستند
(washington times, nov13,2009) حالا به نظر می رسد او و طیفی از ایرانیان داخل آمریکا به اوباما میگویند: «موقع فشار و تحریم فرا رسیده است.»