
دکتر محمدرضا نقیپور متخصص اپیدمیولوژی، استادیار و مدیرگروه پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی گیلان، فارغالتحصیل دانشگاه لیورپول انگلیس و مدرس این دانشگاه و دانشگاه ناکازاکی ژاپن است. گفتوگوی ما با ایشان درباره سلامت در بسیج در پی میآید.سلامت در اجتماع کنونی بشر از مقولات مهمی است که همواره دغدغه آن وجود دارد؛ بسیج هم در کشور ما یک گستره فراگیری است و اجتماع عظیمی را در خود جای داده است. برای ورود به بحث درباره نقش سلامت در بسیج توضیح بدهید؟
سلامت یکی از مقولات مهمی است که هم از نظر دیدگاههای پزشکی و هم مباحث بهداشت در معنای خودش و نیز مؤلفههای حاکمیت، از جنبههایی است که هر کشور، سلامت را به عنوان یکی از شاخصههای مهم حکومتداری خود، مدنظر قرار میدهد و باید با دیدگاه جامعتری به این قضیه نگریست.
از آنجایی که بسیج مستضعفان، باید دیدگاه جامعنگری به تمامی مولفههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه خودش داشته باشد، یکی از قسمتهایی که باید مدنظر قرار دهد، بحث سلامت جامعه است و خوشبختانه در این راستا بسیج جامعه پزشکی فعالیتهای بسیار خوب، منسجم و مستمری را داشته است. در همین حال، با تشکیل سازمانهای جامعه پزشکی در استانها و کانونهای بسیج در شهرستانها و واحدهای بهداشتی و درمانی و با توجه به برنامههایی که از طریق سازمان بسیج دانشجویی در کشور، ابلاغمیشود، این امر صورت میگیرد.
برنامههای هفته بسیج هر سال با توجه به مقتضیات آن سال برگزار میشود، مشخصاً امسال که سال، اصلاح الگوی مصرف است، برنامههایی را بسیج جامعه پزشکی در سراسر کشور در خصوص اصلاح الگوی مصرف در حیطه سلامت و در فضاهای مختلف سلامت از جمله درمان، بهداشت، دارو و غذا مدنظر قرار داده است که در این راستا، برادران و خواهران بسیجی فعالیتهایی را در این زمینه داشتهاند از جمله این فعالیتها، برگزاری سمینارهای بازآموزی است برای پزشکان و زیر مجموعه کادر پزشکی و برنامههایی از این قبیل که در رأس فعالیتهای بسیج در هر سال قرار میگیرد.
انتظار مردم از بسیج جامعه پزشکی در این زمینه چیست؟
به باور من، فعالیتهای بسیج جامعه پزشکی بیشتر به سمت زمینههایی میرود که شاید توسط سیستمهای بهداشت و درمان کشور مورد غفلت قرار گرفتهاند و انتظار ما از بسیج جامعه پزشکی این است که دیدگاه و روش بسیجی نسبت به مسائل داشته باشد.
چیزی که در اینجا اهمیت دارد، این است که بسیج جامعه پزشکی باید با دیدگاه بسیجی به این قضیه نگاه کند و سعی نماید، آن فضاهایی که کمتر به آن پرداخته شده است یا به شکل تبلیغی با آنها برخورد میشود، جنبه عملی پیدا کند.
بخشی از آن قطعاً به فضای آگاهی بخشی در جامعه بازمیگردد که این امر با برگزاری سمینارها و فعالیتهایی از این دست دنبال میشود و بخشی دیگر، در ویزیت مناطق محروم توسط اکیپهای بسیج جامعه پزشکی که به دور از هرگونه تشریفات اداری و مشکلاتی که در سیستم اداری وجود داشته که میتواند هرگونه فعالیت مطلوبی را به نوعی ناکارآمد جلوه دهد، انجام میپذیرد.
اینگونه فعالیتها در نقاط دوردست و در روستاها تأثیرات بسیار عمیقی را از نظر جنبههای تبلیغی و فرهنگی و سیاسی و جنبههای بهداشتی و درمانی، برای مردم مناطق محروم، در پی دارد. به نظر من، اینگونه حرکتها که همانا خدمت به مردم، به ویژه مردم محروم و روستاهای دوردست است، به اهداف اولیه و مقدس نظام اسلامی برمیگردد که جزو اهداف اولیه و حقیقی بسیج هم بوده و امید داریم که بتوانیم بیش از پیش، به این قبیل اقدامات، عمق و توسعه بیشتری ببخشیم.
به غفلت اشاره کردید، این غفلت در کجا صورت گرفتهاست؟
من فکر میکنم بخشی از آن غفلت این است که ما یک دیدگاه جامعی، نسبت به مقوله بهداشت در کشورمان نداریم، البته جای امیدواری است، چون من دقیقاً برنامههایی که سرکار خانم دکتر دستجردی، وزیر محترم بهداشت در مجلس ارائه دادند را مطالعه کردهام که ایشان به نحو بسیار جامعی به مقوله بهداشت از تمامی جنبههایش پرداخته و یکی از مقولات مهم که شاید بتوانم به آن اشاره کنم، بحث عدالت در بهداشت است زیرا این بحثی نیست که مختص بهداشت کشور ما باشد، بلکه بحث بیعدالتی در محدوده بهداشت، بحثی کاملاً جاافتاده است که حتی در کشورهای توسعهیافته به آن پرداخته میشود، تا آنجا که ممکن است بخواهند، جلوی بیعدالتی، دسترسی به امکانات و خدمات بهداشتی را بگیرند.
فکر میکنم یکی از کارهایی که بسیج به نحو مطلوبی توانست آن را انجام بدهد، این بود که حداقل فضای بیعدالتی را در بعضی از جاها کمرنگ کرده و بخشی از امکانات و خدمات بهداشتی و درمانی را به سمت اقشار ضعیف جامعه سوق داده و از این رو، میتوانم بگویم که یک همگرایی و هماهنگی کاملی بین اهداف دولت جناب آقای دکتر احمدینژاد و اصل عدالت که ایشان در سرلوحه کارهایشان، انجام دادند و اهداف بسیج وجود دارد که شایسته تقدیر است.
به نظر من حمایت از بسیج جامعه پزشکی در این راستا میتواند در اصل کمکی در جهت نیل به اهداف دولت خدمتگزار باشد.
به نظر شما اگر این روند ادامه پیدا کند، میتواند به رفع محرومیت منجر شود؟
رفع کامل محرومیت در جامعه یک مقوله بسیار کلی و گسترده است، که به آسانی و در یک فرصت کوتاه، نمیتوان به رفع آن دست یافت. ولی قطعاً، جزو اهداف اولیه نظام و انقلاب بوده و خوشبختانه، حتی بعد از گذشت سیسال، جزو اهداف دولت فعلی هم است.
البته زحمات بسیج جامعه پزشکی در این راستا بیتأثیر نیست، به ویژه در مناطق دورافتاده کشور که به نوعی، ساکنان آن مناطق از کلیت نظام، انتظار بیشتری داشتند و خواهان توجه بیشتر و حل مشکلات بهداشتی، درمانی و در معنای عام کلمه، سلامتی آنها بوده است.
به نوعی میتوان گفت که فعالیتهای بسیج میتواند در جهت تغییر ذهنیت این بخش از جامعه ما نسبت به نظام و دولت، ارزشمند باشد.
سلامت چقدر میتواند در توسعه و رشد کشور مؤثر باشد؟
اگر ما مبنای توسعه را نیروی انسانی قرار بدهیم یک انسان زمانی میتواند بهترین بهرهوری را داشته باشد که سلامت کامل، به معنای عمیق خودش که همانا سلامت جسمی و روحی است که هیچگونه مشغلهای که بخواهد، سلامت جسمی و روحی را به خطر بیندازد، وجود نداشته باشد، قطعاً در این راستا ما باید دید جامعنگری، داشته باشیم تا بتوانیم در این مسیر گام برداریم، البته اگر انسان بداند، سلامتش از جایگاه بسیار مهمی برخوردار است و همانطور که میدانید، حتی از نظر اعتقادات دینی نیز به بحث سلامت توجه شده و شاید ما بتوانیم بگوییم که با افتخارترین دوران پزشکی را ما در اوج تاریخ و تمدن اسلامی داشتیم و در این دوره حرفهای زیادی برای گفتن داشتهایم و مفاخری چون رازی و ابوعلیسینا شخصیتهایی نیستند که به این راحتی بتوان از آن گذر کرد.
به نظر من یکی از مواردی که بسیج جامعه پزشکی میتواند روی آن فعالیت داشته باشد، همان تزریق روح خودباوری و بازگشت به آن است که افتخاری بوده که ما قبلاً آن را ثابت کردهایم و در چندین سده قبل هم توانستهایم در فضای سلامت، پیشگام باشیم و این دور از دسترس نیست چون با القای روح خودباوری و پژوهش و توکل به خدا مطمئناً میتوانیم به آن افتخارات گذشته دسترسی پیدا کرده و سطح سلامت را در جامعه تا آنجا که ممکن است، ارتقا بدهیم.
ما در اجتماع خود به این رویکردها توجه میکنیم؛ آیا این فرآیند را میتوان در مقیاس جهانی تعمیم داد؟
قطعاً همینطور است. ما میتوانیم از محدوده مرزهای خودمان فراتر رفته و در محدوده منطقهای و بینالمللی و جهانی حرف برای گفتن داشته باشیم و آن چیزی که نگاه ما را به مقوله پزشکی و سلامت میتواند، از بقیه دنیا، متفاوت کند این است که یک مؤلفه معنویت را در کنارش گنجاندهایم و اعتقاد داریم تمام این زحمات و فعالیتهایی که ما در فضای پزشکی و سلامت، انجام میدهیم به نوعی شاید برای قرب الهی و رسیدن به رضایت الهی و خدمت به مردم و به نوعی یک ارزش دینی و معنوی هم برای ما محسوب شود. فکر میکنم این یک انگیزهای است که معنویت میتواند به محققان جوان ما بدهد و راه را برای ما آسانتر کند که ما هرچه سریعتر و در کمترین زمان ممکن، بتوانیم به جایگاه حقیقی خودمان، در سطح جهانی برسیم و البته این دور از دسترس نخواهد بود.
ما اگر به نمونههای تاریخیاش توجه کنیم، چهرههای بزرگی را میبینیم که از چندین سده قبل، مانند رازی و ابوعلیسینا، پزشکان بزرگی بودند و حتی در سدههای اخیر هم، ما پزشکان بسیار گرانقدر و بزرگی داشتیم چه در داخل مرزها و چه در بیرون از مرزها که پزشکانی هستند که در مجامع معتبر و دانشگاهی حرف برای گفتن دارند، تقریباً هیچ دانشگاه معتبری را نمیبینید که خالی از پزشکان ایران باشد. البته، فکر میکنم، باید برنامهریزی داشته باشیم که بتوانیم به نحو مطلوبتری از استعدادهای این عزیزان در داخل کشور و در جهت ارتقای بهداشت و درمان کشور، استفاده کنیم.
خوشبختانه در داخل کشور در سالیان اخیر فارغالتحصیلان توانمند و دانشمندان قابلی را داشتهایم که میتوانند حرفهای زیادی برای گفتن داشته باشند و چند سالی است که کار شروع شده و آینده بسیار درخشانی دیده میشود. فکر میکنم با این امید که با برنامهریزیهای انجام شده و با اجازه فعالیت و شکوفایی به استعدادهای علمی و مؤمن، این امر صورت بگیرد که بخشی از این امر ممکن است به بسیج جامعه پزشکی که با دیدگاه معنوی به این جریان نگاه میکند بازگردد و مطمئن هستم که چهرههای شاخصتری را میتوانیم به دنیا معرفی کنیم.
مقولاتی که اشاره کردهاید از سوی چه کسانی باید مورد توجه قرار بگیرد؟
به نظر من، این جمعبندی خوبی است که باید سیاستگذاران و تصمیمسازان مملکت و به ویژه آنهایی که میتوانند این حرکت را که بسیج جامعه پزشکی شروع کرده، تقویت نموده و اگر به این جمعبندی برسند، سرمایهگذاری درستی را انجام داده و قطعاً نتیجه درخشان آن در آینده دیده خواهد شد.