دانشگاه علامه طباطبایی از به هم پیوستن چندین مدرسه عالی كه به صورت پراكنده تا قبل از انقلاب فعالیت میكردند به وجود آمد. این دانشگاه با وجود پراكندگی از ظرفیت بالایی در حوزه علوم انسانی برخوردار است و وقتی صحبت از علوم انسانی به میان میآید نگاهها متوجه این دانشگاه است. گلایه مقام معظم رهبری از وضعیت علوم انسانی در كشور و مصادف شدن روز چاپ صفحه دانشگاه با سالروز رحلت علامه طباطبایی ما را بر آن داشت تا گفتوگویی بیپرده در خصوص وضعیت علوم انسانی و دانشگاه علامه طباطبایی با سید صدرالدین شریعتی رئیس این دانشگاه انجام دهیم. وی كه دكترای فرهنگ و تمدن اسلامی شاخه آموزش و پرورش اسلامی از دانشگاه به همراه تحصیلات حوزوی در سطح خارج فقه دارد حدود 23 سال در دانشگاه علامه طباطبایی عضو هیأت علمی است و اولین فردی است كه از داخل دانشگاه بر كرسی ریاست آن نشسته است.ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرشتههای مختلف علوم انسانی، 500 استاد، 8دانشكده و 140 رشته علوم انسانی دارد. اینچنین ظرفیت و پتانسیلی از دانشگاه علامه طباطبایی بزرگترین دانشگاه علوم انسانی كشور را ساخته است. در فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری انتقاد و ابراز نگرانی از وضعیت نامطلوب علوم انسانی دركشور شده است. باتوجه به این امر دانشگاه علامه طباطبایی چه اقداماتی در جهت بهبود علوم انسانی در كشور انجام داده یا در دستور كار دارد؟از سال 1384 كه من به ریاست دانشگاه منصوب شدم،مطالعه عمیقی روی مسائل دانشگاه انجام شد كه به سه كلیت یا استراتژی رسیدیم كه در دستوركار دانشگاه قرار گرفت. یكی اینكه دانشگاه علامه طباطبایی در 33 نقطه شهر تهران واقع است و تمام دانشكدههای آن از هم پراكندهاند. قطعاً اداره آن بسیار سخت خواهد بود. بنابراین ساخت یك پردیس متمركز برای دانشگاه مدنظر قرار گرفت. مشكل دوم مسأله جذب استادهایی بود كه افكار و اعمالشان در راستای اهداف نظام مقدس اسلامی باشد و مسأله سوم مطالعه علوم انسانی براساس نگرشهای ملی و دینی ما كه از آن به علوم انسانی بومی تعبیر میكنیم. در مسیر راه اهم و مهم كردیم و از سال 85 مسأله علوم انسانی را در دستور كار مطالعات قرار دادیم. پایه و اساس بومیسازی را نیز سمینار جامعی قرار دادیم كه در اوایل كار برگزار شد. پس از آن به توسعه كرسیهای نظریهپردازی پرداختیم كه در همین حین دانشگاه علامه از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان عضو هیأت حمایت از كرسیهای نظریهپردازی انتخاب شد. ستادی با همین نام در حوزه معاونت پژوهشی دانشگاه شكل گرفت و از هر دانشكده یك استاد در آن قرار دارد كه در دانشكدهها زمینههای ترویج فكر، نظریهپردازی، نقد و نوآوری را ایجاد میكنند. در حال حاضر بعد از دو سال فعالیت در این زمینه حركتهای خوبی را برگزار كردیم. این حركتها جهشی را در زمینه نوآوری در نظریهپردازی ایجاد میكند. همچنین بابت مقالات پژوهشی و ترویجی كه حائز مشخصههایی خاص بودند و در مجلات علمی به چاپ میرسیدند، مبالغی تشویقی را پرداخت كردیم. در سال 86 در راستای بومیسازی و بسط علوم انسانی مجموعه نشستهایی را با صاحبنظران حوزه آغاز كردیم.جلساتی با پژوهشگاههای حوزه و دانشگاه و اندیشه اسلامی، همچنین دانشگاه امام صادق (ع) نیز برگزار شد. حاصل این نشستها، شروع همكاریهایی در ابعاد مختلف از جمله تبادل استاد بود همچنین تشكیل كمیتههایی برای مطالعه وضع موجود بود. یعنی بررسی متن، منابع، شرح درس و محتوای درسی. پس از آن كمیتهای كه وضع مطلوب را پیشبینی كند تا حاصل این مطالعات در جلساتی در حضور كارشناسان ارائه شود و از سوی آنان به نقد و نظر گذاشته شود. این روند براساس اولویتهای مد نظر صورت پذیرفت. اولویت اول حوزه علوم تربیتی است.اولویتهای بعدی علوم اجتماعی، سیاسی، اقتصاد و مدیریت هستند. باید توجه كرد كه چنین فعالیتهایی حركتهای كندی دارند. اینطور نیست كه بتوان یك شبه یك ساله و یا حتی چند ساله به نتیجه برسیم. مهم آغاز كار و حمایت و برنامهریزی برای پیشرفت آن است. اعتقاد ما بر این است كه دو گروه در این طرح باید نظر بدهند. یك گروه صاحبنظرانی كه علوم جدید را در حوزه هر یك از این رشتهها میشناسند و گروه دوم افراد متخصص مسائل اسلامی و بومی كشورهستند. این دو گروه با هم گفتوگو و تبادل نظر كنند و چون حوزه، حوزه علم است و شخصیتها، علمی هستند، باور بنده این است كه به مشتركاتی میرسند و آنچه را در آن به اشتراك رسیدهاند به جامعه عرضه میشود. در این كار دو خیر میبینیم هم صاحبنظران دینیمان با دیدگاههای روز آشنا میشوند و جهت پیدا میكنند و هم اساتیدی كه در دانشگاه مشغول به تدریس هستند با نقطه نظرات و معارف اسلامی آشنا میشوند و من فكر میكنم دانشگاه علامه طباطبایی بتواند حلقه اتصال خوبی بین حوزه و دانشگاه در مفهوم حقیقی وحدت حوزه و دانشگاه ایجاد كند. ما این موضوع را هم یك تكلیف دانشگاهی میبینیم چون رهبر معظم انقلاب روی این تأكید دارند، از بعد اینكه ایشان برجستهترین شخصیت حاكمیت هستند، اطاعت از دستور ایشان برای ما لازم است؛ مضافاً براینكه ایشان مرجع دینی هستند و از بعد شرعی نیز اگر از ایشان اطاعت نكنیم مرتكب گناه شدهایم.تأكید ما بر این است كه دانشجویان دورههای كارشناسی ارشد و دكترای دانشگاه را به سمت تولید نظریههای بومی و اسلامی سوق دهیم. همانطور كه میدانید این كارها علقه ذاتی و انگیزههای درونی نیز نیاز دارد و تمام آن به سفارش برنمیگردد. دانشگاه علامه در چهار موضوع كلی علمی در نقشه جامع علمی كشور، جایگاه داشت. در رشتههای مدیریت، سیاست و حقوق، علوم اجتماعی و اقتصاد. در عرض چند ماه بیش از 600 نفر استاد را بسیج كردیم و پس از جمعبندی نقطه نظرات اینها، محصول خوبی را با واسطه دفتر نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها به وزارت علوم و شورای عالی انقلاب فرهنگی ارائه كردیم. اساتید دانشگاه نیز از این قضیه به خوبی استقبال كردند. البته هركار پژوهشی موانع و مشكلات خاص خود را دارد ولی مهم این است كه از موانع هراس نداشته باشیم. علاوه بر این بعد از فرمایشات مقام معظم رهبری، مبلغ قابل توجهی را صرف پروژه كلان ملی اصلاح الگوی مصرف كردیم كه در خود این مسأله، بومیسازی و بازنگری مسائل جدید مد نظر قرار گرفت. از بودجههای دانشگاه تا آنجا كه برایمان ممكن باشد در این رابطه كمك میكنیم، در مبانی دینی ما مباحث زیادی در رابطه با علوم انسانی داریم. فكر میكنم تنها مشكل ما نحوه ارائه به زبان علمی روز است.علوم انسانی كه در حال حاضر در حوزه دانشگاههای ما رایج است، عموماً خاستگاه و مركز رشد و نموش در غرب است و شما مطلعید كه علوم انسانی هر سرزمینی از فرهنگ و باورهای مردم آن سرزمین سرچشمه میگیرد. حال باورهایی با عمق یا قدمت كم و زیاد. معمولاً علوم انسانی با ایدئولوژی هست. وقتی این باورها از غرب آمده قطعاً نگرش به انسان و در فرهنگ آنها روی این علوم تأثیر دارد. ما در جایگاه تعلیم و تربیت و جایگاه انسان او را یك موجود پاسخگو و مسؤول در مقابل خود، خانواده و جامعه میدانیم. در نتیجه سلوك این انسان و هدایت او در جامعه با سایر طرز تفكرها متفاوت است. چنانچه در حوزه انسانشناسی غرب منفعتگرایی محض مطرح است خلاف آنچه در دین ما بیان شده است. حیف است در جامعهای كه بیش از 2000 سال فرهنگ مكتوب دارد، آثار تفكرات حاكم بر جوامع غرب، آن هم در دانشگاهها دیده شود.چطور با وجود انجام تمام این فعالیتها كه بیان كردید، هنوز انتظارات مقام معظم رهبری در حوزه علوم انسانی تأمین نشده است؟من مهر سال 84 تازه منصوب شدم. علاوه بر این تمام مسائل مربوط به علوم انسانی در حوزه دانشگاه ما نیست كه تنها ما باید پاسخگو باشیم. حوزه، شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاههای دیگر هم هستند. مأموریت ها بر عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی است. ما نیز احساس نیاز در این زمینه كردهایم و شروع به حركت كردیم. اما اینكه ما الان بخواهیم همه مسائل مبتلا به علوم انسانی را ظرف چهار یا پنج سال حل كنیم، امكانپذیر نیست.اگر 20 سال آینده هم ما جواب این كارمان را بگیریم، خیلی كار كردهایم.من اعتقاد ندارم كه در یك ظرف زمانی محدودی میتوانیم به این جایگاه برسیم. یك نظریه تا ارائه، پخته و به تولید برسد و به بازار عرضه شود خیلی زمان میبرد. مثل فقه ما كه از چند برگ در آغاز شروع شده و بعد از 1200 سال مطالعه و تحقیق به سرمایه بزرگی تبدیل شده است. آوردن و نقد و انطباق نظریههای جدید زمانبر است. خروجی دانشگاه علامه در رابطه با همین مطالعات، چه تئوریهایی بوده است؟ابتدا باید كارهای علمی انجام شود، سپس خروجیها عرضه شود. آنچه دورنمای كار است این است كه صاحبنظران دینی ما در بخشهای مختلف مسائل اسلامی دیدگاههای خود را به نظریه تبدیل كنند. این دیدگاهها به صورت موجود كافی نیست كه اگر بود تا حالا جواب میداد، طرحی كه حدود یك سال و اندی است ما روی آن كار انجام میدهیم این است كه كمیتههای مشتركی از صاحبنظران اسلامی و غیر اسلامی، كل مكاتب را مورد بررسی و نقد قرار بدهند. این كار تاكنون به هیچ عنوان انجام نشده است؛ ممكن است در بخشهایی، حركتهایی صورت گرفته باشد، اما به محصول خاصی نرسیده است.ممكن است، مواد یا منابع درسی خاصی تهیه شده باشد اما تمام مواد درسی حقوق یا علوم سیاسی و... به صورت مدون به صورت سرفصل، منبع، كتاب و... وجود ندارد. حتی شورای عالی انقلاب با آن عظمت و قدرت اخیراً دستور به بازنگری روی مجموعه علوم انسانی داده است. ما براساس تكلیف خودمان در دستور كار رسالههای جدید و مطالعاتمان قرار دادیم. هر چیز نویی كه ارائه شود را در كارگاهی ارائه میكنیم و در معرض نقد و نظر صاحبنظران قرار میدهیم. پخته شدن و تكامل یك نظریه ممكن است حتی تا 100 سال هم زمان ببرد.این مدت زمانی كه طول میكشد، ما را از دنیای غرب عقب نمی اندازد؟ما در این راستا متوقف نشدهایم. بلكه دقیقاً در حال حركت هستیم.هر وقت متوقف بشویم، دچار مشكل میشویم. تمام نظریات روز را مورد بررسی قرار میدهیم. اگر بخواهیم پویایی خود را حفظ كنیم و همیشه به روز باشیم باید كوچكترین نظریات غرب را به میدان كارمان وارد كنیم. ما درها را روی خودمان نمیبندیم بلكه آنچه را كه هست و آنچه را كه پیش میآید را با هم مطالعه میكنیم. همین مطالعه و تحقیق و بررسی یك نوآوری و نظریه جدید است و باید این را هم به محك دنیا بگذاریم. ممكن است خیلی از نظریاتی كه هم اینك در كتابهای ما وجود دارد و در دانشگاهها تدریس میشوند، 30 ،40 سال قبل پنبهاش را دنیا زده و از دستور كار خارج شده باشد اما ما به عنوان یك نظریه داریم در مورد آن كار میكنیم یعنی با رویكرد نوآوری میبینیم كه چه چیزهای نویی در سطح دنیا مطرح شده است، آنها را وارد میكنیم. این كار، كار سنگینی است و كار یك جمعیت و یك گروه نیست. اینكه خیال كنیم دانشگاه علامه طباطبایی با این پتانسیل علمی و جایگاه علمی كه دارد بتواند از عهده همه این مسائل بربیاید، ما این ادعا را نداریم اما عزم جدی ما این است كه به هر شكل ممكن این حركت را شروع كنیم و موانع را از سر راه برداریم. الان نمیتوانیم قضاوت كنیم. اینكه ما در را به روی خودمان ببندیم و مدام باب ترجمه را باز كنیم و هیچ نظریه و نقدی نداشته باشیم ما را به ركود میكشاند. یعنی نشخوار درون میشود. در این زمینه نوآوری این است كه هر نظریهای كه میبینیم با دادههای موجود نقدش كنیم. شهامت نقد كردن را داشته باشیم. ممكن است آن نظریه با نوآوری و نقد ما اصلاح و قابل قبول بشود یا برعكس حذف شود. درباره ایجاد فضای اسلامی در چهار سال ریاست شما در دانشگاه علامه چه كارهایی صورت گرفته است؟در اسلامی كردن باید از دگرگونی در رفتار شروع میكردیم، باید دانشگاه را در زمان تحویل گرفتن من با حالا مقایسه كرد. علاوه بر فعالیتهای علمی در حوزههای امور دانشجویی حضور نیروهای مؤمن، كاردان و توانمند در جهت اسلامی كردن خوابگاهها و مجموعههایمان، كنترل و نظارت و ایجاد زمینههای وجود مشاوران مذهبی درون هر خوابگاه فراهم شده است. از فعالیت مجموعههایی كه با نام اسلام حركتهای خلاف اسلامی داشتند، جلوگیری كردیم و گروههای ارشادی در هر دانشكده تشكیل شد.