
در جریان هر حرکتی که به صورت ساختارشکنانه در جامعه رخ میدهد، مرحلهای که پس از پشت سرگذاشتن نقطه اوج حرکت و در وضعیت انفعال و سرخوردگی جریان ساختارشکن، در دستور کار افکار عمومی قرار میگیرد بازشناسی علل و عوامل شکلگیری این حرکت است و در مقابل، عکسالعمل گروه اپوزیسیون، بازسازی وضعیت فعلی و بازیافت موقعیت قبلی است که عمدتاً در قالب طرحهایی در جهت مبهم ساختن ماجرا و جلوگیری از شفافسازی همراه با القای حس مظلومنمایی و خیرخواهی است تا با ایجاد نقابی روشن و البته زخمی، چهره تاریک و شکستخورده خود را پوشانده و مانع شناسایی حقیقی لایهها توسط تودههای مردم شود.
در انتخابات اخیر که عرصه سیاسی کشور شاهد بزرگترین مدل مشارکت مردمی از نظر کمی و کیفی بود، جهتگیریهای انحرافی برخی از نخبگان سیاسی باعث شد تا مدل بازی دشمنان خارجی توسط عناصر داخلی در میدانی به بهانه انتخابات و با هدف سرنگونی نظام پیاده شود. مدل قدیمی و مستعمل کودتای مخملی توسط جبهه موسوی و کروبی در بدنه جریان دوم خرداد در ظرفیت عظیم ملت ایران ریخته شد و اگرچه نتوانست صدمه قابل توجهی به نظام جمهوری اسلامی وارد کند اما بسترساز هزینههایی برای ایران شد. اتهاماتی که از سوی این گروه به حاکمیت اسلامی و نظام قانونمدار جمهوری اسلامی وارد شد و حرمتی که به واسطه نفاق و فتنه برخی از مدعیان میراثداری امام(ره) و انقلاب از نظام جمهوری اسلامی ایران شکست، باعث شد تا لجام اهانت بیگانگان گسیخته شده و فرصت نیشخند و سرزنش ملت عزتمند ایران در اختیار سران خودفروخته عرب هم قرار بگیرد. نگارش نامههای سرگشاده که با محوریت پرورش حوادث ساختگی صورت میگرفت، دستاویزی شد برای دولتمردان اروپایی و آمریکایی تا جمهوری اسلامی ایران را مورد هجمه سنگین توهین و تهمت قرار دهند. عدم اعتماد به رأی مردم و عدم تمکین به بازشماری آرا توسط شورای نگهبان، ایجاد توهم تقلب در جامعه، برهم زدن نظم و امنیت نظام و دامن زدن به اغتشاشات و ناامنیها، همه و همه حجت محکمی بود تا ثابت شود که این جریان سیاسی برخلاف ادعاهای مکرر، نه تنها پایبندی به نظام جمهوری اسلامی ندارد بلکه در گفتمان خود نیز هیچگونه تعهدی به حفظ و صیانت از کشور خویش ندارد، چرا که در جریان سرنوشت ساز انتخابات و روزهای حساس پس از آن، از هیچ کوششی در جهت مخدوش نمودن چهره نظام و تضعیف جایگاه ایران در عرصه جهانی دریغ نکرده و لحظهای همپیمانان غربی خود را تنها نگذاشت. نظامی که امام خمینی(ره) درمورد آن فرموده بودند: حفظ نظام از اوجب واجبات است...
قطعاً کسانی که در کسوت امانتداران نظام به دشمنان قسم خورده نظام چراغ سبز کودتا را نشان دادند و با تحرکات خود و نزدیکانشان به شکل مستقیم و پشت پرده، روغن به آتش اغتشاشات ریختند، با پایمال کردن خون هزاران شهید، وقیحانه خنجر بر پرده حرمت چهره نجیب انقلاب اسلامی زدند. تا جایی که رهبر معظم انقلاب فرمودند: کسانی که انتخابات را زیر سؤال بردند، مرتکب جرم بزرگی شدهاند... چه رسد به خائنانی که بیشرمانه اصل نظام جمهوری اسلامی و یادگار گرانبهای امام راحل را زیر پا گذاشته و با تمام توان خود در جهت فروپاشی آن بلند شدند.
کسانی که در ایام انتخابات با خیال پشتیبانی تودههای مختلف مردم به صحنه آمدند، امروز با اوجگیری موج فزاینده اعتراضات و شکایتها هر لحظه به سمت میز محاکمه رانده میشوند. میرحسین موسوی که رسالت نگاهبانی از میراث امام(ره) و احساس خطر برای حفظ نظام، او را به عرصه انتخابات و به دنبال آن مصاحبه با شبکه بیبیسی و صدور بیانیه برای آشوب در خیابانها کشانده بود، امروز با شکایت 144 نماینده مجلس شورای اسلامی، در صدر فهرست محکومین به ارتکاب جرم بزرگ قرار گرفته است. موسوی که به توهم پایگاههای دانشگاهیاش، تمام دانشجویان ایرانی را در حد جمعیت چند صدنفری دانشجویان لمپن باز و اغتشاشگر حامیاش میدید، امروز به شکایت 201 تشکل دانشجویی (اعم از بسیج دانشجویی، جامعه اسلامی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و انجمن اسلامی دانشجویان) به یکی از منفورترین شخصیتهای سیاسی در دانشگاهها در سالهای پس از انقلاب تبدیل شده است.
خاتمی که به واسطه حق پدریاش بر جریان اصلاحات همواره به عنوان افق امید جریانهای چپ متمایل به غرب مطرح بود، امروز با فاش شدن رابطهاش با رئیس بنیاد آمریکایی انقلابهای مخملی (جرج سوروس؛ رئیس بنیاد سوروس) هدف انگشت اتهام تمام کسانی قرار گرفته است که تحت هیچ شرایطی حاضر به معامله با قاتلان مردم ایران نیستند.
... و این تنها بخشی از ضایعات سیاسی اصلاحات در روزهای اخیر است که افتضاح ساختار شکنی و دگرگونی هویت در روز قدس و 13 آبان به مراتب بر تعفن و رسوایی آن اضافه میکند.
و امروز جریان اصلاحات که با طوماری از فضایح سیاسی برابر اذهان عمومی وامانده است، در راستای اجرای همان طرح مبهمسازی و جلوگیری از شفافسازی، دم از طرح وحدت ملی میزند. ظاهراً هنوز نفهمیده که مدتهاست که ملت حساب آنها را از خود جدا کرده است. آرامش و وحدت ملی در کشور جاری است و این عناصر «از داخل رانده و از غرب مانده» هستند که دچار سختترین تعارضات و آشفتگیهای حیات سیاسی خود شدهاند و البته ورودشان به حلقه وحدت ملت، عملاً غیر ممکن است. چرا که وحدت با معاندان نظام اعم از دشمنان خارجی و منافقان داخلی امکانپذیر نیست. ایجاد وحدت با کسانی که در حساسترین مقطع زمانی، نظام را در معرض سنگینترین و بیرحمانهترین توهینها و تهمتها قرار دادند، امکانپذیر نیست مگر زمانی که با بازگشت به اصول اسلامی و ارزشهای انقلابی، خود به آغوش ملت بازگردند و البته واضح است که قدم اول در این راه، جبران خسارتهای وارده به ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی و محاکمه بدون مسامحه و مصلحتاندیشی عاملان این فتنه و مرتکبان این جرم بزرگ است.
این نه تنها یک اصل عقلی و منطقی است که در این روزها خواست اکثریت مردم ایران از طیفها و طبقههای مختلف است. ارادهای که یقیناً مدنظر دستگاه قضائی کشور قرار گرفته و انتظار آن میرود که پس از محاکمه لایههای میانی اغتشاشات و در آیندهای نزدیک، شاهد محاکمه و مجازات سران و رهبران جریان کودتا علیه نظام جمهوری اسلامی باشیم.