کد خبر: 1382163
تاریخ انتشار: ۰۹ مهر ۱۴۰۵ - ۰۵:۰۰
منیره مهدی‌پور، روانشناس بالینی و مشاور سالمندی:
1 تفاوت اصلی میان احترام و ترحم در نحوه برخورد با توانمندی فرد است. احترام یعنی نظر سالمند را واقعاً بپرسیم و به آن توجه کنیم. در تصمیم‌هایی که به زندگی او مربوط است، مشارکتش بدهیم. با او مانند یک فرد بالغ و صاحب‌نظر صحبت کنیم
جوان آنلاین: منیره مهدی‌پور، روانشناس بالینی و درمانگر بزرگسالان و مشاور سالمندی در گفت‌و‌گو با «جوان» می‌گوید: تفاوت اصلی میان احترام و ترحم در نحوه برخورد با توانمندی فرد است. احترام یعنی نظر سالمند را واقعاً بپرسیم و به آن توجه کنیم و در تصمیم‌هایی که به زندگی او مربوط است، مشارکتش بدهیم. متن گفت‌و‌گو با وی به شرح زیر است. 
 
 مهم‌ترین تغییر نگرشی که برای داشتن سالمندی رضایت‌بخش چیست؟
یکی از مهم‌ترین تغییرات، پذیرش تغییر بدون از دست دادن احساس ارزشمندی است. سالمند باید بپذیرد که بعضی توانایی‌ها، نقش‌ها و شرایط زندگی نسبت به گذشته تغییر کرده‌اند، اما این تغییرات به معنای بی‌ارزش شدن او نیستند. بهتر است ارزشمندی فرد از «میزان کارایی و توان جسمی» جدا شود. سالمندی می‌تواند دوره‌ای برای بازتعریف نقش، استفاده از تجربه‌ها، ارتباط با دیگران و دنبال کردن علایق جدید باشد؛ نه صرفاً دوره‌ای از محدودیت و وابستگی. 
 
چرا سالمند بعد از بازنشستگی احساس بی‌فایدگی می‌کند و خانواده چه کند؟
شغل فقط درآمد ایجاد نمی‌کند؛ بلکه هویت، برنامه روزانه، ارتباط اجتماعی و احساس مفید بودن نیز به فرد می‌دهد. بنابراین بازنشستگی یا کاهش نقش‌های اجتماعی می‌تواند خلأ ایجاد کند. خانواده نباید صرفاً با جملاتی مانند «استراحت کن، دیگر لازم نیست کاری انجام بدهی» این خلأ را بیشتر کند. بهتر است برای سالمند نقش‌های واقعی و محترمانه ایجاد شود؛ مثلاً نظرخواهی درباره مسائل خانواده، مشارکت در فعالیت‌های مورد علاقه، انتقال تجربه به نسل جوان یا انجام مسئولیت‌هایی متناسب با توانایی‌هایش. 
نکته مهم این است که این نقش نباید ساختگی یا صرفاً برای سرگرم کردن سالمند باشد. 
 
چگونه بدون ترحم به سالمند احترام و اعتبار بدهیم؟
تفاوت اصلی میان احترام و ترحم در نحوه برخورد با توانمندی فرد است. احترام یعنی نظر سالمند را واقعاً بپرسیم و به آن توجه کنیم. در تصمیم‌هایی که به زندگی او مربوط است، مشارکتش بدهیم. با او مانند یک فرد بالغ و صاحب‌نظر صحبت کنیم. فقط به دلیل سن، او را ناتوان فرض نکنیم. از تجربه‌هایش استفاده کنیم، بدون اینکه انتظار داشته باشیم همیشه مطابق نظر نسل جوان عمل کند. کمک کردن زمانی سالم‌تر است که جایگزین توانایی فرد نشود، بلکه توانایی او را حمایت کند. 
 
مرز مراقبت و سلب استقلال کجاست؟
یک معیار ساده این است: اگر سالمند می‌تواند کاری را با امنیت قابل قبول انجام دهد، بهتر است تا حد امکان خودش انجامش دهد؛ حتی اگر انجام آن برای خانواده زمان‌برتر یا متفاوت از روش آنها باشد. مثلاً اگر سالمند می‌تواند لباسش را انتخاب کند، خانواده نباید صرفاً برای سرعت بیشتر لباس را به جای او انتخاب کند. اگر می‌تواند درباره زمان خواب، غذا یا برنامه روزانه‌اش تصمیم بگیرد، نباید همه این تصمیم‌ها بدون مشارکت او گرفته شوند. کمک بیش از اندازه ممکن است پیام ناخواسته‌ای منتقل کند: «تو دیگر از عهده کارهایت برنمی‌آیی.» در نتیجه، وابستگی روانی و حتی کناره‌گیری از فعالیت‌ها بیشتر می‌شود. 
 
«تنهایی در میان خانواده» چگونه شکل می‌گیرد؟
تنهایی فقط نبودن آدم‌ها در اطراف فرد نیست؛ نبود ارتباط معنادار هم می‌تواند تنهایی ایجاد کند. ممکن است سالمند در خانه‌ای شلوغ زندگی کند، اما کسی واقعاً به حرف‌هایش گوش ندهد، با او گفت‌وگوی جدی نکند یا او را در تصمیم‌ها دخالت ندهد. در این شرایط، حضور فیزیکی خانواده لزوماً احساس تعلق ایجاد نمی‌کند. برای پیشگیری گفت‌وگوی واقعی داشته باشیم، نه فقط پرسش‌های روزمره. 
به خاطرات و تجربه‌های سالمند گوش بدهیم. او را در فعالیت‌های خانوادگی مشارکت دهیم. ارتباط با دوستان، همسالان و اجتماع را حفظ کنیم. زمان مشخصی را برای ارتباط با او در نظر بگیریم. کیفیت رابطه مهم‌تر از صرفاً تعداد ساعت‌هایی است که کنار سالمند هستیم. 
 
توقع منطقی سالمند از فرزندان چیست؟
توقع منطقی می‌تواند شامل احترام، توجه عاطفی، ارتباط منظم، شنیده‌شدن و دریافت کمک در مواقع نیاز باشد. اما رابطه سالم زمانی شکل می‌گیرد که توقعات دوطرفه باشند. فرزندان نیز زندگی، کار، خانواده و محدودیت‌های خودشان را دارند. بنابراین سالمند نمی‌تواند انتظار داشته باشد فرزندان همیشه در دسترس باشند یا تمام نیاز‌های عاطفی و اجتماعی او را برآورده کنند. بهتر است به جای توقعات مبهم، نیاز‌ها شفاف و قابل گفت‌و‌گو بیان شوند؛ مثلاً «دوست دارم هفته‌ای دو بار با من تماس بگیری» بسیار سازنده‌تر از «دیگر برایتان مهم نیستم» است. 
 
چگونه درباره فرسودگی مراقبان صحبت کنیم بدون اینکه سالمند احساس گناه کند؟
باید موضوع را به عنوان مسئله‌ای مربوط به مدیریت مراقبت مطرح کرد، نه به عنوان تقصیر سالمند. به جای اینکه بگوییم: «به خاطر تو خیلی خسته شده‌ام.» بهتر است مفهوم این باشد «می‌خواهم بتوانم مدت طولانی‌تری با انرژی و آرامش از تو مراقبت کنم، بنابراین لازم است مسئولیت‌ها را بهتر تقسیم کنیم.» همچنین مراقبت نباید الزاماً بر دوش یک نفر باشد. تقسیم مسئولیت میان اعضای خانواده، استفاده از خدمات حمایتی در صورت امکان و ایجاد زمان استراحت برای مراقب، از فرسودگی جلوگیری می‌کند. مراقبت پایدار، مراقبتی است که مراقب را هم فرسوده نکند. 
چگونه به سالمند کمک کنیم با تغییرات زندگی کنار بیاید؟
به جای تلاش برای برگرداندن زندگی به گذشته، باید به او کمک کرد نسخه جدیدی از زندگی را بسازد. برای این کار می‌توان محدودیت‌های جسمی را پذیرفت و در صورت نیاز فعالیت‌ها را متناسب کرد. توانایی‌های باقی‌مانده را مورد استفاده قرار داد. برای علایق قدیمی شکل‌های جدید پیدا کرد. ارتباطات اجتماعی را حفظ یا دوباره ایجاد کرد. مسئولیت‌هایی متناسب با توانایی فرد ایجاد کرد. درباره احساس فقدان، تغییر نقش و نگرانی‌های آینده فرصت گفت‌و‌گو فراهم کرد. احساس ارزشمندی زمانی پایدارتر می‌شود که سالمند احساس کند هنوز انتخاب، تأثیرگذاری و ارتباط دارد. 
 
چه فعالیت‌هایی به هدفمندی و نشاط کمک می‌کنند؟ آیا داشتن هدف مهم است؟
بله، داشتن احساس هدف و معنا می‌تواند در سالمندی اهمیت زیادی داشته باشد؛ اما هدف الزاماً نباید بزرگ یا عجیب باشد. برای یک نفر ممکن است هدف، مراقبت از باغچه باشد؛ برای دیگری، دیدار دوستان، یادگیری یک مهارت، کمک به نوه‌ها، فعالیت داوطلبانه، مطالعه، هنر، ورزش متناسب با شرایط جسمی یا مشارکت اجتماعی. 
سه عنصر معمولاً اهمیت زیادی دارند از جمله فعالیت، ارتباط اجتماعی، احساس معنا که به آن باید توجه کرد. هدف باید متناسب با توانایی و علاقه فرد باشد و از بیرون به او تحمیل نشود. «داشتن چیزی که صبح برایش از خواب بیدار شوم» می‌تواند برای سلامت روانی بسیار ارزشمند باشد. 
 
مهم‌ترین توصیه به خانواده و خود سالمند چیست؟
به نظرم می‌توان این توصیه را در یک جمله خلاصه کرد «به جای اینکه سالمند را فقط مراقبت‌کننده یا مراقبت‌شونده ببینیم، او را همچنان یک انسان صاحب انتخاب، تجربه، نیاز، احساس و حق تصمیم‌گیری بدانیم.» خانواده باید بین حمایت و استقلال تعادل ایجاد کند و سالمند نیز در حد توان خود، نیاز‌ها و محدودیت‌هایش را صادقانه بیان کند و بپذیرد که اعضای خانواده نیز محدودیت‌ها و نیاز‌های خودشان را دارند. در نهایت، رابطه سالم میان سالمند و خانواده بیشتر از آنکه بر «انجام دادن همه کار‌ها برای یکدیگر» استوار باشد، بر احترام متقابل، گفت‌وگوی صادقانه، مرزبندی سالم و حفظ احساس تعلق بنا می‌شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار