به جای «بیماری محور بودن»، فرد سالمند را مجموعهای از توانمندیها و عملکرد و استقلال در امور زندگیاش ببینید. داشتن فعالیت فیزیکی و راه رفتن، حافظه بدون اختلال، تغذیه، خواب مناسب، خلق و خوی نرمال، داشتن استقلال و ارتباط اجتماعی به صورت منظم ارزیابی شوند و هرگونه تغییر جدیدی که زندگی روزمره فرد سالمند را مختل کند به حساب «عدد سن» گذاشته نشود جوان آنلاین: دکتر راحله علیمرادزاده، متخصص طب سالمندی و استادیار دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفتوگو با «جوان» میگوید: یکی از باورهای غلط خانوادهها این است که هر نقص عملکردی سالمند را به حساب «عدد سن» میگذارند؛ مثلاً میگویند: «پیر شده دیگه، پس مورد قبول است که حافظهاش ضعیف شود یا زمین بخورد.» درحالیکه بسیاری از این تغییرات که منجر به اختلال در زندگی فرد سالمند شده است قابل بررسی، پیشگیری یا درمان هستند. مشروح گفتوگو با وی در ادامه میآید.
یک سالمندی سالم و باکیفیت دقیقاً چه ویژگیهایی دارد و خانوادهها معمولاً در تعریف «سالمندی سالم» چه اشتباهاتی میکنند؟
سالمندی سالم به این معنا نیست که فرد هیچگونه بیماری روحی و جسمی نداشته باشد. اتفاقاً ممکن است یک سالمند همزمان چند بیماری مزمن داشته باشد، اما همچنان از لحاظ کارهای روزمره و زندگی مستقل باشد، از لحاظ شناختی عملکرد مناسب داشته باشد، ارتباط اجتماعی خود را حفظ کرده باشد و در مجموع از کیفیت زندگی خوبی برخوردار باشد. در طب سالمندی، ما به جای تمرکز صرف بر بیماریها و به عبارتی بیماری محور بودن، بر شخص سالمند متمرکز هستیم و به «توانمندی و استقلال در زندگی روزمره» فرد سالمند نگاه میکنیم؛ یعنی آیا سالمند میتواند کارهای روزمره خود را انجام دهد، راه برود، ارتباط اجتماعی برقرار کند، تصمیم بگیرد و در فعالیتهای مورد علاقهاش شرکت کند یا خیر.
یکی از باورهای غلط خانوادهها این است که هر نقص عملکردی سالمند را به حساب «عدد سن» میگذارند؛ مثلاً میگویند: «پیر شده دیگه، پس مورد قبول است که حافظهاش ضعیف شود یا زمین بخورد.» درحالیکه بسیاری از این تغییرات که منجر به اختلال در زندگی فرد سالمند شده است قابل بررسی، پیشگیری یا درمان هستند.
با افزایش سن، چه تغییرات جسمی و روانی طبیعی است و از چه نقطهای باید این تغییرات را جدی گرفت و برای بررسی پزشکی اقدام کرد؟
آنچه در دوران سالمندی و با افزایش سن، پیش میآید تغییراتی هستند مانند تحلیل نسبی قدرت عضلانی، کاهش سرعت واکنش و عکسالعملهای سالمند، تغییر الگوی خواب و بیداری، کاهش نسبی سرعت پردازش اطلاعات و تغییراتی در سیستم بینایی و شنوایی مثل پیرچشمی و پیر گوشی. اما نکته مهم این است که «سالمندی طبیعی» نباید با ازکار افتادگی و ناتوانمندی اشتباه گرفته شود. برای مثال، فراموش کردن گاهبهگاه یک نام میتواند اتفاق بیفتد؛ اما اگر فرد مرتباً قرار ملاقاتها را فراموش میکند، در مدیریت امور مالی خود مشکل پیدا میکند، مسیرهای آشنا را گم میکند یا در انجام فعالیتهای روزمرهآش دچار اختلال میشود، باید توسط پزشک بررسی شود. همچنین در مورد کاهش وزن، ضعف و خستگی، زمینخوردنهای مکرر، بیاختیاری ادرار یا مدفوع، تغییرات خلق و خو، اختلال خواب یا کاهش ناگهانی عملکرد نیز همین موضوع مطرح است. در سالمندی هر تغییر جدید پیشرونده که زندگی روزمره و مستقل سالمند را مختلکنند، نیاز به بررسی دارد.
تغذیه سالمندان چه تفاوتهای اساسی با دوران میانسالی دارد؟ خانوادهها در تغذیه سالمندان بیشتر با چه خطاهایی مواجهاند؟
نیاز به ریزمغذی و درشت مغذیها و پروتئین و سایر مواد غذایی نسبت به گروههای دیگر سنی متفاوت نیست و در برخی موارد این نیاز حتی بیشتر میشود، اما در کل میتوان گفت میزان کالری مورد نیاز روزانه ممکن است به دلیل کاهش فعالیت و سارکوپنیا (کاهش توده عضلانی) کمتر شود. به عبارتی غذای سالمند باید کمحجمتر، اما مغذیتر باشد؛ یعنی حاوی پروتئین کافی، میوه و سبزیجات، غلات کامل، چربیهای مفید غیر اشباع و دریافت مناسب مایعات باشد. یکی از باورهای اشتباه خانواده این است که سالمند باید «کمتر غذا بخورد» و همین امر منجر به کمبود پروتئین و مواد مغذی در فرد سالمند میشود. باورغلط دیگر این است که توجه بیش از حد به محدودیتهای رژیم غذایی؛ مثلاً حذف کربوهیدرات و چربیها به دلیل بیماری دیابت، فشارخون یا چربی خون، بدون اینکه جایگزین مناسبی برای آنها در نظر گرفته شود، بسیار در گروه سنی سالمندان دیده میشود. نکتهی مورد توجه در سالمندان این است که کاهش وزن ناخواسته، بیاشتهایی و کاهش توده عضلانی باید جدی گرفته شود، از این نظر که شاید به علت سوءتغذیه باشد و همین امر منجر به ضعف و ناتوانی، سقوط، عفونت و وابستگی سالمند خواهد شد
سقوط و آسیبهای ناشی از آن یکی از نگرانیهای مهم سالمندی است. چه تغییرات سادهای در خانه و سبک زندگی میتواند خطر زمینخوردن و آسیبهای جدی را کاهش دهد؟
سقوط معمولاً یک دلیل ندارد و مجموعهای از عوامل فردی و محیطی در آن نقش دارد. خانه فرد سالمند باید از نظر این موارد ارزیابی شود. فرشهای لغزنده و روی هم، پادریهای متعدد و سیمهای رهاشده در مسیر فرد سالمند حذف شود. نور کافی، بهویژه در مسیر اتاق خواب تا سرویسبهداشتی فراهم شود. نصب دستگیره مناسب در حمام و سرویسبهداشتی و کف پوشهای ضد لغزش در نظر گرفته شود. استفاده از کفش مناسب و غیرلغزنده توصیه میشود. از چهارپایه یا نردبان و صندلی برای دسترسی به وسایل و کابینتها استفاده نشود. وضعیت بینایی و شنوایی فرد سالمند ارزیابی شود و در صورت اختلال با عینک و سمعک مناسب اصلاح شوند. ضعف عضلانی و اختلال تعادل و حرکت ارزیابی شوند. از نظر پلی پارمسی (چند دارویی) و عوارض دارویی مثل سرگیجه یا افت فشار بررسی شوند؛ و مورد بسیار مهم این است که بعد از یک بار زمینخوردن، نباید فقط به فکر درمان آسیب پیش آمده بود، بلکه لازم است علت سقوط حتماً ارزیابی شود.
بازنشستگی، کاهش نقشهای اجتماعی و احساس «دیگر به درد نمیخورم» چه اثری بر سلامت سالمند دارد؟ چطور میتوان احساس هدفمندی و مفید بودن را در این دوره حفظ کرد؟
انسان یک موجود اجتماعی است و به تنهایی نمیتواند زندگی کند، داشتن روابط اجتماعی، انگیزه و هدف داشتن، احساس ارزشمندی و مفید بودن نیز برای یک زندگی سالم اهمیت دارند. در دوران بازنشستگی با از دست دادن بسیاری از مسئولیتها و ارتباطات اجتماعی، سالمند احساس میکند جایگاه و موقعیت قبلی خود را از دست داده است. این موضوع میتواند منجر به انزوا، کاهش عملکرد، اختلال خواب و مشکلات خلقی شود. راهحل این ماجرا ضرورتا پیدا کردن یک شغل جدید نیست. اما میتوان از فعالیتهایی مانند مراقبت از نوهها، آموزش تجربههای شغلی، فعالیتهای داوطلبانه، ورزشهای دسته جمعی، فعالیتهای هنری، معاشرت با دوستان یا مشارکت در امور خانواده میباشد. هدف این است که سالمند احساس کند: «هنوز زندگی جریان دارد، هنوز دیگران به من نیاز دارند و من میتوانم برای آنها حضوری مؤثر داشته باشم و هنوز زندگی من معنا دارد.»
در مراقبت از سالمند، چگونه میتوان میان «حفظ ایمنی» و «احترام به حق انتخاب و استقلال» تعادل برقرار کرد؛ بهخصوص زمانی که خانواده احساس میکند بعضی انتخابهای سالمند برای او خطرناک است؟
در بیشتر مواقع خانوادهها برای مراقبت از فرد سالمند خیلی از فعالیتهای او را محدود میکنند مثلاً میگویند: «رانندگی نکن»، «تنها بیرون نرو»، «خودت داروهایت را مصرف نکن» یا «اجازه بده ما همه کارها را انجام دهیم.»، اما اگر برای افزایش ایمنی و مراقبت از سالمند، تمام استقلال او را محدود کنیم نتیجه معکوس خواهیم داشت، یعنی کاهش فعالیت میتواند ضعف عضلانی، انزوای اجتماعی، وابستگی و کاهش اعتماد به نفس در سالمند را به همراه داشته باشد. بهتر است به جای محدود کردن فعالیتهای روزمره سالمند از خود بپرسیم: «چطور میتواند این کار را با خطر کمتر، خود سالمند به تنهایی و مستقل انجام دهد؟» مثلاً به جای اینکه سالمند را کاملاً از بیرون رفتن محروم کنیم، از وسایل کمکی مورد نیاز برای حفظ تعادل مثل عصای مناسب، انتخاب مسیر امن، داشتن همراه برای بیرون رفتن از منزل در نظر بگیریم. اصل مهم این است که ایمنی سالمند همزمان با حفظ استقلال سالمند همیشه در نظر گرفته شود.
در خانوادههایی که مسئولیت مراقبت از سالمند عمدتاً بر دوش یک یا دو نفر است، فرسودگی مراقب چه نشانههایی دارد و خانواده چگونه میتواند بدون آسیب زدن به رابطه با سالمند، این مسئولیت را تقسیم کند؟
مراقبین فرد سالمند ممکن است آنقدر درگیر مشکلات سالمند خود شوند که نیازهای روزمره و زندگی خود را فراموش کنند. علائمی مثل خستگی دائمی، اختلال خواب، تحریکپذیری، احساس گناه و بیارزشی، کاهش ارتباطات اجتماعی، بیحوصلگی، احساس درماندگی یا اینکه فرد مرتباً میگوید «دیگر نمیتوانم»، میتواند نشانه فشار بیش از حد مراقبتی باشد. یک اشتباه مهم این است که خانواده تصور کند یک نفر باید همه مسئولیتها را به دوش بکشد. مسئولیت مراقبت از سالمند باید بین اعضای خانواده تقسیم شود. در صورت لزوم حتی از دیگران کمک گرفته شود و این موضوع نباید منجر به احساس گناه یا عذاب وجدان شود. قرار نیست مراقب یا فرزندان به تنهایی و همیشه و هر ۲۴ساعت در کنار سالمند باشند. مراقبت از سلامت جسم و روان مراقب منجر به مراقبت با کیفیتتر از سالمند خواهد شد.
اگر بخواهید چند توصیه کاملاً عملی و قابل اجرا به یک خانواده ایرانی بدهید که میخواهد سالمند خانوادهاش سالهای پایانی عمر را با سلامت، عزت، استقلال و نشاط بیشتری سپری کند، این توصیهها چه خواهد بود؟
اول اینکه به جای «بیماری محور بودن»، فرد سالمند را مجموعهای از توانمندیها و عملکرد و استقلال در امور زندگیاش ببینید. داشتن فعالیت فیزیکی و راه رفتن، حافظه بدون اختلال، تغذیه، خواب مناسب، خلق و خوی نرمال، داشتن استقلال و ارتباط اجتماعی به صورت منظم ارزیابی شوند و هرگونه تغییر جدیدی که زندگی روزمره فرد سالمند را مختل کند به حساب «عدد سن» گذاشته نشود. دوم؛ بیشتر از هر دارو یا اقدام پزشکی فراهم آوردن محیط و سبک زندگی سالم، برای یک سالمند مهمتر است. داشتن حرکت و فعالیت فیزیکی مناسب و کافی، تغذیه سالم، خواب با کیفیت، ارتباط اجتماعی و پیشگیری از سقوط، از هر نوع مداخله درمانی مهمتر هستند. سوم؛ به جای انجام دادن همه کارها برای سالمند، کمک کنید خودش تا حد امکان فعالیتهای روزمرهاش را مستقل انجام دهد. ضمناً یادمان باشد هدف مراقبت از سالمند، صرفاً افزایش طول عمر نیست؛ بلکه هدف این است که فرد تا حد امکان با سلامت، عزت، استقلال و با کیفیت زندگی زندگی کند؛ و شاید مهمترین جمله برای خانوادهها این باشد: «سالمند را از زندگی حذف نکنید؛ شرایط زندگی را طوری تغییر دهید که سالمند بتواند همچنان در زندگی حضور داشته باشد.»