تنگه هرمز اهرمی راهبردی است که اعمال حاکمیت و تسلط ایران بر آن میتواند معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان را دگرگون کند. جمهوری اسلامی ایران با تسلط بر این گلوگاه در مدیریت جریان انرژی، تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی و شکلدهی به تصمیمات قدرتهای بزرگ، به عنوان یک قدرت جهانی مطرح خواهد شد. تنگه هرمز اهرمی راهبردی است که اعمال حاکمیت و تسلط ایران بر آن میتواند معادلات امنیتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی جهان را دگرگون کند. جمهوری اسلامی ایران با تسلط بر این گلوگاه در مدیریت جریان انرژی، تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی و شکلدهی به تصمیمات قدرتهای بزرگ، به عنوان یک قدرت جهانی مطرح خواهد شد.
تنگه هرمز تنها یک آبراه باریک میان ایران و عمان است، اما در اقتصاد جهانی، این گذرگاه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی به شمار میرود. اهمیت راهبردی تنگه هرمز از آنجا ناشی میشود که بخش زیادی از نفت و گاز تولید شده در خلیج فارس برای رسیدن به بازارهای جهانی ناگزیر از عبور از این تنگه است. همین واقعیت، هرمز را از یک موقعیت جغرافیایی به یک اهرم مهم اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده نفتی در روز از این تنگه عبور کرده است.
به دلایل زیر تسلط و اعمال حاکمیت بر تنگه هرمز یک اهرم قدرت جهانی است و جمهوری اسلامی ایران با اعمال حاکمیت بر این تنگه به یک قدرت جهانی تبدیل میشود:
نخستین دلیل اهمیت راهبردی تنگه هرمز، نبود ظرفیت کافی برای جایگزینی آن است. عربستان سعودی و امارات تنها کشورهای منطقهای هستند که خطوط لوله برای انتقال نفت و دور زدن هرمز را در اختیار دارند. ظرفیت قابل استفاده این مسیرهای جایگزین حدود ۵/۳ تا ۵/۵ میلیون بشکه در روز برآورد میشود، در حالی که حجم عبوری از هرمز حدود ۲۰میلیون بشکه در روز است. به بیان ساده، همانطور که در جنگ تحمیلی سوم مشاهده شد، حتی اگر تمام ظرفیت جایگزین موجود فعال شود، هنوز بخش بزرگی از جریان نفت امکان عبور از مسیرهای دیگر را نخواهد داشت. همین شکاف میان «حجم انرژی عبوری» و «ظرفیت جایگزین» است که به تنگه هرمز اهمیت بالایی میدهد.
دلیل دیگر، تمرکز تقاضای انرژی در آسیاست. چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی از مهمترین واردکنندگان نفت خام عبوری از تنگه هرمز هستند، به طوری که حدود ۸۰ درصد این محمولهها مقصد آسیایی دارند. در سال ۲۰۲۵، چین و هند بهتنهایی حدود ۴۴ درصد نفت خام عبوری از تنگه هرمز را خریداری کردند. بنابراین امنیت هرمز مستقیماً با امنیت انرژی اقتصادهایی مانند چین، هند، ژاپن و کرهجنوبی پیوند خورده است. از سوی دیگر، در حوزه گاز طبیعی مایع (LNG) نیز بیش از ۱۱۰میلیارد مترمکعب LNG از هرمز عبور کرده که نزدیک به ۲۰ درصد تجارت جهانی LNG است. حدود ۹۰ درصد این محمولههای LNG نیز راهی بازارهای آسیایی شدهاند.
البته اثرگذاری تنگه هرمز بر قیمت جهانی انرژی فراتر از میزان نفتی است که مستقیماً از آن عبور میکند. بازار نفت یک بازار جهانی و بهشدت حساس به انتظارات است. اگر خریداران نفت احتمال دهند عرضه بخش بزرگی از نفت خلیج فارس با مشکل مواجه خواهد شد، قیمتها میتوانند پیش از وقوع کمبود واقعی افزایش پیدا کنند. تجربه حمله امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و بسته شدن تنگه هرمز بهوضوح این موضوع را نشان داد. جریان نفت از تنگه هرمز که پیش از جنگ حدود ۲۰ میلیون بشکه در روز بود، در برهههایی از جنگ به صفر میل کرد و قیمت نفت برنت در بیشینه خود به حدود ۱۱۵ دلار در هر بشکه رسید.
عامل دیگر، ارتباط تنگه هرمز با ظرفیت مازاد تولید نفت جهان است. اختلال در این تنگه فقط به معنای توقف بخشی از صادرات نیست، بلکه میتواند استفاده از ظرفیت مازاد تولید کشورهای خلیج فارس را نیز دشوار کند. آژانس بینالمللی انرژی برآورد کرده بود که در سه ماهه چهارم ۲۰۲۵، بیش از ۴ میلیون بشکه در روز ظرفیت مازاد تولید نفت جهان، عمدتاً در اختیار عربستان سعودی قرار داشت. اگر نفت تولیدشده در منطقه نتواند از تنگه هرمز خارج شود، این ظرفیت مازاد نیز نمیتواند بهسادگی برای جبران کمبود بازار جهانی مورد استفاده قرار گیرد.
بنابراین قدرت راهبردی تنگه هرمز از «توان بستن یک تنگه» بهتنهایی ناشی نمیشود؛ بلکه از توان ایجاد اختلال در زنجیره عرضه انرژی، افزایش هزینه حملونقل، تحریک قیمتها، ایجاد نااطمینانی در بازارها و وارد کردن فشار به اقتصادهای وابسته به نفت تنگه هرمز سرچشمه میگیرد. به همین دلیل، حتی کشوری که سهم محدودی از نفت جهان را تولید میکند، اگر بر یک گلوگاه حیاتی مانند تنگه هرمز اثرگذار باشد، میتواند پیامدهایی بسیار بزرگتر از سهم تولید نفت خود در بازار نفت ایجاد کند.
در واقع تنگه هرمز نمونه «گلوگاه ژئوپلیتیکی» است، نقطهای که عرض جغرافیایی آن محدود است، اما دامنه پیامدهای اقتصادی آن گسترده و جهانی است. تجربه انسداد تنگه هرمز در جنگ تحمیلی سوم با وجود بازنمودن مقطعی آن نیز نشان داد که یک اختلال واقعی در تنگه هرمز میتواند همزمان بازار نفت و گاز، حملونقل، برق، صنایع انرژیبر و شاخصهای تورم و رشد اقتصادی کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین اعمال حاکمیت جمهوری اسلامی ایران بر تنگه هرمز، کشور را به عنوان یک قدرت جهانی مطرح خواهد کرد.