کد خبر: 1377831
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۳:۲۰
لولو‌های سرخرمن جنگ کسانی که سال‌ها مستقیم با حکم مشاور و دستیار در مناصب حکومتی در سطوح بالا بودند، حالا در یک پارادوکس مرگبار گرفتار شده‌اند: چگونه هم مردم را آن‌قدر از عواقب شرایط فعلی بترسانند که کشور آماده‌ی تسلیم مقابل امریکا باشد و چگونه چنین چیزی در دولت اصلاحات اتفاق نیفتد تا ننگ این تسلیم را بتوان بعد‌ها گردن دیگران انداخت؟! این افراد حالا نقش لولوی سر خرمن جنگ را بازی می‌کنند، نقشی که هرچند در آن سابقه دارند ولی از تناقض آن رهایی نمی‌توانند!
علی علوی 

جوان آنلاین:‌  این روز‌ها لولو‌های سرخرمن برای ترساندن مردم از عواقب «تسلیم‌نشدن مقابل امریکا» همگی با هم فعال شده‌اند، بسیار هماهنگ، فنی و سیستماتیک! 
حسن روحانی، یکی از سردسته‌های آنان، دو روز پیش شروع کرد، البته بعد از خاتمی که افتخار ترساندن مردم با دروغ و سیاه‌نمایی را کلید زد. روحانی آنچه را همیشه و در طول سال‌ها ریاست‌جمهوری و مدیریت‌های کلان کشور درباره جنگ و مذاکره می‌بافت، این‌بار نیز بافت و به تن وفادارنش کرد: «به مردم بگویید قرار است ما می‌خواهیم بیست‌سال دیگر بجنگیم، اگر قبول کردند، برویم ادامه دهیم. حالا شاید کسی بخواهد تا قیامت بجنگد»! 
کسی که در حوزه بوده و لابد چهار کلمه منطق و اصول درست‌حرف‌زدن و درست‌اندیشیدن خوانده و این همه سال در جایگاه‌های عالی سیاسی بوده است، سخنش را با فرض‌های دروغ و مقدمات واهی و مهملات خیالی شروع می‌کند. با این دروغ‌سازی «تا ابد جنگیدن» که قبل از روحانی، خاتمی نیز آن را «با گوش خودش» از کسی (نگفت چه کسی) شنیده بود، جملات ترسناک می‌سازند. 
بعد از روحانی مشاورش محمود سریع‌القلم وارد شد و عینی‌تر حرف زد: «امریکایی‌ها بعد از انتخابات کنگره، چه دموکرات‌ها پیروز شوند و چه جمهوریخواهان، به سراغ عملیات گسترده نظامی علیه ایران می‌آیند». 
همزمان با سریع‌القلم محسن هاشمی از حزب سازندگی و همفکر مرعشی وارد شد و گفت ترامپ می‌خواهد «نمدمالی» کند. هاشمی سناریوی «دلار ۳۰۰هزار تومانی، تورم سه‌رقمی و قطع گاز، برق و بنزین» را برای زمستان پیش‌رو ترسیم کرد. 
قبل از او مرعشی از بزرگ‌ترین رانت‌خواران و بدهکاران نظام گفته بود: «اولویت مردم دیگر شهادت نیست، مردم می‌خواهند زندگی کنند». 
توجه کنید که دلار ۳۰۰ هزارتومانی ادعای وزیر خزانه‌داری امریکا بود و این افراد حتی سعی نکردند رقم متفاوتی بگویند که با او همصدا نشوند. 
این فرایند سیستماتیک به سرعت رسانه‌های اصلاح‌طلب را در بر گرفت و مهدی پازوکی در روزنامه شرق مدعی شد که «در صورت ادامه روند فعلی، ایران ممکن است به سمت تورمی سالانه بالای ۶۰۰درصد حرکت کند». 
دیگرانی هم گفتند و نوشتند و این چرخه ادامه و تکرار دارد. اکنون دو پرسش جدی مطرح است؛ اول اینکه آیا وقتی همتی از بانک مرکزی می‌گوید «ابرتورم بعید است» نوعی تکذیب قطعی و مطلق صدای همفکران خارج از دولت است یا نوعی هماهنگی و همصدایی؟! زیرا لازم نیست که شما عین حرف دیگران را بزنید تا در بازی آنان باشید، حتی می‌توانید آن را انکار و تکذیب کنید، به این شکل که احتمالش را کم بدانید! 
پرسش دوم بسیار حیاتی‌تر است. از خاتمی تا روحانی تا سریع‌القلم و مرعشی و هاشمی و تمامی همفکران آنان، پرچمدار حرفی بودند که دیگر ملکه‌ی ذهن رسانه‌های آنان شده بود: «دشمنی امریکا با ما توهم رهبران ما است. امریکا اگر ما عاقلانه رفتار کنیم دنبال دوستی و برقراری روابط عزتمندانه با ایران است». اکنون چه شده است که همان‌ها از حمله امریکا به ایران، در هر شرایط و در هر صورت و با پیروزی هر کدام از دو حزب سخن می‌گویند؟! چه شده است که گمان می‌کنند دوست مردم ایران می‌خواهد ابرتورم ۶۰۰ درصدی به ایران تحمیل کند؟! این آیا یک چرخش واقعی و ابطال باور‌های قبلی آنان است یا فقط این‌بار تصمیم گرفته‌اند ایران را تسلیم امریکا کنند و چه چیزی آسان‌تر از بازی در نقش لولوی سر خرمن؟! و آیا از «انکار دشمنی امریکا» تا «بزرگنمایی تهدید»، تغییر موضع است یا تغییر مصلحت؟!
این تغییر لحن ناگهانی، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا این افراد به‌تازگی به واقعیت دشمنی امریکا پی‌برده‌اند، یا رویکرد آنها در فضای جدید، تابعی از محاسبات سیاسی و مدیریت افکار‌عمومی است؟ محاسبه‌ای که از نادیده گرفتن تهدید، به بزرگنمایی آن برای ایجاد فضای ترس و همراه‌سازی مردم با سیاست‌های خاص تغییر یافته است؟! 
آیا دولت «تسلیم‌ناپذیر» و همفکران «ترسناک» یک ناهماهنگی از پیش طراحی‌شده است؟! چرا میان اظهارات مقامات دولتی با اظهارات مسئولان و مدیران قبلی اصلاح‌طلبان تناقض است؟ این تناقض را چگونه باید فهمید؟ چهره‌هایی مانند هاشمی و سریع‌القلم و روزنامه‌های اصلاح‌طلب از ابرتورم و فروپاشی اقتصادی هشدار می‌دهند، ولی مقامات رسمی دولت بر «عبور از بحران» تأکید دارند. همتی به‌صراحت «ابرتورم» را رد می‌کند و افزایش نرخ ارز را عمدتاً ناشی از فضای روانی و جنگ روانی دشمن می‌داند. مدنی‌زاده وزیر اقتصاد، نیز اعلام کرده که «از هیاهوی شکل‌گیری ابرتورم عبور کرده‌ایم» و ایران در حوزه اقتصادی برنامه «آفندی» برای مقابله با دشمن دارد. 
این دوگانگی، این برداشت را تقویت می‌کند که شاید نوعی «تقسیم‌کار» در جریان اصلاح‌طلبی در جریان است. یک‌سو، بدنه‌ی رسمی دولت که به دلیل مسئولیت، ناچار به «مدیریت امید» و انکار بحران‌های جدی (مانند ابرتورم) است تا از شوک به بازار و جامعه جلوگیری کند. سوی‌دیگر، چهره‌های غیرمسئول و حاشیه‌ای که با بزرگنمایی تهدیدات خارجی مانند حمله امریکا و مشکلات داخلی مانند ابرتورم، زمینه‌ی روانی تسلیم‌پذیری در برابر امریکا را فراهم می‌آورند؛ سیاستی که با شعار «مذاکره برای نجات کشور» توجیه می‌شود، اما در عمل می‌تواند به معنای پذیرش فشار‌های حداکثری با چهره‌ای جدید باشد. این الگو همان است که در آن، «ترس از فروپاشی» اهرمی برای تغییر محاسبات راهبردی کشور می‌شود. 
روزگاری بر این سرزمین گذشت که مثلاً در دولت نهم کل چالش معیشتی اصلاح‌طلبان با دولت، قیمت گوجه‌فرنگی بود! سپس هشت سال در دولت‌های یازدهم و دوازدهم از مسائل اقتصادی دم نزدند. دو، سه سالی بعد از آن دوباره به تورم و گرانی توجه نشان دادند و حالا دچار یک پارادوکس مرگبار شده‌اند: اگر به‌خاطر‌دولت اصلاح‌طلب حرف از تورم و گرانی نزنند، با چه‌چیز مردم را برای تسلیم مقابل امریکا بترسانند و آماده کنند؟! و اگر تورم و گرانی را داد بزنند، چگونه حرمت و آبروی دولت اصلاح‌طلب را در ذهن مردمی که بیشتر مشکلات را از مدیریت داخلی می‌دانند، برای آینده حفظ کنند؟! این تناقض گلوی آنان را فشرده و راه تنفس‌درست و بالطبع فکرکردن‌درست را بسته است، پس چیزی جز مهملات و تناقضات از آن بیرون نمی‌آید. 
حرف ما را نمی‌شنوید حرف آقای محمدرضا جلایی‌پور از روشنفکران مبعوث‌شده‌ی اصلاح‌طلب را بشنوید که نوشته است: دنبال کاهش احتمال جنگ پرشدت و زیرساختی و افزایش احتمال پایان بادوام جنگ با توافقی عزتمندانه و بدون عدول از لوازم قدرت و امنیت و بالندگی بلندمدت ایرانید؟ به جای صف‌آرایی‌های اغراق‌شدة داخلی و قطبی‌سازی و افزودن شکاف‌ها از دو سو و صحبت مدام از صلح خطاب به کشور مورد تجاوز قرارگرفتة خودتان که فعلا پیشنهاد صلحی روی میزش نیست، موثرتر آن است که در هر حد ممکن انسجام و استقامت ملی بسازید و در ناظر داخلی و خارجی و دستگاه محاسباتی متجاوز، امید به نتیجه‌بخشی محاصره و تهدید و ملتهب و خونین شدن شکاف‌های داخلی را بکاهید.

برچسب ها: امریکا ، جنگ ، ایران
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار