سرتیپ عبدالسلام سفیان: «ملت یمن در حمایت از مردم مظلوم غزه، به رهبر خود سید عبدالملک بدرالدین اقتدا کردند که در جریان محاصره این باریکه اعلام کرد: ما آماده هستیم که حتی نان خود را هم با فلسطینیها تقسیم کنیم!... این ایستادگی از سوی ملت در محاصره یمن، در حالی انجام میشود که بسیاری از دولتهای عربی و اسلامی به رغم ثروتهای فراوانی که دارند، در برابر رنج فلسطینیان سکوت کردهاند!...» جوان آنلاین: از جمله رهیافتهای شاخص به شناخت جبهه مقاومت در خاورمیانه در دو دهه اخیر، بازخوانی و بازشناسی نقش مبارزان کشور یمن و شیعیان مقاوم آن در این فرآیند است. امروزه حوثیان این کشور در برابر برنامههای امریکا، اسرائیل و همکاران منطقهای آنان، چون سدی استوار ایستادهاند و هرگز سستی به خویش راه ندادهاند. در مقال پیآمده و طی بازخوانی دیدگاههای دو نخبه حامی مقاومت در یمن، یعنی سرتیپ عبدالسلام سفیان، کارشناس ارشد علوم نظامی دانشگاه یمن و استراثژیست متخصص در مدیریت بحران و نیز حمید عبدالقادر، مشاور نخستوزیر یمن و رئیس ستاد بینالمللی رفع محاصره فرودگاه بینالمللی صنعا به بررسی این مقوله پرداختهایم. امید آنکه تاریخپژوهان جبهه مقاومت و عموم علاقهمندان را مفید و مقبول آید.
۷ اکتبر، تولدی دوباره برای فلسطین
در آغاز مقال، این مهم جای پرداخت دارد که اندیشمندان و نخبگان یمنی، به رخداد تاریخی طوفانالاقصی چگونه مینگرند و برای آن در فرآیند تحولات خاورمیانه و منطقه غرب آسیا چه مکانتی قائلند؟ این امر میتواند به این پرسش پاسخ دهد، از چه روی آنان اینگونه به حمایت از این خیزش تاریخی برخاستهاند و به خاطر آن هزینه میپردازند؟ سرتیپ عبدالسلام سفیان در اینباره معتقد است: «من به این عملیات به چشم تولدی دوباره برای کشور فلسطین نگاه میکنم! طوفان ۷ اکتبر در شرایطی به پا شد که شماری از دول عربی منطقه، در مسیر عادیسازی روابط با رژیمصهیونیستی گام برمیداشتند و مسئله فلسطین در حال سوق یافتن به حاشیه بود. این عملیات با احیای جایگاه این کشور در نزد افکار عمومی جهان، بسیاری از معادلات و طرحهای منطقهای را بر هم زد و روند عادیسازی، از جمله تلاش برای عادیسازی روابط عربستان و رژیمصهیونیستی را - که تحت هدایت امریکا در شرف امضای توافقنامه بود- با اختلال جدی مواجه کرد. رخداد ۷ اکتبر از جنبهای دیگر نیز در خور توجه است و آن اینکه این جنگ نخستین مصافی است که همه اعضای جبهه مقاومت از محورهای مختلف از لبنان و یمن تا عراق و مدتی نیز سوریه با هم متحد شدند و برای انجام عملیات نظامی مستقیم علیه اسرائیل به تعامل پرداختند....»
حمید عبدالقادر نیز در این خصوص چنین میاندیشد: «در جریان طوفانالاقصی، مسئله فلسطین پس از سالها سانسور و تلاش امریکا و اسرائیل برای به حاشیه راندن آن، دوباره به مرکز توجه جهان بازگشت؛ آرمان قدس بار دیگر احیا شد و امروز میبینیم که این مقوله دیگر صرفاً یک موضوع داخلی یا منطقهای نیست، بلکه به یک معضل جهانی تبدیل شده است. در جریان این جنگ، میلیونها نفر در کشورهای مختلف به خیابانها آمدند و با مردم فلسطین اعلام همبستگی کردند. این اتفاق بسیار مهم است و من آن را یک تحول بزرگ در سطح افکار عمومی جهان و حتی یک زلزله در تمدن بشری میدانم! رویدادی که ابعاد آن، هر روز بیشتر از دیروز ظاهر میشود... این یکی از مهمترین تحولاتی است که در جریان جنگ غزه اتفاق افتاده است. سالها تلاش شد تا مسئله فلسطین در چارچوبهای سیاسی محدود و محدودتر شود و جنایتهای رژیمصهیونیستی در سکوت خبری ادامه پیدا کند، اما امروز دیگر تداوم این وضعیت مانند گذشته امکانپذیر نیست. امروز، مردم جهان با دیدن تصاویر و اخبار غزه بهخوبی میبینند که حقوق بشر و قوانین بینالمللی چگونه نادیده گرفته میشود. به همین دلیل سیاست مظلومنمایی رژیمصهیونیستی، دیگر مانند گذشته کارایی ندارد و چهره واقعی آن بیش از پیش برای جهانیان آشکار شده است. رژیمصهیونیستی سالها تلاش کرده بود تا خود را در جایگاه قربانی و مدافع حقوق بشر معرفی کند، اما هزاران شهید زن، کودک و غیرنظامی و همچنین تخریب گسترده زیرساختهای غزه، واقعیت دیگری را پیشروی افکار عمومی جهان قرار داده و این تصویر ساختگی را بهشدت زیر سؤال برده است....»
منتظر یک شگفتانه باشید، ما در راه هستیم
یمنیها در فرآیند نبردهای پس از طوفانالاقصی و به ویژه تجاوزات وحشیانه اسرائیل به نوار غزه و نیز کشورهای محور مقاومت، چه رفتاری را در پیش گرفتند و نتیجه آن چه شد؟ به نظر میرسد که از این به بعد، نوشتار ما گزارشی به تاریخ قلمداد شود؛ بیلانی که معمولاً در هروله بوقهای رسانهای وابسته به اسرائیل و امریکا گم شده است! سرتیپ عبدالسلام سفیان، در این مقوله میگوید: «روز پنجم جنگ بود که دولت یمن یک بیانیه صادر و خطاب به اسرائیل اعلام کرد، منتظر یک شگفتانه باشید ما در راه هستیم! طولی هم نکشید که هشدار خود را عملی و طی یک عملیات پهپادی و موشکی به کشتیهای مرتبط با رژیمصهیونیستی یا کشتیهایی که به سمت بنادر فلسطین اشغالی در حرکت بودند، حمله کردیم. این عملیات، فشار قابل توجهی را بر اقتصاد رژیمصهیونیستی وارد کرد. حتی بندر ایلات - که یکی از مسیرهای مهم تجاری اسرائیل بود- عملاً با کاهش شدید تردد کشتیها مواجه شد و رسانههای عربی نیز به این واقعیت اذعان کردند، اما این پایان کار نبود. ما حداقل تا چندین ماه پس از عملیات ۷ اکتبر و بهموازات تنگتر شدن حلقه محاصره غزه به حملات موشکی و پهپادی خود ادامه دادیم. ارتش یمن در طول این عملیاتها - که شاید نزدیک به ۵۰۰ موشک و پهپاد به سوی منافع اسرائیل در دریا شلیک شد- دشمن صهیونیستی را بهسختی غافلگیر و بهتر است بگویم عاجز کرد! در این میان، چیزی که بیش از همه به چشم میآمد، ناتوانی دشمن در تأمین امنیت کشتیهای تجاری و جنگی بود؛ مشکلی که اسرائیلیها تا هم اینک نیز با آن مواجه هستند....»
حمید عبدالقادر هم اراده یمنیها برای تقابل با اسرائیل و نیز ابزارهایی که در این میدان به کار میگیرند را اینگونه بسط داده است: «انگیزه یمن برای حمایت از مقاومت فلسطین، برخاسته از تعهد عمیق این کشور به دفاع از مظلومان جهان اسلام است و در این راه از هیچ قدرت خارجی هراس ندارد. به همین دلیل هم است که یمن امروز در میان ملتهای منطقه اعتبار ویژهای پیدا کرده است و من این جایگاه را ناشی از بازگشت به اندیشه اصیل اسلامی میدانم. ارتش یمن و انصارالله با تقویت زیرساختهای دفاعی خویش، بهویژه در حوزه موشکها و پهپادها، توانستهاند عملیاتهای هدفمندی را در دریای سرخ و علیه رژیمصهیونیستی به اجرا بگذارند. یمن برای حمایت از تمامی جبهههایمقاومت همواره آماده است و هر تجاوزی به هر یک از محورهای آن را با پاسخی سخت روبهرو خواهد کرد. اکنون نیز به همه متجاوزین مستکبر توصیه میکنیم که بهتر است به دنبال تشدید تنش در این حیطه نباشند؛ در غیر این صورت در دریای سرخ دفن خواهند شد!....»
ما آماده هستیم که حتی نان خود را هم با فلسطینیها تقسیم کنیم
یمنیها تا کجا حاضرند تا حمایت خود را از فلسطینیان و جبهه مقاومت تداوم بخشند؟ از آنچه تاکنون از سوی اندیشمندان حامی دولت و انصارالله یمن اظهار شده است، چنین برمیآید که حمایت آنان از این جبهه بدون مرز قلمداد میشود! به واقع آنان با سرمایه فقر و قناعت خویش اینگونه قوی ظاهر شدهاند! به عبارت دیگر نداری و چیزی را برای از دست دادن نداشتن که معمولاً در عرف سیاسی و اقتصادی جهان ضعف تلقی میشود، برای آنان قدرت و شوکت آورده است. این مهم به ترتیب پی آمده، مورد تأکید سرتیپ عبدالسلام سفیان قرار گرفته است: «بیشک حمایت مردمی است که به مواضع سیاسی و اقدامات نیروهای مسلح ما، عمق و پشتوانه میدهد. مردم ما با ایمانی راسخ و مثالزدنی در میدان حمایت از مقاومت حاضرند و تظاهراتهای میلیونی در شهرها و سر دادن فریاد مظلومیت مردم غزه و اعتراض به جنایات اسرائیل و امریکا در منطقه، مؤید این مطلب است. ملت یمن در حمایت از مردم مظلوم غزه به رهبر عزیز خود سیدعبدالملک بدرالدین اقتدا کردند که در جریان محاصره این باریکه اعلام کرد: ما آماده هستیم که حتی نان خود را هم با فلسطینیها تقسیم کنیم!... خود من اولین بار که این کلام را از زبان ایشان شنیدم در دلم خطاب به او گفتم سیدنا! اصلاً آیا برای خود شما که در محاصره هستید، نانی باقی مانده که بخواهید آن را تقسیم کنید؟! این ایستادگی از سوی ملت در محاصره یمن، در حالی انجام میشود که متأسفانه بسیاری از دولتهای عربی و اسلامی با وجود همه امکانات و ثروتهای فراوانی که از آن برخوردارند و حتی بیش از نیاز خود هم در اختیار دارند، در برابر رنج مردم فلسطین سکوت کردهاند! شاید بهترین توصیف از جایگاه یمن در این نبرد را شهید بزرگوار سیدحسن نصرالله بیان کرده است؛ آنجا که از ایستادگی مردم یمن با وجود سالها محاصره و فشار تمجید کرد و حمایت آنان از فلسطین را پشتوانهای بزرگ برای محور مقاومت دانست. خدایش در جوار اولیای خود جای دهد....»
صهیونیستها، کشتار کور و انهدام زیرساختها را پیروزی قلمداد میکنند
راهبرد نظامی اسرائیل در برابر نیروهای جبهه مقاومت، برای بسا ناظران تحولات بینالمللی مضحک مینماید. صهیونیستها به جای مواجهه با نیروهای نظامی که جنگ نامتقارن را برگزیدهاند، کشتار زنان و کودکان را به سان هدفی کلان پی گرفتهاند. این برای ارتشی که داعیهدار قدرت و تجهیزات است و به ادعای خویش میتواند هر دشمنی را زمینگیر و نابود سازد، چیزی جز یک ننگ و رسوایی تاریخی نیست. حمید عبدالقادر در این فقره اظهار داشته است: «تخریب زیرساختها و هدف قراردادن زنان، کودکان و افراد مسن، مفهومی جز زبونی، ناتوانی و شکست نظامی رژیمصهیونیستی ندارد. در وقایع پس از رویداد ۷ اکتبر، دشمن صهیونیستی نهتنها به هیچیک از اهداف نظامی خود دست نیافت، بلکه موجودیتش نیز به شدت زیر سؤال رفت و به همین دلیل به تخریب و کشتار مردم بیدفاع روی آورد. صهیونیستها هنوز نمیفهمندکه کشتار کور و انهدام زیرساختها پیروزی نیست!....»
در درون باریکه ظاهراً خاموش غزه، تواناییها و ظرفیتهایی بزرگ خفته است
ظاهر مظلوم و رنجور «غزه»، نباید باعث شود که ما آن را شکست خورده و فاقد ظرفیت مقاومت و دفاع بدانیم... این تلقی اندیشمندان یمنی از توان ساکنان باریکهای است که امروزه شدیدترین جنایات دشمن را تحمل میکنند، اما همچنان به زیست خویش در سرزمین مادری ادامه میدهند. غزه، چون ققنوسی بلند پرواز، روزی از خاکستر خویش برخواهد خاست و بودن و ماندن خویش را به رخ دوست و دشمن خواهد کشید. آنگونه که سرتیپ عبدالسلام سفیان بر این باور است: «بدیهی است که اکنون مهمترین هدف رژیمصهیونیستی و غرب در تمام طرحهایی که در موضوع فلسطین ارائه میکنند، چیزی جز حذف جنبش حماس نیست. اسرائیل در طول این مدت و برای نیل به این هدف از هیچ تلاشی از کشتار وحشیانه کودکان و زنان بیدفاع گرفته تا محاصره شدید غذایی و دارویی و ... فروگذار نکرده است. با همه اما، امروز و با تحولاتی که در این چند سال اخیر روی داده، بیش از هر زمان دیگری ایمان داریم که اسرائیل سستتر از خانه عنکبوت است و مقاومت هیچ طرحی را که تمام شروط، یعنی توقف کامل جنگ، خروج ارتش اسرائیل از غزه و آزادی تمامی اسرا در چارچوب همه در برابر همه را در برنداشته باشد، نخواهد پذیرفت. اگر خواسته مقاومت چیزی غیر از این بود، نبرد حماسی طوفانالاقصی اتفاق نمیافتاد. اسرائیلیها الان درک کردهاند که در درون باریکه ظاهراً خاموش غزه چه تواناییها و ظرفیتهایی نهفته است....»
باید در برابر امریکا و اسرائیل، جبهههای جدید باز شود
به شهادت گزارشهای مسئولان و نخبگان یمنی، دشواریهای جنگ کنونی نه تنها از اراده آنان نکاسته که ایشان را برای رویاروییها و جنگهای مهم و تعیینکننده آمادهتر ساخته است. آنان به نبرد نهایی با اسرائیل و امریکا میاندیشند و جمله کشورهای عربی و اسلامی را به آن فرامیخوانند. رهبران یمن بر این باورند که این کشورها، همچنان از ظرفیتهای مغفولی برخوردارند که آنان را برای تنبیه داعیه داران ایجاد نظم نوین منطقهای توانمند میسازند. چنانکه حمید عبدالقادر خاطرنشان کرده است: «اعتقاد دارم که در مقطع کنونی، چند اقدام باید انجام شود؛ در وهله اول، نیروهای محور مقاومت، آمادگی خود را برای نبرد نهایی برای آزادسازی قدس، بیش از پیش افزایش دهند. دوم، تمامی کشورهای حوزه مقاومت، جبهههای جدیدی را به روی دشمن باز کنند و در آخر، جایگاه امریکا در خلیجفارس مورد تهدید قرار بگیرد که البته این مورد آخر در جنگ رمضان و از سوی ایران به گستردگی انجام شد. اگر کشورهای عربی و اسلامی واقعاً خواهان حمایت از فلسطین هستند، باید در کنار جریانهای مقاومت قرار داشته باشند و از ظرفیتهای سیاسی، اقتصادی و منطقهای خود برای مقابله با اشغالگری استفاده کنند. در این راستا، سازمان کنفرانس اسلامی - که ۵۷ کشور عربی و اسلامی عضو آن هستند- بستر بسیار مناسبی برای اخذ تصمیمات مهم، از جمله عدم فروش نفت به کشورهای استکباری، تحریم کالاهای امریکایی و اسرائیلی و لغو عادیسازی روابط با رژیم غاصب صهیونیستی است. این مجموعه میتواند به توقف بیقید و شرط تجاوز به غزه و رفع محاصره آن کمک کند....»
این نکتهای است که سرتیپ عبدالسلام سفیان نیز به شکلی دیگر بر آن پای میفشرد: «ما ایمان داریم که سرزمین فلسطین، روزی آزاد و لکه صهیونیسم از پیکرش پاک خواهد شد، اما در رأس همه راهحلها برای پیروزی فلسطین، جهادی است که پروردگار به شکلی صریح در کتاب خود به آن دستور داده است؛ جهادی که همه جهان اسلام و به صورت یکپارچه باید در آن مشارکت داشته باشند....»
در جای جای جبهه مقاومت، نشانههای تفکر حاج قاسم را میتوان مشاهده کرد
در یمن چهرههای نمادین مقاومت، از ارج و مکانتی والا برخوردارند. غیر از شهدای حوثی، شهیدان آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای، سیدحسن نصرالله و سپهبد حاج قاسم سلیمانی در این زمرهاند. سرتیپ عبدالسلام سفیان از این دریغ دارد که در خاتمه تحلیل خویش از زمینهها و پیامدهای طوفانالاقصی، نام و تأثیر فرمانده شهید سپاه قدس را یادآوری نکند و از تأثیرات او در مصافی که هم اینک بین جبهه مقاومت با جبهه استکبار در جریان است، سخن به میان نیاورد: «وقتی از سردار شهید حاج قاسم سلیمانی صحبت میکنیم، فقط از یک فرمانده عالیرتبه نظامی حرف نمیزنیم، ما درباره مردی سخن میگوییم که صاحب ایدههای خلاقانه و تفکر راهبردی بود. ایشان توانست قطعات پراکنده مقاومت در غرب آسیا را به یکدیگر پیوند بزند. این گروهها اگر امروز میتوانند در برابر قدرتهای استکباری قد علم کنند، مدیون پشتیبانیهای همهجانبه و سازماندهی آن بزرگوار هستند. امروز در جای جای جبهه مقاومت، اثر انگشت و نشانههای تفکر حاج قاسم بهروشنی دیده میشود. من معتقدم ریشه قدرت شهید سلیمانی در تفکر حسینی (ع) بود. روحیه ایشان، یک روحیه حسینی (ع) بود و تاریخ ثابت کرده است که هر کس امامحسین (ع) را الگوی خود قرار دهد، هرگز شکست نخواهد خورد؛ همانگونه که این بزرگوار شکست نخورد....»
کلام آخر
در روایات آخرالزمانی ما شیعیان آمده است که در آن دوره یمن به کانونی برای شوریدن علیه طواغیت و آمادهسازی جهان برای ظهور منجی مبدل خواهد شد. مردم این دیار به پایمردی امیرمؤمنان (ع) به اسلام روی آوردند و اصول این آیین آسمانی و جاودان را نه با شمشیر که با کلام و احتجاج آن حضرت بر دل و دیده نشاندند. این موجب شد تا دینداری آنان، ریشهای بس قدرتمند و مانا یابد و از آسیبهای سوانح زمانه محفوظ بماند. امروزه همان ایمان خللناپذیر، آنان را در برابر قویترین زورمداران عالم، آسیبناپذیر ساخته است. هر به اصطلاح ابرقدرتی که به حیطه آنان تجاوز روادارد، شکست خورده و مغبون بر سر جای خود خواهد نشست و سرافکندگی پیشه خواهد ساخت. این امر تنها در توان دفاعی آنان تجلی نیافته است که در حملات حمایتی ایشان از برادران فلسطینی، لبنانی و حتی ایرانی خویش نیز خود را نشان میدهد. این جماعت از اقوام برگزیده و مبعوث الهیاند که مأموریت دارند تا شکست و خذلانی تاریخی را برای دشمنان اسلام رقم بزنند.