هفدهم مرداد هر سال، روز خبرنگار فرا میرسد و بار دیگر از رسالت رسانه، حق مردم برای دانستن و جایگاه خبرنگاران سخن گفته میشود، اما پرسش اصلی این است که آیا خبرنگاری امروز هنوز همان کارکردی را دارد که باید داشته باشد؟ آیا رسانه همچنان میتواند در اصلاح امور، نظمبخشی به جامعه و دفاع از حقوق عمومی اثرگذار باشد، یا روز خبرنگار تنها به مناسبتی در تقویم رسمی کشور تبدیل شده است؟ هفدهم مرداد هر سال، روز خبرنگار فرا میرسد و بار دیگر از رسالت رسانه، حق مردم برای دانستن و جایگاه خبرنگاران سخن گفته میشود، اما پرسش اصلی این است که آیا خبرنگاری امروز هنوز همان کارکردی را دارد که باید داشته باشد؟ آیا رسانه همچنان میتواند در اصلاح امور، نظمبخشی به جامعه و دفاع از حقوق عمومی اثرگذار باشد، یا روز خبرنگار تنها به مناسبتی در تقویم رسمی کشور تبدیل شده است؟
ارزش خبرنگار زمانی آشکار میشود که نتیجه آن در جامعه دیده شود. اگر رسانه از یک آسیب اجتماعی پرده بردارد، افکار عمومی حساس شود، مسئولان پاسخ دهند، قانون اصلاح شود و مردم احساس کنند صدایشان شنیده شده است، آنگاه میتوان گفت خبرنگاری به رسالت خود عمل کرده است. اما اگر هزاران گزارش منتشر شود و هیچ تغییری در واقعیت زندگی مردم رخ ندهد، طبیعی است که این پرسش شکل بگیرد که رسانه تا چه اندازه توان اثرگذاری خود را حفظ کرده است. نمونههای این وضعیت کم نیست. سالهاست رسانهها درباره نابسامانی بازار خودرو، کیفیت پایین تولیدات داخلی، قیمتهای غیرمتعارف، انحصار، ضعف خدمات پس از فروش و هزینههای سنگینی که بر مردم تحمیل میشود گزارش مینویسند. کارشناسان اقتصادی، حقوقی و صنعتی بارها نسبت به پیامدهای این وضعیت هشدار دادهاند، اما نتیجه ملموس این همه مطالبهگری چیست؟ چرا همچنان یک شهروند ایرانی باید برای خودرویی که از نظر کیفیت با استانداردهای جهانی فاصله دارد، هزینهای سنگین بپردازد؟ چرا رقابت واقعی شکل نمیگیرد؟ چرا درباره تصمیمهایی که مستقیماً بر زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد، پاسخگویی روشنی وجود ندارد؟ وقتی انبوه گزارشها و هشدارها بیپاسخ میماند، این احساس شکل میگیرد که رسانه دیگر توان تأثیرگذاری گذشته را ندارد.
این مسئله تنها به صنعت خودرو محدود نیست. در بسیاری از حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی محیطزیست، سالهاست کارشناسان و خبرنگاران از بحرانها سخن میگویند، اما هشدارها اغلب در چرخهای از انتشار و فراموشی گرفتار میشود. نتیجه چنین وضعیتی، کاهش اعتماد عمومی به اثربخشی رسانه است، اتفاقی که نه برای خبرنگاران، بلکه برای کل جامعه زیانبار است.
از سوی دیگر، تغییرات فناوری نیز معادلات اطلاعرسانی را دگرگون کرده است. رسانههای رسمی دیگر تنها مرجع انتشار خبر نیستند و شبکههای اجتماعی بخش بزرگی از جریان اطلاعرسانی را در اختیار گرفتهاند. سرعت انتشار خبر افزایش یافته، اما در بسیاری از موارد، راستیآزمایی و دقت قربانی این شتاب شده است. در چنین فضایی، شایعه و اطلاعات نادرست با سرعتی بیشتر از اخبار دقیق منتشر میشوند و مرز میان حقیقت و روایتهای غیرمستند کمرنگتر از گذشته شده است.
اگر به دو یا سه دهه قبل بازگردیم، زمانی که شبکههای اجتماعی هنوز به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل نشده بودند، رسانههای حرفهای جایگاهی متفاوت داشتند. انتشار یک گزارش تحقیقی میتوانست یک پرونده را به جریان بیندازد، یک مطالبه عمومی را شکل دهد و مسئولان را وادار به پاسخگویی کند. مخاطب نیز رسانه را مرجع معتبر خبر میدانست و خبرنگار احساس میکرد حاصل روزها تحقیق و پیگیری او میتواند تغییری واقعی ایجاد کند.
امروز، اما رسانهها علاوه بر همه محدودیتهای حرفهای، با مشکلات اقتصادی نیز دست و پنجه نرم میکنند. دغدغه تأمین معاش برای بسیاری از خبرنگاران به مانعی جدی در مسیر تولید محتوای عمیق و تحقیقی تبدیل شده است. خبرنگاری که ناچار است بیش از آنکه به کشف حقیقت بیندیشد، نگران هزینههای زندگی باشد، چگونه میتواند تمام ظرفیت حرفهای خود را صرف مطالبهگری و نظارت عمومی کند؟
جامعهای که به هشدارهای رسانه بیاعتنا باشد، در واقع یکی از مهمترین ابزارهای اصلاح خود را تضعیف کرده است. بیتوجهی به گزارشهای مستند، تنها نادیده گرفتن زحمات خبرنگاران نیست، بلکه نادیده گرفتن حق مردم برای آگاهی و حق جامعه برای اصلاح است. اگر قرار باشد هیچ نهادی نسبت به پرسشهای رسانه پاسخگو نباشد، میدان برای شکلگیری انحصارها، رانتها و شبکههایی که بدون پاسخگویی بر منابع عمومی اثر میگذارند، گستردهتر خواهد شد. شاید بزرگترین احترام به روز خبرنگار، برگزاری مراسم و صدور پیامهای تبریک نباشد. احترام واقعی آن است که رسانه دوباره بتواند نقش طبیعی خود را در جامعه ایفا کند، یعنی پرسش بپرسد، پاسخ بخواهد، مطالبه عمومی را نمایندگی کند و اثر این مطالبهگری در زندگی مردم دیده شود.
تا زمانی که گزارشهای مستند تنها منتشر شوند و هیچ بازتاب عینی در تصمیمگیریها، پاسخگویی مسئولان و اصلاح امور نداشته باشند، روز خبرنگار بیش از آنکه یادآور قدرت رسانه باشد، یادآور جای خالی کارکردی خواهد بود که جامعه بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.