پس از ماهها جنگ و قبول میلیاردها دلار هزینه، آمریکا با واقعیتی به نام نظم ایرانی در تنگه هرمز مواجه شده است. جوان آنلاین: آمریکا و رژیم صهیونیستی در صبحگاه ۹ اسفند ۱۴۰۴ با این محاسبه راهبردی به ایران حمله کردند که با برتری نظامی مطلق خود، ظرف ۳ تا ۴ روز میتوانند اراده خود را بر تهران تحمیل کنند. اما آنچه رخ داد، دقیقاً برعکس پیشبینیهای کاخ سفید بود. ایران نهتنها در جنگ شکست نخورد، بلکه برگ برندهای جدید را عرضه داشت که معادلات منطقه را تغییر داد: نظم ایرانی در تنگه هرمز. امروز، پس از ماهها درگیری و میلیاردها دلار هزینه برای غرب، آمریکا با واقعیتی تازه روبهروست؛ واقعیتی که در آن واشنگتن دیگر مانند قدرتی بلامنازع در منطقه به شمار نمیرود و برخلاف انتظارها این ایران است که در حال تحکیم و تثبیت پایههای نظم مورد نظر خود بر تنگه هرمز و اقتصاد جهانی است.
شکست محاسبات آمریکا در طول جنگ رمضان
پیش از جنگ، استراتژیستهای آمریکایی تصور میکردند ارتش این کشور با مشارکت رژیم صهیونیستی قادر خواهند بود تا با یک ضربه نظامی سنگین و سریع، ضمن خنثیسازی برنامه هستهای و موشکی ایران، تهران را وادار به پذیرش کامل خواستههای خود کنند. اما جنگ ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ به مدت ۴۰ روز به طول انجامید و نهتنها مسائل هستهای و موشکی و منطقهای مرتبط با ایران مطابق خواسته آمریکا پیش نرفت، بلکه ایران اهرم فشار جدیدی به نام «تنگه هرمز» را به کار گرفت. بستن این آبراه استراتژیک که پیش از جنگ حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکرد، هزینههای سرسامآوری بر اقتصاد جهانی تحمیل کرد و آمریکا را مجبور به عقبنشینی از مواضع اولیهاش نمود.
توافق ۶۰ روزه؛ مهلتی که به بنبست تبدیل شد
در ۱۴ ژوئن ۲۰۲۶، آمریکا و ایران یک یادداشت تفاهم ۱۴ بندی امضا کردند که بر اساس آن، آتشبسی ۶۰ روزه برقرار و تنگه هرمز مجدداً بازگشایی شد. بر اساس این توافق، ایران متعهد شد به مدت ۶۰ روز عبور رایگان کشتیهای تجاری را فراهم کند و آمریکا نیز محاصره دریایی خود را بردارد. با این حال، اختلافات اساسی همچنان پابرجا ماند و آمریکا تقریبا به هیچ کدام از بندهای توافق عمل نکرد و عملا برخلاف مفاد توافق تلاش کرد تا در هرمز مسیر جایگزینی را به جای مسیر ایرانی ترسیم کند تا در نتیجه این امر تنشها روزبه روز افزایش یابدو در نهایت به شروع مجدد جنگ منجر شود.
نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس؛ پیریزی نظم ایرانی در هرمز
در اردیبهشتماه ۱۴۰۵، ایران «نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس» (PGSA) را به عنوان مرجع رسمی مدیریت تردد در تنگه هرمز تأسیس کرد. این نهاد که توسط شورای عالی امنیت ملی ایران معرفی شده، مسئولیت جمعآوری اطلاعات کشتیها، صدور مجوز، هماهنگی مسیرهای عبور و دریافت هزینههای ایمنی دریایی را بر عهده دارد. نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس بهزودی نقشه منطقهای به وسعت ۳۴۰ کیلومتر را به عنوان «منطقه تحت کنترل» اعلام کرد که از شرق به جنوب فجیره در امارات و از غرب به جزیره قشم تاامالقیوین امتداد دارد. این اقدام، رویکرد پیشین ایران را به «حاکمیت نهادینهشده» ارتقا داد.
گزینههای جایگزین آمریکا؛ از عمان تا شکست
آمریکا در تلاش برای کاهش وابستگی به مسیر ایرانی در تنگه هرمز، به فکر ایجاد مسیری موازی در سمت عمانی تنگه افتاده است. اما این گزینه با موانع جدی روبهروست: نخست مسیرهای جایگزین در آبهای عمان با محدودیتهای ناوبری و ظرفیت عملیاتی روبهرو هستند و کشتیهای بزرگ با خطر زمینگیر شدن مواجهند. حتی چندی پیش یک کشتی خارجی در مسیرهای غیرمجاز در این منطقه به گل نشست. دوم آنکه تنها مسیر امن و قابلاطمینان برای عبور، همان مسیری است که ایران تعیین کرده است. سوم، نیروی دریایی آمریکا توان اسکورت دائمی همه کشتیهای عبوری از این آبراه شلوغ را ندارد. بهعلاوه، ایران بهصراحت اعلام کرده که هرگونه اقدام آمریکا برای مداخله در امنیت تنگه هرمز، «تهدیدی علیه حاکمیت ملی» تلقی شده و «پاسخ سریع و قاطع» خواهد داشت.
هشدار به همسایگان؛ مذاکره مستقیم جایگزین اتکا به آمریکا
در این میان، کشورهای حاشیه خلیج فارس بیش از هر زمان دیگری در معرض یک انتخاب سرنوشتساز قرار گرفتهاند. تجربه ماههای اخیر به روشنی نشان داده که اتکای صرف به وعدههای آمریکا، نهتنها تضمینی برای امنیت آنها فراهم نمیکند، بلکه آنها را در معرض خطرات یک جنگ نیابتیِ پرهزینه قرار داده است. با نهادینه شدن نظم ایرانی در تنگه هرمز و ایجاد ساختار رسمی نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس، واقعیت جدیدی در منطقه شکل گرفته که دیگر نمیتوان آن را نادیده گرفت.
کشورهای عربی جنوب خلیج فارس – از کویت و بحرین گرفته تا امارات و عربستان – به جای اصرار بر مواضع پیشین و انتظار برای بازگشت وضعیت سابق (که اکنون غیرممکن به نظر میرسد)، باید رویکردی عملگرایانه در پیش گیرند. این رویکرد مستلزم مذاکرات مستقیم و دوجانبه با ایران است تا ضمن بهرسمیتشناختن نقش تهران در مدیریت آبراه، شرایط عبور امن و پایدار برای کشتیهای تجاری خود را شفافسازی کنند. مذاکره با ایران نه نشانه ضعف، که نشانه درک درست از واقعیتهای ژئوپلیتیکی جدید و تلاش برای تأمین منافع ملی از مسیری عاقلانه و به دور از هیجانات سیاسی است.
کشورهایی که همچنان به وعدههای واشنگتن دل بستهاند، باید به یاد داشته باشند که آمریکا امروز در تنگه هرمز، در مسیر بن بست جا گرفته و تجربه ثابت کرده که امنیت منطقهای، تنها با گفتوگوی مستقیم همسایگان تأمین میشود، نه با تکیه بر نیروهای نظامی و اختصاص پایگاه به بازیگران فرامنطقهای.
جمعبندی
ایران در این جنگ، نظم جدیدی را در منطقه تعریف کرده است؛ نظمی که در آن کنترل بر تنگه هرمز، به اهرم فشار دائمی و نهادینهشدهای تبدیل شده که حتی پس از پایان جنگ نیز پابرجاست. ایران با ایجاد نهاد مدیریت آبراه خلیجفارس و تعیین قوانین شفاف برای عبور کشتیها، عملاً مدلی جدید از اعمال کنترل عملیاتی بر تردد در تنگه هرمز ایجاد کرده که اکنون به یکی از محورهای اصلی منازعه ژئوپلیتیکی تبدیل شده است.
آمریکا که با محاسبه یک جنگ چندروزه وارد این میدان شد، اکنون با هزینههای سرسامآور، بنبستهای دیپلماتیک و واگذاری کنترل بر یکی از مهمترین آبراههای جهان به ایران مواجه است. همانگونه که یک مقام ارشد ایرانی بهدرستی اشاره کرده، ایران «یک فرصت تاریخی برای تضمین برتری بلندمدت خود» بهدست آورده است.
در چنین شرایطی، کشورهای حاشیه خلیج فارس چارهای جز پذیرش واقعیت جدید و آغاز مذاکرات مستقیم با تهران ندارند. ادامه تکیه بر راهبردهای شکستخورده آمریکا، نه تنها امنیت انرژی آنها را تأمین نمیکند، بلکه آنها را در موقعیتی آسیبپذیرتر قرار خواهد داد. تنها از طریق گفتوگوی مستقیم با ایران است که میتوان شرایط پایدار برای عبور امن از خلیج فارس را فراهم آورد و منافع ملی را بدون هزینههای سنگین جنگ نیابتی تأمین کرد. تجربه ثابت کرد که اشتباه بزرگ، تاوان بزرگ به همراه دارد؛ و به نظر میرسد آمریکا در محاسبه خود درباره ایران، مرتکب بزرگترین اشتباه راهبردی دوران معاصر شده است.
نویسنده، پوریا لوایی، کارشناس مسائل بینالملل