رسانهها در روزهای آرامش و شرایط عادی کشور، همیشه ابزاری برای آگاهیبخشی عمومی به مردم هستند، اما در روزگار بحران و جنگ، افزون بر این رسالت، وظیفهای بس سنگینتر و مهمتر نیز بر دوش دارند رسانهها در روزهای آرامش و شرایط عادی کشور، همیشه ابزاری برای آگاهیبخشی عمومی به مردم هستند، اما در روزگار بحران و جنگ، افزون بر این رسالت، وظیفهای بس سنگینتر و مهمتر نیز بر دوش دارند؛ پاسداری از امنیت روانی جامعه و رعایت ملاحظاتی که بیاعتنایی به آنها میتواند هزینههایی فراتر از یک خطای رسانهای صرف بر کشور تحمیل کند! در روزهای اخیر، گفتوگوی تلویزیونی جواد موگویی با وزیر امور خارجه، به سبب طرح برخی مطالب درباره مسائل امنیتی، ارائه نشانی برخی تونلهای زیرزمینی تهران و نیز بیان ادعاهایی درباره وقایع داخلی نظیر ادعای سقوط مشهد در اغتشاشات دیماه، با واکنشها و انتقادهایی همراه شد. فارغ از اینکه کدام بخش از این اظهارات درست، نادرست یا قابل مناقشه باشد، اصل ماجرا پرسشی مهم را پیش روی افکار عمومی جامعه قرار دادهاست؛ آیا در شرایط فعلی میان جنگ و درحالی که روزانه بخشهایی از خاک کشور مورد حملات جنایتکارانه دشمن است و امنیت ملی با تهدیدهای سخت و جدی امنیتی و جنگی روبهروست، هر سخنی را میتوان از تریبونهای عمومی بر زبان آورد؟
در همه کشورهای جهان، هنگام بروز بحرانهای امنیتی و نظامی، قواعد فعالیتهای رسانهای، مطبوعاتی و تلویزیونی دستخوش تغییرات جدی و فوری و تابع پروتکلهای خاص امنیتی میشود. آنچه در شرایط عادی ممکن است صرفاً یک خبر، تحلیل یا سرگرمی رسانهای برای مجری و رسانه منتشرکننده مصاحبه تلقی شود، در وضعیت جنگی میتواند به دادهای ارزشمند برای دشمن و عاملی برای تشویش افکار عمومی بدل شود. به همین دلیل، رسانههای حرفهای و مسئولان عالیرتبه در جهان، پیش از هر مصاحبه و اظهارنظر و فعالیت رسانهای، میان «حق مردم برای دانستن» و «ضرورت حفظ امنیت ملی» توازن برقرار میکنند. این توازن، به معنی محدود کردن آزادی بیان نیست، بلکه جلوگیری از این است که خبر، تحلیل یا حتی حدس و گمان یک مجری یا مسئول، در زمانی نامناسب و از مجرایی نامطمئن، به ابزاری علیه منافع عمومی ملت تبدیل شود.
از سوی دیگر، تریبونهای عمومی و خصوصاً تحرکات و فعالیتهای مسئولان ارشد نظام، محل آزمون و خطا نیستند. در زمانه رصد اطلاعاتی دقیق و موشکافانه دشمن، هر جملهای که از زبان یک مقام رسمی یا مجری شناختهشده بیان میشود، به سرعت در رسانههای داخلی و خارجی بازنشر شده و گاه بدون کمترین راستیآزمایی، مبنای تحلیلها و روایتهای بعدی برای جامعه قرار میگیرد. اگر در چنین فضایی، ادعاهایی مطرح شود که صحت آنها محل تردید باشد یا اطلاعاتی بیان شود که انتشارشان با ملاحظات امنیتی ناسازگار است، نخستین زیان آن متوجه امنیت اجتماعی و اعتماد عمومی خواهد بود. انتشار مصاحبه آقای موگویی با وزیرخارجه، واکنشها و نگرانیهای زیادی را در سطوح مختلف جامعه به دنبال داشتهاست. جامعه و مخاطب انتظار دارد رسانهها و مسئولان کشور، بهویژه در شرایط حساس، مرجع انتشار اطلاعات دقیق، سنجیده و مسئولانه باشند؛ نه منشأ ابهام و تأیید گندهگوییهای افسانهای دشمن و افشای اطلاعات خاص طبقهبندی شده.
مسئله، صرفاً یک گفتوگو یا یک برنامه تلویزیونی نیست، بلکه سخن از فرهنگ حکمرانی رسانهای غالب بر کشور است. رسانه در شرایط جنگی، باید بیش از هر نهاد دیگری به خطوط قرمز امنیت ملی، اصول حرفهای روزنامهنگاری و الزامات اطلاعرسانی در شرایط بحران پایبند باشد. همچنین صاحبان مسئولیت نیز باید بدانند که هر کلمه و جمله در روزگار جنگ، میتواند اثری فراتر از یک جمله داشتهباشد. تأیید اطلاعات، یا بیان جزئیات روز واقعه شهادت رهبری یا عدم ارتباط وزیر خارجه کشور با رهبری معظم، مسائلی نیست که بتوان به سادگی و با لبخند برای رسانهها فاش کرد.
امروز بیش از هر زمان دیگر، کشور به انضباط رسانهای، هماهنگی در اطلاعرسانی و احساس مسئولیت مشترک نیاز دارد. نقد عملکرد رسانهها و مسئولان، ضرورتی انکارناپذیر است، اما این نقد نیز باید به تقویت سازوکارهای حرفهای بینجامد. حفظ امنیت ملی، پاسداشت اعتماد عمومی و صیانت از منافع مردم، هدفی است که هیچ جذابیت رسانهای، هیچ گفتوگوی پرمخاطب و هیچ رقابتی برای جلب توجه، نباید بر آن سایه بیفکند. لطفاً در گفتوگوهای بعدی، نشانی بقیه تونلها و پایگاههای نظامی را برای خودتان نگه دارید و در بیان جزئیات وقایع مهم خویشتنداری کنید. امروز با گذشت دهها سال از وقایع مهم امنیتی در غرب و امریکا نظیر کودتاها و جنگها، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آن کشورها اطلاعات سوخته را با وسواسی بینظیر و به صورت قطرهچکانی و با احتیاط انجام میدهند. حضرات داخلی، اما چهارماه پس از امنیتیترین و مهمترین وقایع تاریخ انقلاب، سر میز چای و با لبخند درباره دادههای نظامی و جزئیات وقایع و نوع ارتباط امنیتی مسئولان ارشد نظام صحبت میکنند.
توقع جامعه از رسانه و مجریهای توانمند و مسئولان باتجربه نظام، چیزی فراتر از آنچه رخ دادهاست!