بارشهای مناسب سال آبی جاری در فارس، اگرچه خبر خوشی برای استانی خشکسالیدیده و تشنه به شمار میرود، اما بههیچوجه نباید بهعنوان پایان مسئله آب تلقی شود بارشهای مناسب سال آبی جاری در فارس، اگرچه خبر خوشی برای استانی خشکسالیدیده و تشنه به شمار میرود، اما بههیچوجه نباید بهعنوان پایان مسئله آب تلقی شود. در استانی که سالهاست زیر فشار خشکسالیهای پیاپی، افت شدید آبهای زیرزمینی، فرسودگی شبکههای انتقال و رشد نیازهای شرب و کشاورزی قرار دارد، نزولات آسمانی فرصتی است که اگر با برنامهریزی علمی و مدیریت سختگیرانه همراه نشود، خیلی زود به یک خاطره خوش، اما کماثر تبدیل خواهد شد. به بیان روشنتر، باران امسال برای فارس موهبتی مهم است، اما مسئولان نباید در سایه همین بارشها بخوابند.
استان فارس از نظر اقلیمی در شمار مناطق کمبارش کشور قرار دارد و میانگین بارندگی آن، حتی در سالهای نرمال، پاسخگوی کامل نیازهای پرشمار شرب، کشاورزی و صنعت نیست. از همین رو، هر میلیمتر بارش در این استان باید به چشم یک سرمایه دیده شود، نه فقط یک رخداد طبیعی. افزایش بارندگی و رشد ۲۱۶ میلیون مترمکعبی ذخایر سدها، بدون تردید نشانه بهبود موقت شرایط است، اما این بهبود تنها زمانی به پایداری تبدیل میشود که به تصمیمهای اجرایی دقیق، زمانبندیشده و قابل سنجش منتهی شود. مدیریت آب در فارس باید از واکنشهای مقطعی عبور کند و به یک نظام حکمرانی پایدار برسد.
یکی از جدیترین چالشهای پیشرو، هدررفت آب در شبکههای فرسوده و لولهکشیهای قدیمی است. در شرایطی که بخشی از آب شرب و کشاورزی با دشواری تأمین میشود، تداوم تلفات شبکهای عملاً به معنای از دست دادن سرمایهای است که با هزینههای سنگین طبیعی و انسانی به دست آمده است. نوسازی شبکههای انتقال، اصلاح مخازن، کاهش نشتی و بازسازی زیرساختهای توزیع باید از اولویتهای فوری استان باشد. بارش بیشتر، اگر به شبکهای فرسوده و ناکارآمد برسد، نهتنها مزیت ایجاد نمیکند، بلکه بخشی از همان فرصت را هدر میدهد. در کنار این مسئله، بخش کشاورزی فارس نیز نیازمند تحولی بنیادین است. کشاورزی استان که یکی از ارکان امنیت غذایی کشور به شمار میرود، هنوز در بخشهایی متکی بر شیوههای سنتی آبیاری است؛ شیوههایی که در اقلیم امروز دیگر پاسخگو نیستند. بیشک امروز گذار از آبیاری سنتی به سامانههای نوین و هوشمند، شرط بقاست. آبیاری قطرهای، بارانی، سنجشمحور و مبتنی بر نیاز واقعی خاک و گیاه باید به قاعده غالب در اراضی کشاورزی تبدیل شود. اگر قرار است فارس همچنان قطب تولید غلات، محصولات باغی و صیفی باقی بماند، باید بهرهوری آب در مزرعه بهطور جدی افزایش یابد. در همین مسیر، آبخیزداری و آبخوانداری از مهمترین ابزارهای مدیریت آینده آب در فارس به شمار میآید. بارشهایی که بر سطح زمین جاری میشوند، اگر بهدرستی هدایت نشوند، یا به روانابهای بیثمر تبدیل میشوند یا با شتاب از دسترس خارج میگردند. اجرای طرحهای آبخیزداری میتواند فرسایش را کاهش دهد، سیلابهای فصلی را مهار کند و آب را در مسیرهای درست هدایت نماید. از سوی دیگر، آبخوانداری بهعنوان راهکاری راهبردی برای تغذیه سفرههای زیرزمینی، باید در مناطقی که ظرفیت ذخیرهسازی طبیعی دارند با جدیت دنبال شود. در استانی مانند فارس، حفظ و تقویت آبخوانها در حکم بیمهنامهای برای آینده است.
همزمان باید از نگاه سازهای به مسئله آب فاصله گرفت و به مدیریت تقاضا، الگوی مصرف، نظارت بر برداشتهای غیرمجاز و ارتقای فرهنگ مصرف نیز توجه کرد. تأمین پایدار آب در فارس نه فقط با سد، چاه یا انتقال آب، بلکه با اصلاح رفتار مصرف، هماهنگی بین دستگاهها و تصمیمگیری مبتنی بر داده ممکن میشود. در غیر این صورت، حتی بارشهای مناسب نیز نمیتوانند به تنهایی آینده آبی استان را تضمین کنند.