تحولات شتابان فناوریهای ارتباطی و گسترش روزافزون پلتفرمهای دیجیتال در دهههای اخیر، الگوهای زیست اجتماعی و رفتاری نسل جدید را بهطور بنیادین دگرگون کرده است جوان آنلاین: تحولات شتابان فناوریهای ارتباطی و گسترش روزافزون پلتفرمهای دیجیتال در دهههای اخیر، الگوهای زیست اجتماعی و رفتاری نسل جدید را بهطور بنیادین دگرگون کرده است و نوجوانان بهعنوان یکی از فعالترین گروههای سنی در فضای مجازی، بخش قابلتوجهی از تعاملات اجتماعی، سرگرمی، یادگیری و حتی هویتیابی خود را در بستر شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای اشتراکگذاری محتوا و بازیهای آنلاین تجربه میکنند و این حضور گسترده سبب شده است که فضای سایبری نه تنها محیطی برای ارتباط و تبادل اطلاعات باشد، بلکه به بستری اثرگذار در شکلدهی نگرشها، هیجانات و رفتارهای اجتماعی نوجوانان تبدیل شود. در چنین فضایی، پلتفرمهای دیجیتال برای افزایش میزان تعامل کاربران و حفظ آنان در محیط خود از الگوریتمهای پیچیدهای بهره میگیرند که بر اساس تحلیل دادههای رفتاری کاربران، محتوای متناسب با علایق، هیجانات و الگوهای رفتاری آنان را پیشنهاد میدهند. این الگوریتمها که اغلب با هدف افزایش زمان حضور کاربر و تقویت چرخه مصرف محتوا طراحی شدهاند، در بسیاری از موارد بهگونهای عمل میکنند که کاربر، بهویژه نوجوانان، به تدریج در معرض محتوایی قرار میگیرند که شدت هیجانی بالاتری دارد یا واکنشهای رفتاری بیشتری ایجاد میکند. در نتیجه، فضای دیجیتال از یک محیط صرفاً ارتباطی به ساختاری تبدیل شده است که میتواند بهطور فعال در شکلگیری و جهتدهی رفتار کاربران نقش ایفا کند.
نقش ساختارهای دیجیتال در شکلگیری جرائم سایبری نوجوانان
یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، ظهور و گسترش اشکال نوینی از بزهکاری در محیط سایبری است؛ پدیدهای که در ادبیات جرمشناسی از آن با عنوان «جرائم سایبری» یاد میشود. جرائم سایبری شامل طیف گستردهای از رفتارهای مجرمانه همچون نفوذ غیرمجاز به سامانههای رایانهای، سرقت دادههای شخصی، مزاحمت و آزار اینترنتی، انتشار محتوای غیرقانونی، دستکاری اطلاعات، باجگیری دیجیتال، قلدری سایبری و مشارکت در فعالیتهای غیرقانونی آنلاین است. در سالهای اخیر، بررسیهای جرمشناختی نشان داده است که نوجوانان سهم قابلتوجهی در برخی از این رفتارها دارند؛ امری که توجه پژوهشگران حوزه حقوق کیفری و جرمشناسی را به نقش عوامل محیطی و فناورانه در شکلگیری بزهکاری سایبری نوجوانان جلب کرده است. برخلاف تصور سنتی که ارتکاب جرم را نتیجه تصمیم آگاهانه و اراده مستقل فرد میدانست، در فضای دیجیتال عوامل متعددی همچون معماری پلتفرمها، طراحی الگوریتمی محتوا، الگوهای تعامل شبکهای و فشارهای اجتماعی ناشی از محیط آنلاین میتوانند در شکلگیری رفتارهای کاربران تأثیرگذار باشند. به همین دلیل، تحلیل بزهکاری سایبری نوجوانان بدون توجه به ساختارهای فناورانهای که رفتار آنان را هدایت یا تقویت میکند، تحلیلی ناقص و ناکافی خواهد بود.
الگوریتمها و نقش پنهان آنها در هدایت رفتار نوجوانان
مسئله دیگر، مؤلفههای اثرگذار در این زمینه، الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال است که نقش تعیینکنندهای در نحوه نمایش محتوا، ترتیب اطلاعات و میزان دیده شدن موضوعات مختلف دارند. این الگوریتمها بر اساس تحلیل دادههای کلان کاربران، الگوهای رفتاری آنان را شناسایی کرده و محتوایی را پیشنهاد میکنند که احتمال تعامل و واکنش بیشتری از سوی کاربر داشته باشد. در نتیجه، اگر کاربری به محتوای خاصی واکنش نشان دهد، الگوریتمها به تدریج محتوای مشابه بیشتری را به او نمایش میدهند و به این ترتیب نوعی چرخه تقویت رفتاری شکل میگیرد. در مورد نوجوانان که از نظر روانشناختی در مرحله شکلگیری هویت و کنترل هیجانات قرار دارند، این سازوکار میتواند تأثیرات عمیقتری بر رفتار آنان داشته باشد. نوجوانان به دلیل ویژگیهایی همچون کنجکاوی بالا، تمایل به تجربههای هیجانانگیز، حساسیت نسبت به تأیید اجتماعی و تأثیرپذیری از همسالان، بیش از سایر گروههای سنی در معرض تأثیرپذیری از محتواهای تحریکآمیز یا پرخطر قرار دارند. هنگامی که الگوریتمهای پلتفرمها چنین محتواهایی را بهصورت مکرر و هدفمند در معرض دید آنان قرار میدهند، احتمال گرایش نوجوانان به رفتارهایی که ممکن است در مرز یا قلمرو رفتارهای مجرمانه قرار گیرد، افزایش مییابد.
عادیسازی رفتارهای پرخطر در فضای سایبری
در سالهای اخیر، نمونههای متعددی از تأثیر الگوریتمهای دیجیتال بر رفتار نوجوانان گزارش شده است. برخی از این موارد به انتشار گسترده چالشهای خطرناک در شبکههای اجتماعی مربوط میشود که نوجوانان را به انجام رفتارهای پرخطر یا غیرقانونی تشویق میکند. در موارد دیگر، آموزشهای غیررسمی مرتبط با نفوذ به حسابهای کاربری، دور زدن سامانههای امنیتی، دستکاری دادهها یا استفاده غیرقانونی از نرمافزارها در قالب ویدئوها و محتواهای جذاب در اختیار نوجوانان قرار میگیرد. الگوریتمهای پیشنهاد محتوا با تشخیص علاقه کاربران به این موضوعات، به تدریج محتوای مشابه بیشتری را در معرض دید آنان قرار میدهند و به این ترتیب نوعی مسیر تدریجی برای آشنایی و حتی تمرین رفتارهای شبهمجرمانه یا مجرمانه شکل میگیرد. نکته قابلتوجه آن است که بسیاری از نوجوانان در چنین فضایی، این رفتارها را نه به عنوان جرم بلکه به عنوان نوعی بازی، چالش یا مهارت دیجیتال تلقی میکنند و از پیامدهای حقوقی آن آگاهی کافی ندارند. این وضعیت موجب شده است که مرز میان رفتارهای سرگرمیمحور و رفتارهای مجرمانه در فضای سایبری برای نوجوانان تا حد زیادی مبهم شود.
الگوریتمها و خلأهای حقوقی در تعیین مسئولیت
اهمیت این مسئله، بررسیهای حقوقی و جرمشناختی در بسیاری از نظامهای حقوقی، از جمله در ایران، هنوز بهطور جدی به نقش ساختارهای الگوریتمی در شکلگیری بزهکاری سایبری نوجوانان نپرداختهاند. حقوق کیفری سنتی عمدتاً بر فرض استقلال اراده فرد در ارتکاب جرم استوار است و مسئولیت کیفری را بر اساس قصد و اراده مرتکب تحلیل میکند، در حالی که در محیطهای دیجیتال، رفتار کاربران در چارچوبی شکل میگیرد که از سوی الگوریتمها و طراحیهای فناورانه هدایت میشود. این مسئله پرسشهای مهمی را در خصوص نحوه ارزیابی مسئولیت کیفری نوجوانان مطرح میکند، زیرا اگر رفتار آنان تا حدی تحت تأثیر سازوکارهای الگوریتمی شکل گرفته باشد، تعیین میزان تقصیر فردی آنان با پیچیدگیهای جدیدی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، این پرسش مطرح میشود که آیا پلتفرمهای دیجیتال که با طراحی الگوریتمهای خاص موجب افزایش مواجهه نوجوانان با محتواهای پرخطر میشوند، در قبال پیامدهای اجتماعی و حقوقی این فرآیند مسئولیتی دارند یا خیر.
چالش حقوقی نقش الگوریتم در تحریک رفتار مجرمانه
ابهام دیگر در این حوزه به نحوه تأثیر الگوریتمهای اعتیادآور بر رفتار کاربران بازمیگردد. بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال از سازوکارهایی استفاده میکنند که در علوم رفتاری از آن با عنوان «چرخه پاداش» یاد میشود. در این چرخه، کاربر با دریافت پاداشهای فوری مانند لایک، بازدید، پیام یا امتیاز، احساس رضایت و هیجان را تجربه میکند و همین امر او را به تکرار رفتار قبلی ترغیب میکند. در نوجوانان که نظام کنترل هیجانی هنوز به طور کامل رشد نیافته است، این چرخه میتواند منجر به وابستگی شدید به فضای دیجیتال شود. هنگامی که چنین وابستگیای با محتوای پرخطر یا چالشهای مجازی همراه شود، احتمال درگیر شدن نوجوان در رفتارهایی که ممکن است جنبه مجرمانه داشته باشد، افزایش مییابد. با این حال، هنوز مشخص نیست که در چنین شرایطی باید نقش الگوریتمها را صرفاً به عنوان ابزار فناوری تلقی کرد یا آنکه این سازوکارها نوعی عامل تسهیلکننده یا حتی تحریککننده رفتارهای مجرمانه محسوب میشوند. از سوی دیگر، مسئله تأثیر الگوریتمها بر بزهکاری سایبری نوجوانان از منظر جرمشناسی نیز دارای ابعاد پیچیدهای است. برخی نظریههای جرمشناختی مانند نظریه یادگیری اجتماعی بیان میکنند که افراد رفتارهای مجرمانه را از طریق مشاهده و تقلید از دیگران میآموزند. در فضای دیجیتال، الگوریتمها میتوانند با نمایش مکرر محتوای خاص، نقش مهمی در تقویت این فرآیند ایفا کنند. همچنین، نظریههای مربوط به تقویت رفتاری نشان میدهد که پاداشهای فوری و بازخوردهای مثبت میتوانند احتمال تکرار یک رفتار را افزایش دهند. پلتفرمهای دیجیتال دقیقاً بر همین اساس طراحی شدهاند و به همین دلیل برخی پژوهشگران معتقدند که ساختار الگوریتمی این پلتفرمها میتواند بهطور غیرمستقیم زمینهساز شکلگیری برخی رفتارهای انحرافی یا مجرمانه در میان کاربران جوان شود.
بازتعریف مسئولیت کیفری در عصر پلتفرمهای دیجیتال
با توجه به آنچه گفته شد، مسئله اصلی در تقاطع سه حوزه مهم قرار دارد؛ حقوق کیفری، جرمشناسی سایبری و مطالعات فناوری. از یک سو، افزایش حضور نوجوانان در فضای دیجیتال و درگیر شدن آنان در برخی جرائم سایبری، چالشهای جدیدی را برای نظام عدالت کیفری ایجاد کرده است. از سوی دیگر، پیشرفت فناوریهای الگوریتمی موجب شده است که رفتار کاربران در محیطهای آنلاین بیش از گذشته تحت تأثیر سازوکارهای فناورانه قرار گیرد. در چنین شرایطی، بررسی این پرسش ضروری به نظر میرسد که الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال تا چه اندازه میتوانند در شکلگیری رفتارهای مجرمانه نوجوانان نقش داشته باشند و آیا این نقش باید در تحلیل مسئولیت کیفری آنان مورد توجه قرار گیرد یا خیر. به عبارت دیگر، آیا میتوان الگوریتمهای دیجیتال را صرفاً ابزارهایی خنثی دانست که کاربران از آنها استفاده میکنند، یا آنکه این الگوریتمها به دلیل نحوه طراحی و اهداف اقتصادی پلتفرمها، در عمل به عاملی مؤثر در جهتدهی رفتار کاربران تبدیل شدهاند؟ بنابراین، مسئله اساسی آن است در شرایطی که الگوریتمهای پلتفرمهای دیجیتال با استفاده از دادههای رفتاری کاربران، محتوایی را نمایش میدهند که بیشترین احتمال ایجاد هیجان، تعامل و واکنش را داشته باشد، این سازوکارها چگونه میتوانند بر رفتار نوجوانان تأثیر بگذارند و تا چه حد ممکن است آنان را به سمت رفتارهای پرخطر یا حتی مجرمانه در فضای سایبری سوق دهند. در چنین وضعیتی، تحلیل نقش نوجوانان در ارتکاب جرائم سایبری بدون توجه به ساختار الگوریتمی محیط دیجیتال ناقص خواهد بود.
*مشاور حقوقی