کودکان امروز نخستین نسلی هستند که از سالهای ابتدایی زندگی، بخش قابلتوجهی از فرآیند رشد، یادگیری و شکلگیری هویت خود را در فضای مجازی تجربه میکنند. کودکان امروز نخستین نسلی هستند که از سالهای ابتدایی زندگی، بخش قابلتوجهی از فرآیند رشد، یادگیری و شکلگیری هویت خود را در فضای مجازی تجربه میکنند. شبکههای اجتماعی فرصتهای ارزشمندی برای آموزش، ارتباط و دسترسی به اطلاعات فراهم کردهاند، اما همزمان مخاطراتی را نیز پیش روی خانوادهها و سیاستگذاران قرار دادهاند، مخاطراتی که اگر برای آنها چارهاندیشی نشود، میتواند بر سلامت روان، اخلاق، هویت فرهنگی و امنیت اجتماعی نسل آینده اثرگذار باشد.
در ایران، برخلاف بسیاری از کشورهای جهان، کودکان بهراحتی به شبکههای اجتماعی جهانی دسترسی پیدا میکنند، شبکههایی که سرور و سازوکار مدیریتی آنها خارج از مرزهای کشور قرار دارد و امکان نظارت مستقیم بر محتوای منتشرشده در آنها وجود ندارد. در چنین شرایطی، کودکان ممکن است در معرض محتوای خشونتآمیز، غیراخلاقی، اخبار جعلی، تبلیغات پنهان، چالشهای خطرناک و جریانهای سازمانیافتهای قرار گیرند که بر نگرش، سبک زندگی و حتی هویت فرهنگی آنان تأثیر میگذارد. نگرانی اصلی تنها دسترسی به یک محتوای نامناسب نیست، بلکه الگوریتمهایی است که با هدف افزایش زمان حضور کاربران، بهتدریج سلیقه، باورها و رفتار مخاطب را شکل میدهند. کودک، به دلیل نداشتن قدرت تحلیل کافی، بیش از دیگران در برابر این سازوکارها آسیبپذیر است. اگر خانواده، مدرسه و نهادهای فرهنگی نتوانند همگام با این تحولات حرکت کنند، فاصله میان نسل جدید و ارزشهای فرهنگی، تاریخی و اجتماعی جامعه بیشتر خواهد شد.
استرالیا استفاده از شبکههای اجتماعی را برای افراد زیر ۱۶ سال محدود کرده و اتحادیه اروپا نیز در حال بررسی افزایش حداقل سن استفاده از این خدمات است، اما نهادهایی مانند یونیسف هشدار دادهاند که ممنوعیت صرف میتواند کودکان را به استفاده پنهانی و اعلام سن غیرواقعی سوق دهد، چنانکه در برخی پژوهشها، درصد قابلتوجهی از دانشآموزان برای عبور از محدودیتهای سنی، اطلاعات نادرست ثبت کردهاند.
راهکار مؤثر، ترکیبی از آموزش، مسئولیتپذیری و قانونگذاری است. آموزش سواد رسانهای باید از دوره دبستان آغاز شود تا کودکان شیوه تشخیص اطلاعات نادرست، تبلیغات فریبنده و مخاطرات فضای مجازی را بیاموزند. والدین نیز به آموزش مستمر نیاز دارند تا بتوانند بهجای کنترل صرف، همراه و راهنمای فرزندان خود باشند. از سوی دیگر، شرکتهای فناوری باید ملزم شوند سامانههای راستیآزمایی سن، ابزارهای مؤثر کنترل والدین، طراحی ایمن برای کودکان و سازوکارهای سریع حذف محتوای زیانآور را اجرا کنند.
آینده کودکان را نه میتوان با رهاسازی کامل فضای مجازی تضمین کرد و نه با ممنوعیت مطلق. حفاظت از نسل آینده نیازمند همکاری خانواده، مدرسه، قانونگذار و شرکتهای فناوری است، همکاریای که هدف آن، ساختن فضایی باشد که کودکان بتوانند ضمن بهرهمندی از فرصتهای دنیای دیجیتال، از آسیبهای آن نیز تا حد امکان مصون بمانند.