کد خبر: 1369227
تاریخ انتشار: ۲۶ تير ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
عباس حاجی‌نجاری
خطای راهبردی ترامپ و دست‌نشاندگانش در منطقه   پیش‌بینی آغاز مرحله جدید از جنگ تحمیلی سوم از سوی ترامپ علیه مردم ایران، چندان دشوار نبود، چراکه ترامپ و نظامیان متجاوز امریکا تفاهم‌نامه را از سر اختیار نپذیرفته بودند

 پیش‌بینی آغاز مرحله جدید از جنگ تحمیلی سوم از سوی ترامپ علیه مردم ایران، چندان دشوار نبود، چراکه ترامپ و نظامیان متجاوز امریکا تفاهم‌نامه را از سر اختیار نپذیرفته بودند، زیرا روند شکست آنها در جنگ ۴۰ روزه و تشدید پیامد‌های اقتصادی و سیاسی آن و تداوم بسته ماندن تنگه هرمز موقعیت داخلی و جهانی ترامپ را به شدت به خطر انداخته بود. او تصور می‌کرد که با امضای اولیه پای تفاهم‌نامه‌ای که آن را از سر استیصال پذیرفته و تکرار بدعهدی‌ها که از ویژگی‌های بارز شخصیت مذبذب اوست، او را قادر خواهد کرد که با تشدید تهدید‌ها و بازگرداندن شرایط جنگی، ایران را از پیگیری تحقق مطالباتش در تفاهم‌نامه باز دارد و با تمرکز بر جلوگیری از اعمال مدیریت ایران بر تنگه هرمز، شکست در عرصه نظامی در جنگ ۴۰ روزه را جبران کند. به همین خاطر، به رغم عهدی که ترامپ و متحدانش در تفاهم بر سر مدیریت به شیوه ترتیبات ایرانی تنگه هرمز بسته بودند، تلاش کردند تا با ایجاد کریدور در قسمت جنوب تنگه هرمز و اسکورت کشتی‌های متخلف از آن مسیر، مدیریت تنگه هرمز را از دست ایران خارج کنند. امریکایی‌ها طبعاً در این میدان به اختلافات و ضعف‌های داخلی نیز برای پیشبرد اهدافشان امید بسته بودند. اما دو تحول مهم، صحنه معادلات را تغییر داد:
اول، پیام روشن و صریح رهبر معظم انقلاب در مورد تفاهم‌نامه در تاریخ ۲۸ خرداد و تأکید معظم‌له بر اینکه از این لحظه ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم، منتظر تحقق شروط گفته‌شده یعنی خاتمه عملیات نظامی در تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان، رفع محاصره دریایی ایران، تثبیت حاکمیت ایران بر تنگه هرمز، تأمین خسارات ایران و بازسازی، لغو جامع تحریم‌ها، خاتمه موضوعات هسته‌ای و در دسترس قرار گرفتن دارایی‌های مسدودشده ایران خواهیم بود، فضای مطالبات داخلی در مورد تفاهم‌نامه را سامان دادند، اگرچه طرح برخی از مواضع نظیر القای مقصر بودن ایران در از بین بردن تفاهم‌نامه و جنگ‌طلب خواندن طیفی از سیاسیون از یک سو و القای مسخره حس کودتا در کشور و خائن خواندن مسئولان و... دشمن را به بهره‌گیری از اختلافات داخلی برای عدم انجام تعهدات امیدوار می‌کرد. 
دوم، اما مهم‌ترین تحول در این دوران، رستاخیز عظیم مردم ایران و دیگر مسلمانان و آزادی‌خواهان جهان به ویژه مردم عراق در مراسم تشییع و بزرگداشت رهبر شهید انقلاب و مطالبه خون‌خواهی آن شهید و دیگر شهدای جنگ تحمیلی علیه مردم ایران بود. در پی این حماسه عظیم مردمی، امریکا و دیگر دشمنان انقلاب اسلامی فهمیدند که جنگ تحمیلی دشمن نه‌تنها نتوانسته بنیان‌های درونی انقلاب را تضعیف کند، بلکه پایه‌های انقلاب را مستحکم‌تر کرده، سرمایه اجتماعی نظام را تقویت و تجدید میثاق مردم با آرمان‌های انقلاب و بیعت با رهبر جدید انقلاب و فراگیرتر شدن گفتمان مقاومت و... خطرش برای دشمن حتی از مدیریت ایران بر تنگه هرمز یا حتی توانمندی هسته‌ای ایران بیشتر است و به همین دلیل است که ترامپ در این ایام با پشت پا زدن به دیگر تعهدات و با تمرکز بر جلوگیری از تسلط ایران بر تنگه هرمز، تقابل گسترده‌تر خود علیه مردم ایران را آغاز کرد و به همین دلیل است که آغاز و استمرار این جنگ علیه مردم ایران را فراتر از ابعاد نظامی و جغرافیایی آن، باید آن را جنگی ماهیتی دانست که ترامپ کوشیده است به نیابت از غرب در این ایام، ناتو و شیخ‌نشین‌های منطقه را با خود همراه کند. سفر اخیر مایک روبیو به منطقه و نشست فرماندهان نظامی امریکا با فرماندهان نظامی ۱۱ کشور عربی و منطقه برای هماهنگ‌سازی آنها در همین راستا قابل ارزیابی است. 
اما آنچه در طی این چند روز از آغاز دور جدید حملات نظامی امریکا، خطای راهبردی ترامپ را آشکارتر و شرایط را پیچیده‌تر کرده، در چند مؤلفه مهم نهفته است:
۱- موقعیت و دست برتر ایران به لحاظ سوق‌الجیشی در تنگه هرمز و ناتوانی امریکا در ایجاد مسیر جایگزین، عملاً امریکایی‌ها را وارد یک جنگ فرسایشی کرده است. نیویورک تایمز در تحلیلی از این شرایط، آن را سندروم باتلاق ایران برای واشنگتن و حریفی که به زانو در نمی‌آید توصیف کرده و می‌افزاید ماجراجویی بی‌سرانجام ترامپ درس عبرتی از سیاهچاله‌ای است که آرزوی روسای جمهور امریکا در خاورمیانه را بلعیده است. 
۲- تداوم جنایات دشمن علاوه بر بسته شدن همزمان تنگه هرمز، مقدمه‌ای برای بسته شدن باب‌المندب و ناامنی سایر آبراه‌های دریایی و محاصره کامل و توقف صادرات انرژی از منطقه خواهد شد و در آن صورت، اوج‌گیری بهای انرژی، آتش را به پشت جبهه دشمن منتقل خواهد کرد. 
۳- تا قبل از عملیات شب جمعه امریکایی‌ها، راهبرد ایران «چشم در برابر چشم» بود، اما پاسخ قدرتمندانه ایران پس از آن نشان داد که روز‌های سختی پیش روی نظامیان متجاوز امریکایی قرار خواهد داشت. 
۴-، اما فراتر از امریکایی‌ها، شیوخ منطقه و کشور‌های حوزه جنوبی خلیج فارس که با در اختیار گذاشتن پایگاه و زیرساخت، در عملیات امریکا علیه ایران مشارکت دارند، نمی‌توانند انتظار مصونیت کامل از تبعات جنگ را داشته باشند. افزایش هزینه میزبانی از نیرو‌های امریکایی می‌تواند فشار‌های اجتماعی و سیاسی بر دولت‌های جنوبی خلیج فارس را افزایش داده و آنها را به تعدیل سیاست‌های خود وادار و تداوم همکاری آنها با امریکایی‌ها و ورود جنگ به حوزه زیرساختی می‌تواند آنها را با بحران «بقا» مواجه کند. 
۵- تمرکز دشمن در زدن برخی از مراکز غیرنظامی و زیرساخت‌ها مانند پل‌ها، بیمارستان‌ها، سیلوی گندم و مراکز جمعیتی، معطوف به بحران‌سازی داخلی و ایجاد نارضایتی اجتماعی با هدف تحت‌الشعاع قرار دادن وحدت و انسجام ملی است، و در این میان با فراخوان دادن به لشکرکشی سایبری مزدوران داخلی خود با القای بی‌توجهی ایران به جنوب، سعی در گسترش حس تبعیض و نارضایتی و خلق موقعیت آشوب دارند. در این میان اگرچه عموم مخاطبان به این رفتار تناقض‌آمیز می‌خندند، اما در این مقطع آنها حتی اگر نتوانند بدنه مردمی تولید کنند، از تلاش برای ساماندهی حلقه‌های آموزش‌دیده غافل نمی‌شوند و مواجهه با این پدیده، هوشیاری عمومی و توجه نیرو‌های انتظامی و امنیتی را می‌طلبد. 
۶- امروز بیش از هر زمان دیگری کشور نیازمند وحدت و انسجام ملی و تلاش مضاعف دولتمردان است. سیاسیون باید به تنظیمات دوران جنگ برگردند و البته همه بدانند، شب جنگ است نه شب انتخابات. همه باید همچون رزمندگان پای لانچر‌ها پای کار باشند.

برچسب ها: جنگ ، دفاع مقدس ، ترامپ
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار