بازار سرمایه معمولاً در برابر رویدادهای سیاسی نظامی واکنش نشان میدهد، اما شدت و ماندگاری این واکنش در همه مقاطع یکسان نیست جوان آنلاین: بازار سرمایه معمولاً در برابر رویدادهای سیاسی نظامی واکنش نشان میدهد، اما شدت و ماندگاری این واکنش در همه مقاطع یکسان نیست، بهطوریکه مقایسه روند ورود و خروج پول حقیقی در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، اختلافی نزدیک به ۷۵۳ هزار میلیارد ریال را در پایان دوره ۳۰ روزه ثبت کرده است که از تغییر رفتار سرمایهگذاران در مواجهه با دو رویداد مشابه حکایت دارد. بررسی روند معاملات نشان میدهد تصمیم فعالان بازار بیش از آنکه تابع وقوع جنگ باشد، بر پایه برآورد آنها از آثار اقتصادی، چشمانداز سودآوری شرکتها و میزان اطمینان به ثبات سیاستهای اقتصادی شکل گرفته است.
رفتار سرمایهگذاران حقیقی، یکی از نخستین متغیرهایی است که پس از وقوع رخدادهای سیاسی در بازار سرمایه تغییر میکند و بررسی جریان نقدینگی در بورس تهران نیز همین واقعیت را تأیید میکند، بهطوریکه در جنگ تحمیلی ۱۲ روزه از سوی رژیم سراسر نکبت صهیونیستی، روند خروج سرمایه از همان روزهای ابتدایی آغاز شد و در پایان روز پنجم، خالص خروج پول حقیقی به ۲۱۴ هزار و ۴۹۶ میلیارد ریال رسید. این روند در روزهای بعد نیز ادامه یافت، بهگونهای که پس از ۱۰ روز رقم خروج سرمایه از ۲۳۶ هزار میلیارد ریال عبور کرد و در پایان روز سیام، مجموع خروج پول حقیقی به ۳۴۲ هزار و ۱۳۹ میلیارد و ۵۱۷ میلیون ریال رسید. همین شاخص در جنگ تحمیلی رمضان از سوی طبقه شر مطلق اپستین، مسیر دیگری را طی کرد و بازار سهام در پایان روز پنجم، ورود ۱۲۸ هزار و ۶۳۱ میلیارد ریال پول حقیقی را ثبت کرد. این روند در هفتههای بعد نیز ادامه یافت و خالص ورود سرمایه پس از ۱۰ روز به ۲۹۱ هزار میلیارد ریال، پس از ۱۵ روز به ۳۳۴ هزار میلیارد ریال و در پایان روز بیستم به بیش از ۵۳۱ هزار میلیارد ریال رسید. هرچند در روزهای پایانی از شتاب ورود نقدینگی کاسته شد، اما در پایان دوره ۳۰ روزه همچنان بیش از ۴۱۰ هزار و ۸۲۲ میلیارد ریال سرمایه حقیقی وارد بازار سهام شده بود. فاصله میان این دو روند، فقط اختلاف چند عدد در یک جدول آماری نیست. هنگامی که در یک دوره بیش از ۳۴۲ هزار میلیارد ریال از بازار خارج میشود و در دورهای دیگر بیش از ۴۱۰ هزار میلیارد ریال به بازار وارد میشود، رفتار سرمایهگذاران نیز دستخوش تغییر شده است و اختلاف حدود ۷۵۳ هزار میلیارد ریالی میان دو دوره، بیانگر آن است که فعالان بازار در مواجهه با دو جنگ، برداشت یکسانی از آینده اقتصاد و بازار سرمایه نداشتهاند.
بازارهای مالی معمولاً نخستین واکنش خود را بر پایه اخبار ثبت میکنند، بهطوریکه انتشار خبر وقوع جنگ، افزایش نااطمینانی را در پی دارد و بخشی از معاملهگران نیز برای کاهش ریسک، ترکیب داراییهای خود را تغییر میدهند. این رفتار، محدود به بورس تهران نیست و تقریباً در همه بازارهای مالی جهان مشاهده میشود. با این حال، دوام این روند به عوامل دیگری بستگی دارد و معمولاً پس از عبور از شوک اولیه، نگاه سرمایهگذاران از تیتر اخبار به واقعیتهای اقتصادی معطوف میشود. همین تغییر نگاه، مسیر معاملات را نیز تغییر میدهد و سرمایهگذار حرفهای، ارزش سهام را صرفاً بر مبنای وقوع یک رویداد سیاسی تعیین نمیکند، بلکه بررسی میکند آن رویداد چه اثری بر تولید، فروش، صادرات، هزینههای شرکت و جریان درآمدی آن خواهد داشت. اگر ارزیابیها نشان دهد که فعالیت بنگاهها با اختلال جدی روبهرو نخواهد شد، انگیزه فروش نیز کاهش پیدا میکند و بهتدریج تقاضا جایگزین رفتارهای هیجانی میشود. از همین منظر، اختلاف رفتار سرمایهگذاران در دو مقطع جنگی را باید در فراتر از خود جنگ جستوجو کرد، چراکه فعالان بازار فقط به وقوع یک رویداد واکنش نشان نمیدهند و آنها آینده را قیمتگذاری میکنند. طبعاً هر چه چشمانداز فعالیت شرکتها روشنتر باشد و اطلاعات دقیقتر و سریعتر در اختیار بازار قرار گیرد، فاصله میان ارزش ذاتی سهام و قیمتهای معاملاتی نیز کمتر خواهد شد.
وقتی انتظارات، مسیر نقدینگی را تغییر میدهد
از طرفی رفتار سرمایهگذاران در بازار سهام، بازتاب مستقیمی از برداشت آنها نسبت به آینده اقتصاد است و به همین دلیل، وقوع یک جنگ لزوماً به یک نتیجه واحد در بورس منجر نمیشود. آنچه تصمیم معاملهگران را تغییر میدهد، برآورد آنها از دامنه اثرگذاری جنگ بر فعالیت بنگاهها، تجارت، صادرات، زنجیره تأمین، نرخ ارز و سودآوری شرکتهای بورسی است. هر قدر این برآورد با اطلاعات دقیقتر و تحلیل واقعبینانهتری همراه باشد، فاصله گرفتن بازار از رفتارهای هیجانی نیز با سرعت بیشتری اتفاق میافتد. مقایسه دو مقطع مورد بررسی نیز همین واقعیت را آشکار میکند، بهطوریکه خروج پیوسته پول حقیقی در جنگ ۱۲ روزه، بیانگر آن بود که بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران، ادامه حضور در بازار را با ریسک بیشتری همراه میدیدند و حفظ نقدینگی را بر خرید سهام ترجیح میدادند. در مقابل، جریان ورود سرمایه در جنگ رمضان، از تغییر همین ارزیابی حکایت داشت و معاملهگران در آن مقطع، آثار اقتصادی جنگ را متفاوت برآورد کردند و بخشی از منابع مالی خود را دوباره به بازار سهام بازگرداندند. بنابراین تفاوت این دو رفتار را نمیتوان فقط به تفاوت زمان وقوع دو جنگ نسبت داد، بلکه باید آن را در مجموعهای از متغیرهای اقتصادی، سطح اطمینان فعالان بازار و کیفیت تصمیمهای سیاستگذار جستوجو کرد.
این موضوع بدیهی است که بازار سرمایه با شایعه اداره نمیشود و دوام هیچ روندی نیز بر پایه هیجان شکل نمیگیرد. بنابراین سرمایهگذاری که منابع خود را برای دورهای بلندمدت وارد بورس میکند، سرانجام ناچار است به صورتهای مالی شرکتها، چشمانداز تولید، فروش، صادرات و سودآوری آنها رجوع کند. هر زمان فاصله میان فضای روانی بازار و واقعیت عملکرد بنگاهها افزایش پیدا کند، قیمتها نیز بهتدریج مسیر اصلاح را در پیش میگیرند و ارزشگذاری سهام دوباره بر پایه متغیرهای بنیادی انجام میشود.
بازگشت نقدینگی؛ نشانه تغییر نگاه سرمایهگذاران
همچنین جریان ورود و خروج پول حقیقی در بازار سهام، یکی از شاخصهایی است که تغییر نگرش فعالان بازار را بهخوبی نمایان میکند. مقایسه دو دوره جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نشان میدهد رفتار سرمایهگذاران در برابر ریسکهای سیاسی ثابت نمانده و ارزیابی آنها از آینده بازار در طول زمان تغییر کرده است، بهطوریکه در جنگ ۱۲ روزه، تداوم خروج نقدینگی از بورس نشان داد بخش قابل توجهی از سرمایهگذاران، فضای پیشرو را با نااطمینانی بیشتری ارزیابی کرده و ترجیح دادهاند منابع خود را از بازار سهام خارج کنند، اما روند معاملات پس از جنگ رمضان مسیر متفاوتی را طی کرد و ورود ۱۲۸ هزار و ۶۳۱ میلیارد ریال پول حقیقی پس از پنج روز، افزایش این رقم به ۲۹۱ هزار و ۱۹۶ میلیارد ریال پس از ۱۰ روز و ثبت بیش از ۴۱۰ هزار میلیارد ریال ورود سرمایه حقیقی در پایان روز سیام، از تغییر تدریجی نگاه معاملهگران نسبت به آینده بازار حکایت دارد. این تغییر مسیر نشان داد بخشی از سرمایهگذاران، ریسکهای موجود را با شدت کمتری ارزیابی کرده و فرصتهای موجود در سهام شرکتها را دوباره مورد توجه قرار دادهاند.
بازگشت پول حقیقی معمولاً زمانی اتفاق میافتد که سرمایهگذاران میان فضای روانی ناشی از یک رویداد سیاسی و آثار واقعی آن بر اقتصاد تفاوت قائل شوند. فعالان بازار سهام در این مرحله، عملکرد شرکتها، توان تولید، ظرفیت صادرات، وضعیت فروش و چشمانداز سودآوری بنگاهها را در تصمیمگیریهای خود پررنگتر میکنند و به همین دلیل، تغییر جریان نقدینگی را میتوان نتیجه تغییر محاسبات اقتصادی معاملهگران دانست.
البته بازگشت نقدینگی به بازار سهام به معنای حذف کامل ریسکهای سیاسی و اقتصادی نیست و بازار سرمایه همواره تحت تأثیر مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی قرار دارد و تصمیم سرمایهگذاران نیز براساس ترکیبی از این متغیرها شکل میگیرد. با این حال، تغییر مسیر پول حقیقی از خروج گسترده در یک دوره به ورود قابل توجه در دوره دیگر، نشانهای از بهبود انتظارات بخشی از فعالان بازار نسبت به شرایط پیشرو است.
همچنین تفاوت رفتار سرمایهگذاران در این دو مقطع، اهمیت نقش انتظارات در بازارهای مالی را برجسته میکند، چراکه قیمت سهام فقط بازتاب وضعیت فعلی شرکتها نیست، بلکه نگاه فعالان اقتصادی به آینده نیز در آن اثر دارد. زمانی که معاملهگران چشمانداز بهتری نسبت به تداوم فعالیت شرکتها و حفظ ظرفیتهای اقتصادی داشته باشند، تمایل برای حضور در بازار افزایش پیدا میکند و جریان نقدینگی نیز مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد.
با این توصیف، جنگ رمضان برای بازار سرمایه، فقط یک مقطع معاملاتی نبود، چراکه نشان داد بازار پس از مواجهه با یک شوک، در صورت تغییر فضای انتظاری، امکان بازگشت تدریجی سرمایهگذاران را دارد. ورود پول حقیقی در این دوره، بیش از آنکه یک واکنش کوتاهمدت باشد، نشانهای از ارزیابی دوباره فرصتهای سرمایهگذاری در بورس بود. با این حال، تداوم این روند به عواملی فراتر از فضای روانی بازار وابسته است و استمرار ورود سرمایه نیازمند آن است که متغیرهای اقتصادی مانند ثبات مقررات، پیشبینیپذیری سیاستها، شفافیت اطلاعات شرکتها و چشمانداز رشد اقتصادی نیز از این روند حمایت کنند. بازار سرمایه زمانی میتواند نقش اصلی خود در تأمین مالی اقتصاد را ایفا کند که اعتماد شکلگرفته در دورههای بازگشت نقدینگی، به یک روند پایدار تبدیل شود.