جوان آنلاین: موج جدید حملات گسترده ایران، همراه با اصل غافلگیری، محاسبات امریکا را در تجدید جنگ علیه ایران به چالش اساسی کشانده است. ایران در دور جدید حملات خود، همراستا با تهدیدات پیشین، اهداف جدیدتری را در گستره جغرافیایی دورتر مورد اصابت قرار داد.
این عملیاتها در حالی انجام میشود که ترامپ بارها ادعا کرده بود توان نظامی و موشکی ایران را نابود کرده است و در جدیدترین ادعاهای خود تلاش دارد وانمود کند که امریکا مقدمات تصاحب خاک ایران را در دستور کار قرار داده است. اما در مقابل، ایران با توسعه و بهروزرسانی اهداف خود در منطقه نشان میدهد که نهتنها قابلیتهای نظامیاش را حفظ کرده، بلکه راهبرد نظامی خود علیه امریکا را به طور گستردهای، متناسب با شرایط، گستردهتر و مخربتر کرده و دایره تهدیداتش را افزایش داده است.
حملات جدید ایران، علاوه بر موارد فوق، نشان داد که سطح هشدار به امریکا افزایش یافته و امنیت در کل منطقه که تاکنون مکانی امن تلقی میشد، میتواند به مخاطره جدی بیفتد. علاوه بر آن، این عملیاتها در حالی انجام میشود که کنترل تنگه هرمز همچنان در دست ایران است و امریکا این بار نیز نتوانسته معادلات ایران را با وجود حملات گسترده به زیرساختهای دیدهبانی و کنترلکننده تنگه هرمز، تغییر دهد. ایران هشدار داده: «تا زمانی که حملات امریکا ادامه یابد، هیچ نفت یا گازی از طریق تنگه هرمز صادر نخواهد شد و کنترل کامل تنگه هرمز کماکان در اختیارش قرار دارد و تا زمانی که تجاوزات امریکا ادامه داشته باشد، یک قطره نفت و گاز از این منطقه صادر نخواهد شد.»
ایران در پاسخ به حملات امریکا، با موشک و پهپاد به پایگاههای نظامی امریکا و متحدانش حمله کرده است، از جمله بحرین، کویت، اردن و تأسیسات مرتبط در قطر. این عملیاتها برخی کشتیهای متخلف را در خلیج فارس نیز هدف قرار داده است که نشاندهنده گسترش دامنه تهدیدات ایران در منطقه است.
حملات جدید ایران از زاویهای دیگر، در حال گستردهتر کردن باتلاق بحرانهای فزاینده امریکا در منطقه است. تهران فارغ از افزایش بازدارندگی در برابر حملات دشمن، در حال تولید مؤلفههای جدیدی برای عمیقتر کردن بحرانهای امریکا در سراسر منطقه است. وضعیتی که امریکا به شدت از آن گریزان است و میکوشد با حملات گسترده، عامل زمان را به نفع خود خنثی کرده و با سلب فرصت ترمیم و تقویت ساختار نظامی ایران، خود را از این باتلاق نجات دهد. رویارویی کنونی ایران و امریکا در قالب حملات متوازن تعریف نمیشود. در حالی که امریکا حملات به زیرساختهای مناطق جنوبی را در دستور کار قرار داده است، ایران نیز با توسعه میدانی، افزایش خسارت و نفوذ روزافزون حملات خود، پاسخی فراتر و مؤثر به آن داده است.
تعمیق بحرانها برای امریکا
موقعیت ژئوپلیتیکی ایران در مجاورت پایگاههای اجارهای امریکا، این پایگاهها را در وضعیت شکنندهای قرار داده و خود به یک نقطهضعف بزرگ برای امریکا تبدیل شده است. از این رو، گستردهتر شدن جنگ در ابعاد جغرافیایی و عملیاتی به نفع امریکا نخواهد بود. در حالی که ایالات متحده از تهدیدات خود به عنوان ابزاری برای فشار به ایران استفاده میکند، ترامپ به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران صرفاً به لافزنی بسنده کرده و تهدیداتش فاقد اعتبار عملی است. در مقابل، ایران تهدیدات خود را به سرعت به مرحله اجرا میرساند. شبکه سیانان نیز ترامپ را «بلوفزن» خوانده و با استناد به شواهد، نشان میدهد که او در چندین مورد برای ایران ضربالاجل تعیین کرده، اما هر بار بدون آنکه تهران به خواستههایش تن دهد، آن را تمدید کرده است. این نشان میدهد که اراده ایران در عملی کردن تهدید واقعی است، در حالی که تهدیدات امریکا در حال زوال اعتبار است.
امحای فرضیه امریکایی واکنش محتاطانه و کنترلشده
از منظر امریکا، تفاهمنامه حکم کارت برندهای داشت که میتوانست موجب کنترل رفتار ایران شود. از این جهت که با دادن وعدههای فریبنده و پشتپردهای، چون آزادسازی پولهای بلوکهشده که با واسطه قرار دادن کشور قطر و رفتوآمدهای دیپلماتیک ایران و قطر انجام میگرفت، از شدت حملات ایران بکاهد. در واقع، ایجاد بستری غیررسانهای برای تداوم مذاکره که متناقض با ادعاهای ترامپ مبنی بر پایان تفاهمنامه بود، مسیر تداوم حملات به زیرساختهای حیاتی را به طور فرسایشی مهیا میکرد. امریکا با این فرضیه که ایران برای گرفتن امتیازات اعلامشده همچنان به مذاکره اولویت میدهد و از تشدید تنش بهشدت پرهیز دارد، در دو سوی متعارض هم جنگ و هم مذاکره را ادامه میداد. به این اطمینان که ایران به امید دریافت امتیازاتی، چون پولهای بلوکهشده، نمیتواند عملیات گستردهای علیه امریکا ترتیب دهد. در این مدت، تضعیف بازدارندگی و گرفتن ابتکار عمل از ایران که از نقاط قوت جنگ منطقهای به شمار میآمد و موجب دست برتری ایران شده بود، جزو اهداف امریکا شده بود. این موضوع در مورد اجرا شدن ترتیبات ایرانی بر تنگه هرمز که نمود پیروزی و قدرت نظامی ایران در جنگ شده بود، قویتر دنبال میشد.
اما سیر بدعهدیها و بیاعتبار کردن مفاد تفاهمنامه که از حملات رژیم اسرائیل به جنوب لبنان یا نقض بند اول تفاهمنامه در همان ابتدا آغاز شد، رفتهرفته هشدارها را در تهران فعال کرد. نیروهای مسلح ایران برای بازنشاندن الگوی قدرت خود در منطقه تنگه هرمز، حملات به منافع امریکایی را در مقیاس منطقه آغاز کردند و رویای کنترل رفتار ایران و تعیین خطوط تنش از سوی امریکا را در هم شکستند.