چند روز دیگر، ایران در آستانه برگزاری مراسم تشییع پیکرمطهر شهید آیتالله خامنهای، رهبر شهید انقلاب اسلامی ایران، قرار خواهد گرفت؛ مراسمی که از هماکنون همه جا درباره ابعاد آن سخن گفته میشود و بسیاری آن را یکی از بزرگترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر ایران و بلکه جهان میدانند. طبیعی است که اگر شخصیتی دههها در متن تحولات حیاتی یک ملت بزرگ حضور داشته باشد، بدرقه او نیز از قالب یک آیین معمولی فراتر رفته و به رویدادی تاریخی و جهانی تبدیل شود؛ رویدادی که حافظه جمعی یک ملت را برای سالهای طولانی شکل میدهد.
تاریخ تشیع، تاریخ بدرقههای باشکوه بزرگان خود نیز هست. هرگاه یکی از مراجع و فقهای بزرگ شیعه چشم از جهان فروبسته، عموم مردم با حضوری گسترده وپرشور نشان دادهاند که نسبت میان مرجعیت و جامعه، صرفاً نسبتی علمی یا فقهی نیست؛ پیوندی عاطفی، اعتقادی و تاریخی نیز در میان است. تشییع پیکر آیتالله بروجردی در قم، بدرقه عظیم آیتالله سید محسن حکیم در نجف، مراسم کمنظیر تشییع آیتالله سید ابوالقاسم خویی، حضور گسترده مردم در وداع با پیکر امام خمینی که تاکنون بزرگترین مراسم تشییع تاریخ بوده و سالها بعد تشییع آیتالله محمدتقی بهجت، هر یک صفحهای ماندگار در حافظه تاریخی شیعیان به شمار میآیند. در همه این رخدادها، آنچه بیش از هر چیز دیده میشد، حضور بیواسطه مردم بود؛ مردمی که خود را عزاداران و صاحبان اصلی این وداع میدانستند.
با برگزاری مراسم تشییع هید خامنهای، بیتردید مقیاس آن از بسیاری از این نمونههای تاریخی فراتر خواهد رفت. چهار دهه حضور در جایگاه رهبری انقلاب اسلامی، مرجعیت دینی بر میلیونها مقلد شیعه، تأثیرگذاری بر مهمترین تحولات سیاسی، امنیتی، فرهنگی و راهبردی کشور، ارتباط مستمر با اقشار مختلف جامعه و نقشآفرینی در بزنگاههای حساس، شخصیتی بیبدیل را پدید آورده که بدرقه او صرفاً بدرقه یک فقیه یا یک سیاستمدار نخواهد بود، بلکه وداع با یکی از اثرگذارترین چهرههای تاریخ. ایران خواهد بود.
در چنین مراسمی، میلیونها انسان از نسلها و سلیقههای مختلف حضور خواهند یافت؛ کسانی که هر یک از زاویهای با این شخصیت تاریخی ارتباط برقرار کردهاند. برخی او را رهبر دوران جنگ روایتها میدانند، برخی معمار سیاستهای کلان جمهوری اسلامی، برخی نماد استقلال سیاسی و نظامی ایران و گروهی نیز او را مرجع فکری و دینی خود میشناسند. همین تنوع مخاطبان، ظرفیت شکلگیری یکی از بزرگترین اجتماعات مردمی تاریخ معاصر را فراهم میآورد.
در کنار همه این ابعاد، شیوه برگزاری چنین مراسمی نیز اهمیت فراوان دارد. تجربههای موفق تاریخی نشان دادهاند که هر اندازه مردم احساس کنند خود صاحبان اصلی یک آیین هستند، شکوه آن نیز ماندگارتر خواهد شد. بزرگترین سرمایه چنین مراسمی نه سازههای عظیم، نه تشریفات اداری و نه نمایشهای رسمی، بلکه حضور خودجوش مردم است. چنین سرمایهای را نمیتوان جایگزین کرد. از این منظر، تجربه راهپیمایی اربعین میتواند الگویی ارزشمند باشد. تمرین اربعین طی سالهای اخیر نشان داده است که چگونه میتوان با اتکا به مشارکت مردمی، شبکههای داوطلبانه، هیئتهای مذهبی، گروههای جهادی، موکبها، خیرین و ظرفیتهای اجتماعی، رخدادی میلیونی را مدیریت کرد؛ رخدادی که بخش عمده شکوه خود را از مردمی بودنش گرفتهاست. دولتها در چنین الگوهایی بیشتر نقش پشتیبان و تسهیلگر دارند تا برگزارکننده اصلی.
اگر مراسم تشییع شهید آیتالله خامنهای نیز با همین نگاه طراحی شود، میتوان انتظار داشت که تصویری ماندگارتر در حافظه تاریخی ایران و جهان ثبت گردد. هر اندازه نقشآفرینی نهادهای مردمی، مساجد، هیئتها، تشکلهای اجتماعی، دانشگاهها، اصناف و گروههای داوطلب پررنگتر باشد و هر اندازه ساختارهای رسمی تنها مسئولیت هماهنگی، امنیت و خدمات عمومی را بر عهده بگیرند، اصالت این بدرقه تاریخی بیشتر حفظ خواهد شد و تصاویر ماندگارتری برای آیندگان بر جای خواهد نهاد.
چنین رویکردی همچنین امکان مشارکت گستردهتر اقشار مختلف را فراهم میکند. وقتی مردم احساس کنند مراسم متعلق به خود آنان است، خلاقیت اجتماعی نیز شکوفا میشود؛ از اسکان و پذیرایی در منازل گرفته تا نظم، خدمات درمانی، اطلاعرسانیها و برنامههای فرهنگی. این همان تجربهای است که بارها در مناسبتهای بزرگ دینی کشور آزموده شده و کارآمدی خود را نشان دادهاست.
در نهایت، هر ملت لحظههایی دارد که به بخشی از حافظه تاریخی آن تبدیل میشوند. مراسم تشییع شخصیتهای بزرگ، اگر با مشارکت واقعی مردم برگزار شود، از سطح یک مراسم رسمی و حاکمیتی فراتر میرود و به سرمایهای فرهنگی برای نسلهای آینده بدل میشود. اگر بدرقه شهید آیتالله خامنهای در چنین مقیاسی رقم بخورد، ماندگاری آن بیش از هر چیز در گرو اعتماد به مردم و سپردن میدان به آنان خواهد بود؛ مردمی که همواره در بزنگاههای تاریخی نشان دادهاند بزرگترین پشتوانه هویت و انسجام ایران هستند.