دو سارق موتورسوار که برای رکوردشکنی و هیجان، دست به موبایلقاپیهای سریالی میزدند، با تلاش مأموران پلیس تهران دستگیر شدند جوان آنلاین: دو سارق موتورسوار که برای رکوردشکنی و هیجان، دست به موبایلقاپیهای سریالی میزدند، با تلاش مأموران پلیس تهران دستگیر شدند. این دو متهم که یکی از آنها تعمیرکار موتورسیکلت بود، از موتورسیکلتهای مشتریان برای سرقت استفاده میکردند و پلاک آنها را مخدوش مینمودند. آنها در کمتر از ۶۰ ثانیه، تلفن همراه شهروندان را سرقت میکردند.
چندی قبل، مأموران پلیس تهران با شکایت شهروندانی در جریان موبایلقاپیهای سریالی دو سارق موتورسوار قرار گرفتند. شاکیان از سرقت تلفن همراهشان در کمتر از چند ثانیه خبر میدادند و میگفتند سارقان با موتورسیکلت در میان ترافیک ناپدید میشوند.
یکی از شاکیان که پسر جوانی بود، به مأموران گفت: «در یکی از خیابانهای اطراف میدان امامخمینی به صورت پیاده در حال حرکت بودم و همزمان با تلفن همراهم صحبت میکردم. وقتی به مکان خلوتی رسیدم، یک موتورسیکلت با دو سرنشین وارد پیادهرو شد و در یک چشم بههم زدن، ترکنشین آن تلفن همراهم را از دستم قاپید و فرار کردند. داد و فریادم به جایی نرسید و سارقان خیلی سریع از محل دور شدند.»
ردپای حرفهای؛ ماسک و پلاک مخدوش
در حالی که شکایتها روز به روز بیشتر میشد، بررسی دوربینهای مداربسته و اظهارات شاکیان همگی حکایت از آن داشت که دو سارق موتورسوار چهره خود را با ماسک پوشاندهاند تا شناسایی نشوند و از سوی دیگر، پلاک موتورسیکلتشان را مخدوش کردهاند تا هیچ ردی از خود به جا نگذارند. مأموران در ادامه بررسی هیچ ردی از موبایلقاپان به دست نیاوردند، اما دریافتند سارقان تمامی سرقتهای خود را در یک محدوده مشخص انجام میدهند. بنابراین برای دستگیری آنها اقدام به گشتزنی کردند و تیمهایی به صورت نامحسوس محلهای مورد نظر را تحت کنترل قرار دادند.
تعقیب و گریز و دستگیری
تحقیقات برای شناسایی سارقان ادامه داشت تا اینکه چند روز قبل، یکی از گشتهای پلیس در یکی از خیابانهای اطراف میدان امامخمینی به یک موتورسیکلت با دو سرنشین مشکوک شدند. سرنشینان موتورسیکلت در خیابانها در حال پرسهزنی بودند و به نظر میرسید به دنبال فردی میگشتند تا تلفن همراه او را سرقت کنند.
از سوی دیگر، مأموران متوجه شدند پلاک موتورسیکلت مخدوش است. همین موضوع مأموران را مطمئن کرد که آنها سارق هستند و به دنبال طعمهای داخل خیابان میگردند. مأموران به سرنشینان موتورسیکلت دستور ایست دادند. آنها با دیدن مأموران فرار کردند، اما در یک تعقیب و گریز کوتاه به دام افتادند.
موتورسیکلت سرقتی و اعتراف
متهمان پس از دستگیری ادعا کردند که سارق نیستند و با موتورشان برای تفریح داخل خیابان دور دور میکردند. اما بررسی پلاک موتورسیکلت مشخص شد چند روز قبل از داخل خیابانی در جنوب تهران سرقت شده است و صاحب آن اعلام سرقت کردهبود.
با به دست آمدن این اطلاعات، معلوم شد دو پسر جوان همان سارقان موتور سوار هستند و برای تحقیقات بیشتر به کلانتری منتقل شدند. دو متهم در بازجوییها تلاش کردند مأموران را فریب دهند، اما در نهایت به سرقتهای سریالی از شهروندان اعتراف کردند. تحقیقات از متهمان برای شناسایی شاکیان احتمالی و کشف سرقتهای دیگر این باند ادامه دارد.
میخواستیم رکورد بشکنیم
هومن ۱۸ ساله است و هیچ سابقه کیفری ندارد. او میگوید در ابتدا تنها برای تفریح، کلکل با دوستان و ثبت رکورد کمترین زمان در موبایلقاپی وارد دنیای سرقت شد، اما به گفته خودش، کمکم پول حاصل از سرقت برایش وسوسهانگیز شد و همین موضوع باعث شد همراه همدستش به سرقتهای خود ادامه دهد؛ سرقتهایی که سرانجام با دستگیری هر دو نفر پایان یافت
هومن! سابقه داری؟
نه. من و دوستم هیچ سابقهای نداریم. من تعمیرکار موتورسیکلت هستم و در یک مکانیکی کار میکردم. اصلاً فکرش را نمیکردم روزی به این روز بیفتم.
چه شد که سرقت میکردید؟
ابتدا برای تفریح و کلکل سرقت میکردیم، اما کمکم عادت و برای پول سرقت میکردیم. یک روز در باشگاه فوتبال دستی، تعدادی را دیدیم که کلیپهای سرقت را با هیجان تماشا میکردند. آنها از سرعت عمل سارقان تعریف میکردند. من و دوستم تحتتأثیر قرار گرفتیم و با خودمان گفتیم: «ما هم میتوانیم این کار را انجام دهیم.» همین موضوع بود که برای تفریح وارد سرقت شدیم. ما میخواستیم رکورد زیر ۶۰ ثانیه را برای خودمان ثبت کنیم.
زیر ۶۰ ثانیه سرقت میکردید؟
ابتدا نه، مثلاً چند دقیقه هم طول میکشید، اما کمکم که پیش رفتیم، زیر یک دقیقه هم موبایلقاپی میکردیم. واقعاً این رکوردشکنی برایمان هیجانانگیز بود.
چرا وقتی رکورد سرقت را شکستید، دست از سرقت نکشیدید؟
عادت کردیم و پول سرقت زیر زبانمان شیرین آمد. برای به دست آوردن پولهای بادآورده، سرقتهایمان را ادامه دادیم. انگار که یک بازی شدهبود برایمان، اما الان میفهمم چقدر اشتباه بود.
برای موبایلقاپی ابتدا موتورسیکلت سرقت میکردید؟
نه. من تعمیرکار موتورسیکلتم و معمولاً مشتریانی که موتورسیکلتشان را برای تعمیر به مغازه میآوردند، برمیداشتیم و با آن به سرقت میرفتیم. پلاک موتور را مخدوش میکردیم تا شناسایی نشویم، اما در آخرین سرقت، مجبور شدیم موتورسیکلت دیگری را سرقت کنیم که دستگیر شدیم. اگر مثل همیشه با موتورسیکلت مشتریها میرفتیم، دستمان رو نمیشد، اما بدشانسی آوردیم.
چرا آخرین سرقت از موتورسیکلت مشتریان استفاده نکردید؟
موتورسیکلت یکی از مشتریها را برداشتیم، اما در میانه راه خراب شد و نتوانستیم سرقت کنیم. موتور را به مغازه برگرداندیم و وقتی به خیابان برگشتیم، با یک موتورسیکلت بدون قفل روبهرو شدیم. وسوسه شدیم و آن را سرقت کردیم. همان موتور بود که ما را به دام انداخت.
درباره شیوه سرقتتان توضیح بده.
ما با موتور در خیابانها دور دور میکردیم و وقتی متوجه میشدیم یک شهروند با تلفن همراهش در حال حرف زدن است، به سمتش میرفتیم و گوشی را از دستش میقاپیدیم. گاهی هم از مسافران داخل خودرو که پنجره پایین بود و موبایل دستشان بود، موبایلقاپی میکردیم. خیلی سریع کارمان را انجام میدادیم و فرار میکردیم.
فکر میکردید دستگیر شوید؟
نه. چون فکر میکردیم خیلی حرفهای عمل میکنیم و هیچ ردی از خود به جا نمیگذاریم. ماسک میزدیم، پلاک را مخدوش و همیشه موتور را عوض میکردیم، اما پلیس از ما حرفهایتر بود.
حرف آخر؟
پشیمان هستیم. کاش وسوسه نمیشدیم.