در تقویم ملت، سال ۱۴۰۴ سال زخم و حماسه بود. سه موج سهمگین (جنگ ۱۲ روزه، فتنه دیماه و تهاجم ۴۰ روزه) هر یک میتوانست بنیان اعتماد عمومی را متلاشی کند، اما در دل این طوفان، نهادی در برابر امواج، چون کوه استوار ایستاده است که امام شهیدمان، یک دهه پیش آن را «پناهگاه مردم» و «دژ امنیت روانی جامعه» تعریف کرده است. اینک، روایت نهادی را باید بازخوانی کرد که بیهیاهو و در کنار مردم زنجیرههای فروپاشی را قطع کرده است.
یکم؛ سد در برابر جنگ روانی: امام خامنهای در دیدار سال ۹۸ با مسئولان قضایی، این قوه را «دژ امنیت روانی جامعه» نامیدند و هشدار دادند که تخریب این دژ، هدف اصلی دشمن است. در خرداد ۱۴۰۴، این تحلیل به عینیت رسید. همزمان با تحرکات میدانی دشمن، موجی از جنگ روانی با هدف «فلجسازی ذهنیت عمومی» فعال شد. نقش قوه قضائیه در این مقطع، نه صرفاً برخورد با عوامل که «قطع پمپاژ ترس» بود. برخورد قاطع با عناصر شایعهپراکن و مخل امنیت روانی در کنار به جریان انداختن پروندههای خاموشی نظیر تشکیل دادگاه رسیدگی به جنایات منافقین و پرونده ترور سردار دلها شهید سلیمانی، پیامی راهبردی به جامعه مخابره کرد: دستگاه قضا، پیش از آنکه دشمن بتواند «هراس» را به «بحران مشروعیت» تبدیل کند، مرز بین ناامنی واقعی و القایی را تثبیت کرد.
دوم؛ مدیریت میدان اقتصاد در دل جنگ: فرمایش امام شهید در دیدار ۱۳۹۹: «مبارزه با اخلال اقتصادی، جهاد است.»، نقشه راه قوه در جنگ ۴۰ روزه اسفندماه ۱۴۰۴ شد. طراحی دشمن روشن بود: فعالسازی شبکه نفوذ اقتصادی برای متلاشی کردن معیشت در اوج بحران نظامی. قوه قضائیه با ورود مستقیم به میدان مبارزه با محتکران، اخلالگران ارزی و فساد سازمانیافته، دو کارکرد همزمان را فعال کرد؛ نخست، اثبات این گزاره که «هیچ پناهگاهی برای غارتگران داخلی حتی در زمان جنگ وجود ندارد» و دوم، تبدیل امنیت اقتصادی از یک شعار به یک «تجربه زیسته» برای شهروندان. اینجا قوه قضائیه از یک نهاد صرفاً مجازاتگر، به یک «نهاد تنظیمگر میدان بحران» ارتقا یافت.
سوم؛ اعتمادسازی از مسیر شفافیت: در دیدار ۱۴۰۲، امام شهید «اعتماد عمومی» را بزرگترین سرمایه نظام و «شفافیت قضایی» را مهمترین ابزار حفظ آن دانستند. در فتنه دیماه، خطر اصلی، «روایتسازی دروغین از انفعال حاکمیت» بود. قوه قضائیه با انتشار عمومی فرآیند رسیدگی به پروندههای مخلان امنیت و هنجارشکنان سازمانیافته، بدون ورود به بازی رسانهای دشمن، توانست خلأ اطلاعاتی را که بستر اصلی عملیات روانی بود، پر کند. این شفافیت، سرمایه اجتماعی را در بحرانیترین لحظات بازسازی کرد.
چهارم؛ مساجد، رکن مردمیسازی اعتماد: وقتی امام خامنهای سلامالله علیه از «پناه مردم» سخن گفتند، نقشه راهی ترسیم شد که مرکز وکلای قوه قضائیه، پرچمدار آن شد. حضور مستمر و هدفمند وکلای قوه در تمامی مساجد سراسر کشور و نشستن پای درددل مردم و ارائه مشاوره و حمایت رایگان حقوقی، یک دستاورد راهبردی در مسیر «اعتمادسازی خرد» برای نظام محسوب میشود. این اعتماد، سرمایهای شد که در جنگ ۱۲ روزه خرداد و فتنه دیماه، مانع از آن شد که ناامنی، به «بحران مشروعیت» تبدیل شود. وقتی مردم «عدالت را در محله خود» لمس کرده باشند، طوفان روانی دشمن، سقف اعتمادشان را فرو نمیریزد. این، لایه پنهان، اما حیاتی امنیت اجتماعی نظام را تضمین کرده است.
پنجم؛ دفاع از حقوق ملت در عرصه بینالملل: در عرصه بینالمللی نیز، تعامل با جامعه حقوقی بریکس و جلب حمایت حقوقدانان این کشورها در ماجرای سه تهاجم، دستگاه قضا را به یک «دیپلمات قضایی» در نظم نوین جهانی تبدیل کرد. اینجا بود که امنیت قضایی داخلی، به «قدرت نرم بینالمللی» پیوند خورد و موقعیت ایران بهعنوان قدرت چهارم را مستحکمتر ساخت. قوه قضائیه در سال حماسه و زخم نشان داد که «پناه عدالت بودن» یک شعار و استعاره کلامی نیست. دستگاه قضا مفتخر است که از جنگ روانی تا فساد سازمانیافته، نگذاشته هیچ شکافی به فروپاشی و بیاعتمادی منتهی شود و دشمن ائتلافی را برای همیشه از گسستن پیوند ملت و حاکمیت ناامید ساخته است.