از بزرگترین دستاوردهای جنگهای تحمیلی برای ایران که ضربات حیثیتی به امریکا وارد کرد، حفظ توانمندیهای نظامی و موشکی با وجود ضربات و بمباران فزاینده جبهه متجاوز امریکایی- صهیونی بود. بسیاری از مفسران غربی اذعان داشتند که بعد از جنگ، ایران بخش اعظمی از توانایی موشکی خود را حفظ کرده است. بر همین اساس بود که ترامپ در اظهارات اخیر خود، برای سرپوش گذاشتن بر ناتوانی امریکا در نابودی فناوریهای موشکی ایران، حفظ سطحی از این قدرت را به عنوان بخشی از تمایل خود معرفی کرد. وی در سخنانی گفت اگر کشورهای دیگر موشکهای بالستیک دارند، کمی ناعادلانه است که ایران نداشته باشد. ترامپ با گفتن این موضوع که موشک بالستیک با سلاح هستهای یکسان نیست، افزود: «اگر عربستان سعودی و قطر و همه آنها موشک دارند، فکر میکنم نسبتاً برای ایران داشتن آنها اشکالی ندارد.» این اظهارات ترامپ در تضاد با مواضع پیشین او و دولت امریکا بود که پیش از این، نابودی توان موشکی ایران را یکی از اهداف اصلی جنگ اعلام کرده بودند. اگرچه ترامپ ناگزیر است ناتوانی خود در نابودی توان موشکی ایران را به گونهای وانمود کند که گویا اصلاً در حیطه اختیار امریکا نبوده، اما در عمل، این سخنان نوعی اذعان به عقبنشینی محسوب میشود، زیرا دادههای اجتنابناپذیر و رسمی متعددی برای اثبات آن وجود دارد. بر اساس ارزیابیهای برخی منابع اطلاعاتی امریکا همچون سازمان سیا، ایران پس از جنگ رمضان و بهرغم هفتهها بمباران ایالات متحده و اسرائیل، بخش قابلتوجهی از توان موشکی خود را حفظ کرده است. این ارزیابیها نشان میدهد که بخش عظیمی از پرتابگرهای موشکی و هزاران پهپاد همچنان سالم هستند، هزاران موشک بالستیک در اختیار ایران باقی مانده و توان بازسازی زرادخانه نیز حفظ شده است. همچنین گزارش شده که ایران ۷۰درصد از زرادخانه موشکهای بالستیک و ۷۵ درصد از پرتابگرهای متحرک خود را پس از حملات نگه داشته و به ۹۰درصد تأسیسات زیرزمینی خود دسترسی مجدد پیدا کرده است. یکی از دلایلی که امریکا درخواست آتشبس و آغاز مذاکرات را مطرح کرد، همین موضوع بود، چراکه انتشار مجدد تصاویر و فیلمهای مربوط به عملیات موفقیتآمیز موشکی و پرواز آنها بر فراز آسمان، تصویر دقیقتری از شکست و ناتوانی این کشور در برابر قدرت بازدارندگی ایران را به نمایش میگذاشت.
تغییری که محال است ایجاد شود
بدون تردید، فناوری موشکی و پهپادی و خودکفایی در این دو حوزه راهبردی، از ارکان اصلی تأمین امنیت و بازدارندگی ایران محسوب میشوند. به همین دلیل، در دستورالعمل وزارت جنگ امریکا به ویژه در دوران پساجنگ، هدف قرار دادن توان موشکی و پهپادی ایران در ردیف تهدید علیه فناوری هستهای و حتی بالاتر از آن قرار دارد. به خصوص که برخی گزارشهای رسانهای شده از تکاپوی ایران برای بهبود وضعیت دفاعی و توان موشکی خبر میدهند. طبق گزارش آنها، ایران در طول دو ماهی که از برقراری آتشبس با ایالات متحده میگذرد، تلاش کرده است ضمن بازسازی بخشی از توان آسیبدیده خود، دهها تأسیسات موشکی را از زیر آوار خارج کند و با جابهجایی پرتابگرهای متحرک، تاکتیکهای عملیاتی خود را برای احتمال ازسرگیری درگیریها بازتعریف نماید. در چنین بستری، اظهارات اخیر ترامپ را میتوان در راستای چند هدف همزمان تفسیر کرد: از یک سو، اعتراف غیرمستقیم به توان موشکی ایران، از سوی دیگر، نشاندهنده فقدان اراده یا توانایی برای نابودی کامل این توان و در نهایت، تلاش مزورانه برای لزوم نوعی مدیریت و کنترل بر آن در آینده.
گرچه غرب و امریکا تمرکز اصلی خود را بر برنامه هستهای ایران معطوف کردهاند و با بهانهسازی درباره سلاح هستهای که پس از جنگ رمضان نیز تشدید شده، تهدیدهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی را به حداکثر رساندهاند، اما در واقعیت، برای آنها ضربهزدن به توان بازدارندگی ایران، اولویتی بالاتر از مسئله هستهای دارد. از این رو، فرامتن اظهارات ترامپ میتواند نوعی تلاش برای ورود به مسئله موشکی با اطمینانبخشی باشد.
امریکا و اعتمادسازی فریبنده.
اما اظهارات ترامپ آن روی سکهای هم دارد. یکی از اهداف ترامپ و اسلافش در امریکا، فریبکاری و به تبع آن اعتمادسازی در مذاکرات بوده است. وی تلاش دارد که با نمایش انعطافپذیری، امکان کاستن از موضع خود در آینده را نشان دهد یا حتی این احتمال وجود دارد که در فصلهای بعدی مذاکرات، پای موضوع موشکی را وارد نماید، به این گمان که با نمایش پذیرش حق موشکی ایران در کاخ سفید و رفع برخی از نگرانیهای موجود در ایران، تهران را به گفتوگو درباره مسائل موشکی ترغیب کند، بهویژه اگر با وعدههای عملی برای برآوردن خواستههای ایران همراه باشد. البته این موضوع میتواند در مسائل مرتبط با موضوع موشک و نه لزوماً به طور مستقیم کلید بخورد. بر همین اساس و گمانههای موجود بود که سخنگوی وزارت امور گفت: «موضوع هستهای و رفع تحریمها مورد بحث قرار میگیرد و ما در مورد موضوع دیگری بحث نخواهیم داشت. راجع به بحث موشک، تکلیف آن روشن است.»
از این رو، نمیتوان اظهارات ترامپ را صرفاً یک عقبنشینی آشکار و بدون اهداف مغرضانه محسوب کرد. امریکا در جنگ با ایران به شدت دچار شکست و افت اعتبار شده و ارزش تهدیداتش در دیدگان دولتمردان جهان کاهش معناداری پیدا کرده است. امریکا برای جبران این خلأ ارزشی و اعتباری، بهطور جد تلاش دارد که هر چه زودتر به هدف فروپاشی سخت ایران دست یابد، زیرا راه دومی برای وی باقی نمانده است. امریکا به آخرین مرحله تقابل وجودی با ایران رسیده است و جنگ برای وی حکم آخرین تیر را دارد. دهها سال اعمال فشارهای حداکثری سیاسی و اقتصادی و تحریمهای فلجکننده علیه ایران نتوانست در موضع جمهوری اسلامی تغییری به وجود آورد و اکنون نیز امریکا به گفته بسیاری از جامعه تحلیلگران غربی در برابر ایران با شکست مواجه شده و نتوانسته به هیچکدام از اهداف راهبردیاش دست یابد. از این منظر، در برهه کنونی تخاصم امریکا با ایران به حد اعلای خود رسیده و هر اقدامی که کاخ سفید میکند نیز تنها در همین راستا قابل ارزیابی است.