بازی اول تمام شد. با وجود تمام انتقادها در مجموع خوب بودیم، هرچند که میتوانستیم و باید نیوزیلند را میبردیم، ولی نشد. با این حال سربازان تیم ملی در خاک دشمن با تمام توان مبارزه کردند و این را هم خوب میدانیم که بازیکنان تیم ملی در سرزمین دشمن و با انبوهی از هجمهها مواجهند و در چنین شرایطی باید به مصاف رقبا بروند.
بازی اول تمام شد و حالا دو بازی سخت را پیشرو داریم، دو بازی با دو حریفی که هیچ شباهتی به نیوزیلند ندارند، ولی خب به تجربههای تاریخی فوتبالمان که نگاه میکنیم، میبینیم که هر چقدر حریف سختتر بوده، ما بهتر بودهایم پس جای ناامیدی نیست و حالا که وارد این میدان شدیم باید تا آخرش محکم و استوار پیش برویم و فریاد حقطلبی خود را در خاک دشمن اول و آخر کشورمان به گوش جهان برسانیم. پس فعلاً هیچ چیزی واجبتر از حمایت همهجانبه از تیم ملی وجود ندارد.
اما نکته مهم این است که فیفا عملاً هیچ کاری برای ایران و تیم ملی نکرد، فیفا فقط وعده داد. وعدههایی که هیچ کدامشان محقق نشد و جای تأسف دارد که هنوز هم مسئولان فوتبال ما دلخوش به وعدههای توخالی فیفا هستند. اینفانتینو در حالی بعد از پایان بازی با خندههای چندشآورش در رختکن تیم ملی حاضر شد که جو ورزشگاه با وجود تلاشهای زیاد برای مخفیکاری برخلاف وعدههای فیفا و اینفانتینو مناسب نبود، درست مانند مخفیکاریها در مورد ورود تیم ملی به لسآنجلس که گندش زمان خروج تیم با بروز مشکل برای طارمی، الهویی و ترابی درآمد!
اینفانتینو باید هم خوشحال باشد. او میخواهد هر طور شده ایران را در جام نگه دارد (البته این خواسته در برخی از مسئولان ما نیز وجود دارد که میخواهند، حتی با تحمل خفت و خواری در جام بمانند) تا رؤیای جام جهانی پرتماشاگر و رکوردشکنی در آن محقق شود و ایران با توجه به شرایط خاص و درگیریاش در جنگ با امریکا بهترین تیم برای کشاندن تماشاگران (چه موافق و چه مخالف) به ورزشگاه است، درست مانند آنچه که در جریان بازی ایران و نیوزیلند رخ داد، دیداری با بیش از ۶۰ هزار تماشاگر، پس ایران باید در جام جهانی باشد، حتی با وعدههای توخالی، والا همه میدانند که این تعداد تماشاگر برای نیوزیلند به ورزشگاه نمیآیند.
این واقعیت ماجراست، اما تیم ملی ایران حالا وسط میدان جنگ است. هرچند که باید مسئولان مربوطه را به خاطر تنها فرستادن تیم به میدان دشمن مورد سؤال قرار داد که چرا با وجود عدم صدور ویزا باز هم تن به خواسته فیفا و امریکا دادید؟ اما آنچه امروز اهمیت دارد حمایت تمامقد از ملیپوشانی است که با غیرت و تعصب پای نام و پرچم ایران ایستادند و مبارزه کردند. فراموش نکنیم که رسانههای ضد انقلاب درصدند خط ایرانی بودن را از تیم ملی جدا کرده و آن را سیاسی جلوه دهند چیزی که بازیکنان تیم ملی سفت و سخت مقابل آن ایستادند و اجازه ندادند تا آنها به خواستهشان برسند. پاسخهای محکم مهدی طارمی، رامین رضاییان و دیگر ملیپوشان ایران به سؤالات غیرفوتبالی و سیاسی رسانههای معاند در غیبت مدیر رسانهای تیم ملی باعث غرور و افتخار است، اما در عین حال سیاسی بودن فضا و فشار وحشتناک روی تیم ملی را هم ثابت میکند. همان موردی که اینفانتینو قول داده بود رخ نخواهد داد، اما اتفاق افتاد.
پس محکم و استوار پشت تیم ملی کشورمان میایستیم و به ملیپوشان غیرتمندمان مینازیم. نتیجه هر چه میخواهد باشد، امروز مهم این است که دشمن نتواند اتحاد و انسجام ما را بههم بزند. هدفی که طی چهار ماه گذشته موفق به تحقق آن نشده و با همت و غیرت بچههای تیم ملی فوتبال باز هم در رسیدن به آن شکست خواهد خورد.