طیب امیریزاهد تنها سه سال داشت؛ کودکی پرجنبوجوش که روزی برای نجات جوجهای که دوستش داشت طیب امیریزاهد تنها سه سال داشت؛ کودکی پرجنبوجوش که روزی برای نجات جوجهای که دوستش داشت، به آب زد و دیگر بازنگشت. مرگ مغزی این کودک خردسال، خانوادهاش را در سوگی سنگین فرو برد، اما تصمیم بزرگ پدر و مادرش باعث شد قلب، کبد، کلیهها و بخشی از روده او به چند کودک نیازمند زندگی دوباره ببخشد.
در یکی از تلخترین حوادث روزهای اخیر، مرگ غمانگیز یک کودک سهساله در شهرستان نظرآباد کرج با تصمیمی ایثارگرانه از سوی خانوادهاش به نجات جان چند کودک بیمار انجامید. طیب امیری، کودک سهسالهای که چهارم خردادماه امسال بر اثر حادثه غرقشدگی دچار آسیب شدید مغزی شدهبود، پس از روزها تلاش پزشکان برای بازگشت به زندگی، سرانجام به مرگ مغزی مبتلا و اعضای بدنش به بیماران نیازمند اهدا شد.
شرح حادثه
محمد امیری، پدر ۳۴ ساله این کودک، در گفتوگو با خبرنگار ما از روز حادثه چنین روایت میکند: «خانه ما ویلایی است و در حیاط آن یک حوض قرار دارد. آن روز من بیرون از خانه بودم. همسرم همراه دو فرزندمان در خانه بود. طیب در حیاط بازی میکرد و برادر کوچکش سامان را همسرم برای خواب به اتاق برده بود.» او با بغض ادامه میدهد: «در خانه یک جوجه داشتیم که طیب خیلی به آن علاقه داشت. ظاهراً جوجه داخل حوض میافتد و پسرم برای نجات آن خودش را به آب میزند. حدود ۲۰ دقیقه بعد، همسرم وقتی به حیاط برمیگردد، طیب را بیحرکت روی آب میبیند.» فریادهای مادر داغدار، همسایهها را به صحنه حادثه میکشاند. کارکنان شرکتی که در همسایگی منزل آنها قرار داشتند، بلافاصله خود را به محل میرسانند و کودک را از آب بیرون میآورند. همزمان اورژانس در جریان قرار میگیرد و امدادگران پس از انجام عملیات احیا، طیب را به بیمارستان امامعلی (ع) کرج منتقل میکنند.
تصمیم بزرگ
پدر طیب میگوید: «پزشکان تمام تلاش خود را برای نجات فرزندم انجام دادند، اما او به کما رفت. ۱۵ روز امید داشتیم معجزهای رخ دهد، اما سرانجام پزشکان اعلام کردند که طیب دچار مرگ مغزی شده و امیدی به بازگشت او وجود ندارد.»
در همان روزهای سخت، تیم پزشکی موضوع اهدای عضو را با خانواده در میان میگذارد؛ تصمیمی که میتوانست به نجات جان چند کودک دیگر منجر شود. پدر این کودک میگوید: «به ما گفتند خانوادههای دیگری هستند که فرزندانشان در انتظار عضو پیوندی هستند و اگر ما رضایت بدهیم، آن کودکان فرصت زندگی پیدا میکنند. من و همسرم با وجود تمام داغی که بر دل داشتیم، تصمیم گرفتیم شادی را به خانوادههای دیگری هدیه کنیم.» این تصمیم، آخرین هدیه طیب به زندگی بود. او برای برداشت اعضا به بیمارستان سینا منتقل شد و پدر و مادرش آخرین وداع را با فرزند خردسال خود در همان بیمارستان انجام دادند.
برای رضای خدا
محمد امیری میگوید: «خانه ما هر روز با حضور طیب پر از شادی بود. هر جا میرفتیم کنار هم بودیم. حالا جای خالیاش را در تمام لحظههای زندگی حس میکنیم. تنها دلخوشی ما این است که او توانسته جان کودکانی را نجات دهد که نمیشناسیمشان، اما میدانیم دوباره لبخند را به خانههایشان بازگرداندهاند.»
به گفته پزشکان، قلب، کبد، کلیهها و بخشی از روده این کودک سهساله به بیماران نیازمند پیوند شدهاست. با این حال خانواده طیب هرگز دریافتکنندگان اعضای فرزندشان را ندیدهاند.
پدر او در پایان میگوید: «به ما گفتند دانستن هویتگیرندگان عضو حق خانوادههاست، اما ممکن است وابستگی عاطفی و رنج بیشتری برای هر دو طرف ایجاد شود. ما این کار را فقط برای رضای خدا انجام دادیم و همین موضوع امروز به ما آرامش میدهد؛ آرامشی که در میان این داغ بزرگ، تنها تسکین دل ماست.» اکنون طیب دیگر در خانه کوچکشان حضور ندارد، اما قلب و اعضای بدنش در بدن کودکانی دیگر میتپد؛ کودکانی که شاید هرگز نام او را ندانند، اما زندگیشان برای همیشه با نام پسرک سهسالهای گره خوردهاست که برای نجات یک جوجه به آب زد و خود ناجی چندین زندگی شد.