جوان آنلاین: «اردیبهشت کتاب» فقط یک نمایشگاه فروش کتاب نبود، بلکه تلاشی برای ساختن یک تجربه فرهنگی کامل بود؛ تجربهای که به دلیل استقبال گسترده مخاطبان مدت زمان آن دو بار تمدید شد. صابر اکبری، معاون راهبردی مؤسسه سوره امید، معتقد است این رویداد از همان ابتدا قرار نبوده که صرفاً یک فضای فروش کتاب باشد، بلکه تلاش شده تجربهای فرهنگی برای کودکان، نوجوانان و خانوادهها شکل بگیرد. در واقع اردیبهشت کتاب تلاش و چیدمانی هنری بود تا از طریق آن یک زیستبوم فرهنگی شکل بگیرد.
صابر اکبری، معاون راهبردی مؤسسه سوره امید درباره دلیل اضافه شدن بخشهایی مثل «هیسطوری»، «بازیستا» و «چشمان میناب» در رویداد اردیبهشت کتاب به «جوان» میگوید: «اردیبهشت کتاب» به یاد «کتابخوانترین رهبر دنیا» برگزار شد و تلاش مجموعه این بود که برای کودکانی که وارد این رویداد میشوند، فضایی متفاوت ساخته شود.
او تأکید میکند: نگاه سوره امید این بوده که برای درگیر کردن بچهها با مفاهیم، فقط نباید به کتاب اکتفا کرد. کتاب یکی از رسانههاست، اما بازی فکری، فرایند بازی و درگیر شدن کودک با تجربههای تعاملی هم بخش مهمی از این مسیر است، به همین دلیل در طراحی این رویداد تصمیم گرفته شد که غرفههای دیگری نیز فعال شوند.
اکبری توضیح میدهد: «هیسطوری» به عنوان یک پویش کتابخوانی، «بازیستا» با محوریت بازیهای کارتی و رومیزی و «چشمان میناب» به عنوان یک چیدمان هنری همگی در کنار هم قرار گرفتند تا یک اکوسیستم فرهنگی شکل بگیرد؛ اکوسیستمی که در آن کتاب فقط بخشی از یک زنجیره بزرگتر است، نه همه آن.
معاون راهبردی مؤسسه سوره امید، مهمترین تفاوت «اردیبهشت کتاب» با دیگر برنامههای فرهنگی و نمایشگاهی را همین نگاه زنجیرهای میداند و در ادامه میافزاید: این رویداد تلاش کرد حلقه محصولات فرهنگی را به صورت یک مجموعه کامل ببیند؛ مجموعهای که در آن، کتاب، بازی، کاراکترها و تجربههای تعاملی همگی در کنار هم معنا پیدا میکنند. فضای «باغ کتاب» نیز در این تجربه نقش مهمی داشت؛ فضایی که خود نامش هم حس مثبتی را به ذهن مخاطب منتقل میکند و باعث شد این رویداد از فضای مرسوم نمایشگاههای شلوغ و صرفاً فروشمحور فاصله بگیرد.
«چشمان میناب»؛ چیدمانی هنری برای حافظه جمعی
او در بخش دیگری از این گفتوگو درباره چرایی حضور «چشمان میناب» در میان فضای پرجنبوجوش بازی و کتاب توضیح میدهد و تأکید میکند که ماجرای میناب باید به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شود. اکبری در این رابطه میگوید: ممکن است میناب در ذهن مخاطب صرفاً یک اتفاق تلخ و غمانگیز باشد، اما اگر قرار است درباره این جنایت و این خونهای بهناحق ریخته شده آگاهی شکل بگیرد، باید این واقعه در حافظه عمومی جامعه ماندگار شود. همانطور که برای رهبر شهید انقلاب یادمان برگزار میشود، برای این کودکان و شهدای دنا نیز باید یادمان شکل بگیرد و این زنجیره نباید ناقص بماند. حضور این چیدمان هنری در رویداد، تلاشی بود برای اینکه با زبان مخاطب حاضر در فضا صحبت شود و این غم، به نوعی حماسه تبدیل شود.
بخش دیگری از «اردیبهشت کتاب» به پویش «کتاببازی» اختصاص داشت؛ پویشی با عنوان «کتابهایی برای این روزها». اکبری درباره این پویش میگوید: طراحی این پویش متناسب با فضای جنگی و شرایط کشور بوده، فضایی که باید نوجوانان با آن درگیر شوند و حس حماسه و اقتدار در او تقویت شود.
او میگوید: در این پویش، هشت کتاب انتخاب شد که مخاطبان میتوانستند آنها را خریداری کرده و سپس در مسابقه شرکت کنند. شرکتکنندگان با پاسخ دادن به پرسشهای مسابقه، وارد قرعهکشی میشدند و به برگزیدگان آن جوایزی هم اهدا خواهد شد.
به گفته معاون راهبردی مؤسسه سوره امید، این هشت کتاب هر کدام از زاویهای درباره مقاومت، امید، هویت و ایستادگی روایت میکنند؛ کتابهایی که فقط داستان نیستند، بلکه میتوانند حالوهوای این روزها را برای نوجوانان بازسازی کنند. «باغ کیانوش»، «خیابان الزهرا»، «معبد زیرزمینی»، «کتانیهای کوکام»، «راز قنات»، «دختر اردوی آتش»، «زمستان بیشازده» و «اسپاگتی با سس قرمز» کتابهای این پویش بودند. اکبری درباره واکنش مخاطبان، بهویژه خانوادهها و کودکان، میگوید: بازخوردها بسیار مثبت بود و ارتباطی که مخاطبان با بخشهای مختلف برقرار کردند برای برگزارکنندگان اهمیت زیادی داشت.
به گفته اکبری، بیشترین توجه مخاطبان معطوف به «چشمان میناب» بوده؛ چیدمانی که بسیاری از بازدیدکنندگان را عمیقاً درگیر کرد. او میگوید: در بازدیدهای میدانی، بارها افرادی را دیدم که مقابل این اثر میایستادند، عکس و فیلم میگرفتند یا تحت تأثیر قرار میگرفتند، تا جایی که گاهی اشک مخاطبان جاری میشد و برخی خانوادهها چندین بار به لالاییهای پخش شده در آن فضا گوش میدادند.
رویدادهای فرهنگی نباید خنثی باشند
معاون راهبردی مؤسسه سوره امید، درباره مهمترین مسئولیت مجموعههای فرهنگی در شرایط امروز جامعه تأکید میکند که رویدادهای فرهنگی پس از جنگ دیگر نمیتوانند شبیه قبل باشند. او میگوید: مجموعههای فرهنگی باید در کنار بازگرداندن جامعه به روال عادی زندگی و تقویت روحیه ملی، نسبت جدی خود را با اتفاقات اخیر حفظ کنند. نمیتوان رویدادهایی «خنثی» برگزار کرد، چراکه ظلم بزرگی رخ داده، خونهای بسیاری بهناحق ریخته شده و همین مسئله مسئولیت مجموعههای فرهنگی را سنگینتر کرده است.
اکبری در پایان خاطرنشان میکند: مجموعههای فرهنگی باید درباره این وقایع بایستند، برای آن بجنگند و در رویدادهای خود نسبت روشنی با این مسائل برقرار کنند. البته با زبانی متفاوت و متناسب با مخاطب امروز.