تنها اثری که در مورد واقعه مسجد گوهرشاد ساخته شده است، فیلم سینمایی «غزال» به کارگردانی و نویسندگی مجتبی راعی در سال ۷۴ است که آن هم به دلایل متعدد فرمی و محتوایی، خیلی فیلم قابل دفاعی نیست، اما تنها موجودی و خروجی سینمای کشورمان از آن فاجعه بزرگ و حواشی آن، همین فیلم است جوان آنلاین: واقعه مسجد گوهرشاد مشهد که با عناوینی مثل اوسنه (روایت) گوهرشاد، قیام گوهرشاد یا جنایت رضاشاه در مسجد گوهرشاد از آن یاد میشود، در واکنش به مسئله کشف حجاب و در اعتراض به اجباری شدن بر سر نهادن کلاه شاپو توسط حکومت، در ۲۱ تیر ۱۳۱۴ رخ داد. روز یکشنبه، نود و یکمین سالگرد این کشتار وحشیانه دژخیم پهلوی بود؛ یعنی چیزی حدود یک قرن از این فاجعه خونین میگذرد، اما سینما و سینماگران کشورمان ترجیح میدهند به جای پرداختن به ابعاد دراماتیک آن، روی دوران ناصری در عهد قاجار یا مالهکشی جنایات ساواک در دوران پهلوی دوم قفل بزنند و اثر پشت اثر تولید کنند. بعد از گذشت بیش از ۹۰ سال از این واقعه مهم که اتفاقاً در حمایت از شریعت و حقوق اجتماعی زنان شکل گرفته است، سینماگران کشورمان، بهویژه زنان فیلمسازی که برخی از آنها در مقام حرف یا شلوغبازی در فضای مجازی ید طولایی هم دارند، ترجیح میدهند این حادثه را سانسور کنند و در دفاع از حقوق و استقلال فکری و عملی زنان از جمله انتخاب پوشش، فقط علیه نظام مستقر لفاظی کنند و حمله سرنیزهها و جلادان سفاک رضاپهلوی به سجادهها و حقوق مسلم و مصرحه زنان در مذهب و شریعت شریف اسلام را به پشت سر بیندازند.
متأسفانه تنها اثری که در مورد فاجعه گوهرشاد میتوان به آن اشاره کرد، فیلم «غزال» به کارگردانی و نویسندگی مجتبی راعی در سال ۱۳۷۴ است. اواسط دهه نود، اخباری بهصورت غیررسمی منتشر شد که رهبر شهید انقلاب در حاشیه مراسم یکی از دیدارهایشان با شعرا، توصیهای خطاب به وحید جلیلی ـ که آن زمان رئیس شورای سیاستگذاری جشنواره مردمی فیلم عمار بود ـ برای ساخت فیلمی درباره واقعه مسجد گوهرشاد توسط ابوالقاسم طالبی مطرح میکنند. مشخص نیست دستگاههایی که برای تولید آثار سینمایی هم مسئولیت دارند و هم بودجه میگیرند، چرا بازآفرینی دراماتیک واقعه مهم گوهرشاد را در لیست اولویتهایشان نمیگذارند و این فاجعه همچنان تحت سانسور است! بدون تردید یکی از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر کشورمان، مسئله کشف حجاب و قیام خونین مردم غیور مشهد و کشتار مردم و متحصنین در مسجد گوهرشاد است که به دستور رضاپهلوی صورت گرفت. اتفاقات ریز و درشت زیادی هم در پی این واقعه و در سراسر کشورمان صورت گرفت که اگر مورد توجه فیلمسازان قرار بگیرد، قطعاً میتوانند آثار سینمایی جذاب، دراماتیک و مخاطبپسندی تولید کنند. چه اینکه واقعه گوهرشاد و مسائل پیرامونی آن، انصافاً گنجینهای از سوژههای بکر و جذاب و مخاطبپسند برای سینمای کشورمان دارد که به شرط استفاده از آنها، میتواند به احیا و تقویت هویت مذهبی و ملی زنان و مردان ایرانی کمک قابلتوجهی بکند. طبیعی است اهالی فرهنگ و اندیشه نباید اجازه بدهند این رویداد تلخ و البته تأثیرگذار و عبرتآموز، از ذهن جامعه کمرنگ شود یا نسبت به آن دچار فراموشی شوند.
غزال تنها
متأسفانه با وجود گذشت ۹۱ سال از واقعه مسجد گوهرشاد، سینمای کشورمان با این همه ادعا، توان و ظرفیت، نتوانسته یا نخواسته است به جز یک اثر، فیلمی تولید کند. در واقع تنها اثری که در مورد واقعه مسجد گوهرشاد ساخته شده است، فیلم سینمایی «غزال» به کارگردانی و نویسندگی مجتبی راعی در سال ۷۴ است که آن هم به دلایل متعدد فرمی و محتوایی، خیلی فیلم قابل دفاعی نیست، اما تنها موجودی و خروجی سینمای کشورمان از آن فاجعه بزرگ و حواشی آن، همین فیلم است.
کثرت محتوا
نکته بسیار جالب و در عین حال تأسفآور این است که در رابطه با واقعه خونین مسجد گوهرشاد و برخی اتفاقات پیرامونی آن در مشهد و دیگر شهرهای کشورمان، به غیر از اسناد و مدارک تاریخی که در قالب کتابهای متعددی چاپ و منتشر شدهاند، آثار داستانی و مکتوب متعدد و متنوعی حتی در قالبهای شعری هم تولید شده است. برخی از این آثار توسط نویسندگان سرشناس و کاربلدی نوشته شدهاند که از جمله آنها میتوان به رمان «چهلویکم» به نویسندگی حمید بابایی، «پاریسپاریس» و «اوسنه گوهرشاد» به قلم زندهیاد سعید تشکری و رمان «همهچیز درباره نهال، دختر طرخان» به قلم مصطفی جمشیدی اشاره کرد. این آثار در کنار دیگر کتابهایی که در مورد فاجعه مسجد گوهرشاد با ابتنا بر اسناد و مدارک مضبوط و مستند به تحلیلهای جامعهشناختی، دینی و مذهبی و حتی سیاسی پرداختهاند، وجود دارد. این منابع در کنار محتواهای دراماتیک تولیدشده، میتوانند کار را برای ساختن آثار سینمایی متعددی در مورد واقعه مسجد گوهرشاد راحتتر کنند؛ چه اینکه همه تحقیقات و پژوهشهای تاریخی و اسنادی که برای تولید یک اثر سینمایی قوی که از نظر فرمی و محتوایی چفت و بست داشته باشد، پیشتر انجام شده است. همه اینها منتظر ارادهای برای تولید آثار سینمایی و به میدان آوردن فیلمسازانی است که توان ساختن چنین کارهایی را داشته باشند.
باید ساخت
با بررسی شرایط و اوضاعی که طی سالهای اخیر به دلیل ترکفعلها، کاستیها و همچنین اقدامات کینهتوزانه دشمنان، بهویژه در فتنه «زن، زندگی، آزادی» سال ۱۴۰۱ و دیماه سال گذشته بر کشورمان رفته است، به خوبی نشان میدهد که اواسط دهه نود، رهبر شهید انقلاب هوشمندانه خواستار ساختهشدن فیلم سینمایی درباره واقعه گوهرشاد شدهاند. چه اینکه سینما به دلیل ذات سرگرمکننده و اثرگذاری بالایی که بر روی مخاطبان دارد، به راحتی میتواند با قشرهای مختلف مردم جامعه ارتباط برقرار کند و حتی فراتر از آن، میتواند با حضور در رویدادهای بینالمللی، ظلمهای رفته بر زنان این سرزمین از سوی خاندان منحوس پهلوی را به تصویر بکشد. روشن است که بخش خصوصی به دلایل متعددی از جمله عدم بازگشت سرمایه و وجود برخی جریانهای فاسد که تولید چنین آثاری را به نفع کارفرماهایشان نمیدانند، به سراغ چنین پروژههایی نمیروند و حتی همه تلاششان را به کار میبرند تا مانع ساختن آثاری در این زمینه بشوند. بنابراین بخشهای حاکمیتی و دولتی مانند بنیاد سینمایی فارابی که بازوی اصلی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حوزه فیلمسازی محسوب میشود و نیز سازمانهایی مانند اوج و بنیاد فرهنگی روایت، باید برای عملیاتی شدن این اتفاق و اجرایی کردن خواسته رهبر شهید، به کار ببندند.