کد خبر: 1361125
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
نگاهی به «به وقت ایران» و «من ایرانم»، دو برنامه موفق این روز‌های تلویزیون
مخاطب هنوز دنبال کشف است براساس گزارش دیجیتال ۲۰۲۵ مؤسسه رویترز، به صورت میانگین ۴۰ درصد مردم در سراسر جهان خبر نمی‌خوانند. این رقم در سال ۲۰۲۲، رقم ۳۸ درصد و در سال ۲۰۱۷، رقم ۲۷ درصد بوده‌است
محمد رستم‌پور 
جوان آنلاین: براساس گزارش دیجیتال ۲۰۲۵ مؤسسه رویترز، به صورت میانگین ۴۰ درصد مردم در سراسر جهان خبر نمی‌خوانند. این رقم در سال ۲۰۲۲، رقم ۳۸ درصد و در سال ۲۰۱۷، رقم ۲۷ درصد بوده‌است. خبرنخوان‌ها دو دسته‌اند: برخی اساساً علاقه چندانی به خبر ندارند و برخی، اگر چه آموزش و دسترسی بالایی دارند، نوعی اجتناب تعمدی به کار گرفته‌اند تا از خود مراقبت کنند. در نظر آنها، حجم بالای اخبار و موضوعات جنجالی که در بیان نسل‌های جدیدتر به «مسائل سمی» تعبیر می‌شود، سبب شده آنها خودمراقبتی در پیش گیرند. بگذریم از اینکه همچنان ۵۸ درصد از پرسش‌شوندگان رویترز، نگران توانایی خود در تشخیص درست از نادرست در اخبار آنلاین هستند. خبر، رکن رسانه است، اما همه رسانه نیست و دقیقاً به همین دلیل، یعنی نامعلوم شدن مرز‌های خبر و دیگر قالب‌های رسانه و انواع محتوا، هر چه پیش می‌رود، محتوا بیشتر و بیشتر می‌شود، اما خبر کمتر و کمتر. گویی خبر، حیثیت خود را از دست داده‌است. 
 
 کم شدن اشتیاق به خبر
خبرنگار و خبرگزاری و روزنامه و شبکه و گروه و مؤسسه و بنیاد خبری هستند، اما ارزش‌های خبری معرکه را باخته‌اند، به ویژه دو ارزش «دربرگیری» و «شگفتی» در برابر ارزش‌های «مجاورت» و «شهرت» کم‌سو و بی‌جان شده‌اند. هیچ خبری تازه نیست و هیچ چیز شگفتی وجود ندارد. با این حال، بعضی وقت‌ها می‌شود که منتظر می‌مانیم وقت پخش برنامه‌ای یا انتشار قسمت جدیدی از یک سریال برسد. 
چه چیزی ما را منتظر کرده‌است، وقتی همه چیز علی‌الظاهر تکراری است. خبر‌ها می‌رسند و می‌روند و همه نیز تحلیلگر شده‌اند. این وسط چه چیزی گم شده که اشتیاق ما برای شنیدن یا دیدن یک محتوای خبری را محو کرده؟ اصرار بیش از اندازه به فرم و بلاگری شدن خبر، سبب شده همه جنس‌ها شبیه هم باشند. به ویژه آنکه بلاگر‌ها یا اینفلوئنسر‌هایی هم در توییتر و تلگرام پیدا شده که خبر‌ها را قبل از آنکه حتی از زبان سخنگو بیان شود، منتشر می‌کنند. کج‌فهمی در روایت، تشدید تحلیل شخصی و تضعیف پایش اخبار و به ویژه بی‌توجهی به تولید خبر، همه و همه سبب‌شده خبر از در و دیوار فرو بریزد، اما خبری در کار نباشد. 
 
 ورود به عرصه برنامه‌های رسانه‌ای 
در چنین فضایی، برخی سازمان‌ها از جمله سازمان هنری رسانه‌ای اوج جرئت کرده در کنار قالب‌ها، ابزارها، تولیدات و محصولات هنری که اتفاقاً با آنها اعتبار گرفته و ادراک شده، قدم به عرصه‌ای بگذارد که در آن رقابت سختی در جریان است، یعنی برنامه‌های رسانه‌ای. «به وقت ایران» در شبکه خبر، در امتداد یک برنامه اینترنتی موفق، اندک اندک در روز‌های آغازین جنگ، جای خود را در میان انبوه تحلیلگران سیاسی و نظامی باز کرد، با تمرکز بر دو عنصر تاریخ و جغرافیا. 
 تاریخ منطقه و مرور آنچه بر ایران گذشته است، از زبان وحید خضاب که نزدیک به ۱۰ سال است بی‌وقفه و مستمر در این حوزه کار می‌کند و جغرافیای منطقه در بیان نیما اکبرخانی که چندین رمان امنیتی نوشته و نقشه و نما‌ها را می‌شناسد. سرباز روح‌الله رضوی نیز در مقام قاعده و قائمه برنامه کوشش دارد رابطه دو کارشناس برنامه را با یکدیگر و در راستای آنچه برآمده از نیاز مخاطب است، تنظیم و تدقیق کند. مهم‌ترین عنصر «به وقت ایران» این است که به دنبال تولید خبر است. خبر از کجا و چگونه می‌پرسد و «به وقت ایران» دقیقاً از این مسئله سراغ می‌گیرد؛ مثل برنامه‌ای در مورد زد و خورد در تنگه هرمز یا برنامه‌ای در مورد اثرات و پیامد‌های حصر دریایی بر اقتصاد ایران. 
 
 سردبیری اصولی من ایرانم
«من ایرانم» به امضا و اجرای محمدرضا شهیدی‌فر نیز چنین است. هر برنامه‌ای که سراغ تازگی برود و چیزی رو کند که کسی از آن خبر نداشته باشد، حتماً می‌گیرد. به جای فرم تازه، باید به فکر محتوای تازه بود و در محتوای تازه باید از تحلیل مضاعف هر چیزی که بار‌ها و بار‌ها تحلیل شده، خودداری کرد. 
از این جهت است که ممکن است میهمان‌های شهیدی‌فر تکراری باشند، اما حرف‌های آنها به دلیل سردبیری اصولی برنامه، هم در تلویزیون و هم در شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود، مانند برنامه‌ای که با حضور همسر و دختر شهید داریوش رضایی‌نژاد اجرا شد یا برنامه‌ای که دختر سردار شهید طهرانی‌مقدم در آن حاضر شد و سؤال سخت همه سال‌های پس از شهادت پدرش یعنی نحوه شهادت پدر موشکی ایران را پاسخ گفت. در عرصه پرترافیک رسانه، بازگشت به همان مفهوم کلاسیک خبر و رسانه و اتکا بر «تازگی» همان عنصری است که چنین تولیدات را برجسته می‌کند. در نتیجه، اوج تا اینجای کار در عرصه رسانه و در میان بازیگران قهار میدان، خوب ظاهر شده، حتی اگر ملاک‌هایی مانند میزان بازدید یا فراگیری یک اثر براساس معیار‌های نوین را هم در نظر بگیریم، می‌توان از میزان بازدید انیمیشن‌های لوگویی یا سرود شگفت «باید برخاست» سراغ گرفت. 
 اما واقعیت این است که راه آمده اوج، بخش آسان ماجرا بوده. هنر، مسیر و معیار مشخص‌تر و معین‌تری دارد. رسانه، به معنای عرفی و همه‌فهمش درگیر مسائل و عوارضی است که تا اندازه‌ای جهانی است. بشر امروز، متأثر از گستردگی و تنوع شبکه‌های اجتماعی، به شکلی از رسانه‌زدگی دچار است که جلب و تأمین نظر او به دشواری صورت می‌گیرد. خبرنخوان‌ها و رسانه‌نبین‌ها رو به افزایشند، حتی بیشتر از آنها که سینما نمی‌روند و وقت گذشتن از میدان ولی‌عصر (عج) دیوارنگاره بالای سرشان را نمی‌بینند! برای در اوج ماندن در رسانه نیاز نیست همیشه در اوج باشی، بلکه باید اوجت را خودت تعریف کنی!
برچسب ها: دیجیتال ، رویترز ، رسانه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار