میشود گفت علمآموزی و دانشطلبی امروز دیگر در کشور ما تبدیل به یک فرهنگ شده است. جهاد علمی زیربنای اقتدار علمی است و اقتدار علمی هم بخشی از ایران قوی است. از خصوصیات جهاد علمی این است که از راههای میانبر حرکت میکند. مستقیم نمیرود و راههای نزدیکتر را پیدا میکند، والا اگر بخواهد همین جریان طبیعی را طی کند، ممکن است زمانها و فرصتها از دست بروند جوان آنلاین: با وجود اینکه در سرزمینی زندگی میکنیم که دارای گنجینه عظیمی از تولیدات در علوم انسانی است و دانشمندان، متفکران و ادبای زیادی در طول تاریخ در این عرصه درخشیدهاند، به نظر میرسد مراکز علمی و تحقیقاتی ما همچنان به این علوم آنچنان که باید و شاید وزن نمیدهند و در مقابل علوم پایهای مثل ریاضی، فیزیک، شیمی و نیز مهندسی و پزشکی، علوم انسانی همچنان در مهجوریت به سر میبرد. در گفتوگو با علی منتظری، رئیس جهاد دانشگاهی این معضل و ریشههای آن را مورد بررسی قرار دادیم.
بخش قابل توجهی از مکانهایی که دشمن متجاوز امریکایی- اسرائیلی در جنگ رمضان مورد اصابت قرار داد، اماکن تحقیقاتی، علمی و دانشمحور ما هستند و این نشان میدهد آنها بیش از همه با علم و دانش و فرهنگ این سرزمین مشکل دارند. در اینباره نظرتان چیست؟
یکی از بزرگترین میراثهای شهید امت و رهبر عظیمالشأن ما امام خامنهای عزیز، تثبیت آیندهای به نام ایران قوی است. بر همین اساس ایشان دو مؤلفه مهم ایران قوی را همواره مورد توجه قرار میدادند و پیگیر آن بودند: یکی اقتدار علمی و دیگری اقتدار دفاعی که اولی زیربنای دومی است، بنابراین در برخی از دیدارهایی که معظمله با دانشگاهیان، جوانان، نخبگان و اهل علم داشتند، این شعار در بالای سر ایشان در حسینیه امام خمینی (ره) همواره میدرخشید که «العلم سلطان». ایشان بیشترین وقت را برای فرهیختگان، پژوهشگران و قشر دانشگاهی کشور میگذاشتند و به همین جهت این موضوع که دشمنان با پیشرفت علمی ما مشکل داشتند و این مراکز را مورد هدف قرار دادند، به خاطر مقابله با اقتدار علمی و بالطبع اقتدار دفاعی ما بود.
رهبر عزیز ما اقتدار علمی و رونق علم را در کشور از مؤلفههای اصلی ایران قوی میدانستند و خوشبختانه در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی به برکت انقلاب و انفاس قدسی امام (ره) و شهدای مراکز علمی، دانشگاهی و تحقیقاتی ما انصافاً پیشرفت شگفتانگیزی داشتند و طبیعی است که در این هجمه ناجوانمردانه مراکز علمی ما مورد هدف قرار گیرد. اگر به خاطر داشته باشید در یکی از آخرین سخنرانیهایی که رهبری شهید در حسینیه امام خمینی (ره) داشتند، فرمودند:ای مردم دشمن با دین و دانش شما مشکل دارد. به همین خاطر تدبیر ایشان برای ایران قوی مبتنی بر دانش بومی بود. این میراث گرانبهایی است که از ایشان برای ما و نسلهای بعدی به یادگار مانده است و فراموش نکنیم بعضی شاید از روی خیرخواهی و برخی از روی یأس و برخی از روی سوءنیت گفتند چرا ما باید در زمینه موشکی این همه سرمایهگذاری کنیم یا در مذاکرات و مراودات ما اگر نسبت به دستاوردهای موشکی حساسیتهایی بود، اینها انگشت میگذاشتند روی همین توان و میگفتند ما باید درباره توان موشکی ایران هم صحبت کنیم و حتی من اخیراً دیدم اتحادیه اروپا عنوان کرده است که حتماً باید موضوعات موشکی و هستهای هم در مذاکرات مطرح باشد و هیچ توافقی بدون اینها معنا ندارد و اینها همه نشانههایی است که بیش از پیش ما را از نگاه بلند رهبر شهیدمان آگاه میکند و الحمدلله دانشمندان و محققان ما هم در عرصههای مختلف این مهم را با تمام وجود درک کرده بودند. واقعاً روح مطهر شهید طهرانیمقدم و همکاران او در اعلی علّیین باشد که توانستند با پیوند مراکز علمی و دانشگاهی، صنعت موشکی را شکل بدهند و امروز میبینیم آن همه توجه رهبر شهید به این مسئله مبتنی بر چه استدلالی بود. ایشان خواهان یک ایران قوی مستقل درونزایی بودند که تولید علم در آن وابسته به هیچ قدرت خارجی نباشد و تا پای جان روی این مسئله ایستادگی کردند.
جالب است که این دشمنی پیش از این شامل حذف فیزیکی دانشمندان ما هم شد.
دقیقاً، شما ملاحظه کردید که بارها سراغ دانشمندان هستهای ما رفتند و در جنگ ۱۲ روزه عزیزانی، چون دکتر طهرانچی و فریدون عباسی را به شهادت رساندند. در جریان ترورهای دهههای ۸۰ و ۹۰ احمدیروشن، علیمحمدی و رضایینژاد را به شهادت رساندند. امام شهید ما این دشمنیها را پیشبینی کرده بودند و تأکید داشتند که آنها با علم ما مشکل دارند. اگر ما میخواهیم مقاوم باشیم و خیمه انقلاب را استوار نگه داریم و این راه را با قوت ادامه دهیم، باید قوی بشویم و این راهی ندارد جز تقویت علم و دانش در همه زمینهها، بنابراین طبیعی است که این ددمنشان مراکز تولید علم را مورد هجمه قرار بدهند و خدای بزرگ را شاکریم که دانشمندان و محققان و علمآموزان ما هم دل در گرو دین و هم دل در گرو وطن دارند که توانستهاند ما را مقابل قدرتهای مادی و سرکش مقاوم کنند. ما امروز معتقدیم حمله به مراکز علمی و ویرانی بخشی از آن مجموعهها باعث عزم بیشتر جوانان ما میشود چراکه قدرت علمی ما در داخل گچ و آهک و سیمان نیست که آنها بیایند و خراب کنند. قدرت علمی در روح و مغز و اندیشه ملت ما قرار دارد، بنابراین با خراب کردن ساختمان، حرکت علمی ما آسیبی نخواهد دید. آنها ترور میکنند و پیش از این هم اقدام به حذف فیزیکی کردهاند، اما نمیدانند تقویت علم و دانش در روح این ملت ریشه دوانده و از طریق حمله نظامی نه تنها این ریشههای مستحکم از بین نمیروند بلکه برعکس بیش از قبل تقویت میشوند چراکه ارادهها در جنگ مضاعف میشوند.
فکر میکنید فضای اجتماعی در جریان جنگ چه ظرفیتهایی را در جامعه ایجاد کرد و میکند؟
در این وضعیت برخی که موضوع برایشان کامل روشن نبود نسبت به مسئله آگاهی پیدا کرده و به جبهه حق پیوستهاند و این از برکات جنگ است. این روزها مشاهده میکنید در رسانهها برخی به صراحت عنوان میکنند که پیش از این ضدانقلاب بودم، اما وقتی به طور ملموس با جنایات دشمن مواجه شدم، متوجه شدم اینها ناحق هستند و رهبر ما و رهروان ایشان بحق هستند و میگویند چرا من که خودم مسلمان بودم و پدر و مادرم هم مسلمان هستند، در مسیر باطل قدم بردارم و همین باعث شد بیدار شدم و امروز ایستادهام تا آخر، بنابراین اینکه رهبر ما عنوان کردند این ملت مبعوث میشود تا کار را تمام کند، این را ما امروز با تمام وجود خود میبینیم و درک میکنیم.
شما ویژگی جهاد علمی را در چه میبینید؟
میشود گفت علمآموزی و دانشطلبی امروز دیگر در کشور ما تبدیل به یک فرهنگ شده است. جهاد علمی زیربنای اقتدار علمی است و اقتدار علمی هم بخشی از ایران قوی است. از خصوصیات جهاد علمی این است که از راههای میانبر حرکت میکند. مستقیم نمیرود و راههای نزدیکتر را پیدا میکند، والا اگر بخواهد همین جریان طبیعی را طی کند، ممکن است زمانها و فرصتها از دست بروند، بنابراین یکی از ویژگیهای جهاد علمی این است که با شناخت نیازها و ضرورتها راههای میانبر را انتخاب میکند. از ویژگیهای دیگر جهاد علمی این است که راهیافتگان در این مسیر ناامید نمیشوند. آنهایی که ناامیدی را در جامعه و مراکز علمی ما پمپاژ و سعی میکنند به مردم آدرسهای غلط بدهند و به زعم خود اثبات کنند ما هنوز عقب ماندهایم، خائن به ملت و این مردم هستند، بنابراین از ویژگیهای مهم جهاد علمی این است که طیکنندگان این مسیر و این راه نه تنها هیچوقت ناامید نمیشوند بلکه امید میدهند و تکیه و توکل آنها به خدا و نصرت الهی است؛ چیزی که در محاسبات دشمن نه دیده میشود و نه اعتقادی به آن دارند. از دیگر ویژگیهای فرهنگ جهاد علمی این است که با داشتهها و امکانات کم گامهای بزرگ برداشته میشود، یعنی اینطور نیست که بگویند باید همه چیز آماده باشد. پول باشد، ساختمان باشد، امکانات مهیا باشد تا ما جهاد کنیم. خیر راه میافتند، اقدام و عمل میکنند. رهبر شهید اعتقادی جدی به اقدام و عمل داشتند و حتی یک سال را به همین عنوان نامگذاری کردند. در جهاد علمی عزم و اراده موتور محرک است که از یک نقطه کار را شروع میکند و تا رسیدن به هدف از پای نمینشیند. کلمه جهاد جایی به کار میرود که دشمن مقابل شما ایستاده است.
درواقع اول باید دشمن را شناخت و مقابل او صفآرایی و پس از شناخت دقیق اقدام کرد. در جهاد امکانات مادی اصالت ندارد، بلکه جوهرها تعیینکننده هستند، بنابراین شما دیدید به رغم همه دروغها، فشارها و ریاکاریهایی که علیه ملت ما شد، صنعت هستهای ما به لطف خدا پیشرفت کرد. در این چند دهه جهان به چشم خود دید که دانشآموزان و دانشجویان نخبه ما در المپیادهای مختلف بینالمللی دارای مقامهای بالا بودند و کسب مدال کردند و افتخار آفریدند و اگر فضای با نشاط علمی در کشور مهیا نبود، این درخششها بروز و ظهور نمییافت. امروز همه کسانی که مسائل ایران را رصد میکنند، انگشت به دهان ماندهاند که چطور این ملت تحت شدیدترین تحریمها اینطور درخشیده است. رمز این موفقیت چیست؟ رمز این تابآوری چیست؟ آیا غیر از این است که این پیشرفتهای غیرقابل انکار ناشی از یک ایمان جمعی است که توانسته خود را در قالب این مقاومت ملی جلوه بدهد؟ سیاستمداران غربی میگویند ما اینقدر توان را در ایران پیشبینی نمیکردیم. میگویند ما ایران را دستکم گرفته بودیم و این همه در حالی رقم میخورد که متأسفانه برخی داخل کشور این توان را کتمان میکردند. همین امروز همه جهان میبیند این رئیسجمهور ابله و سفیه ایالاتمتحده دنبال یک راه فرار میگردد که خود را از این شکست خفتبار نجات دهد، بنابراین باید مراقبت کنیم جهتگیریهای علمی کشور ادامه پیدا کند، البته برخی مواقع مقررات دست و پا گیر سد راه پیشرفت جوانان ما میشود. شما وقتی حرکت میکنید معلوم نیست که دستانداز در مقابل نباشد. باید توجه داشت و یک مقداری در کار علمی صبوری هم به خرج داد. راه علمی در عین شیرینیهایی که دارد، دارای سختیهایی هم است.
به نظر میرسد ما در علوم پایه مثل فیزیک، شیمی و ریاضی و همچنین مهندسی و پزشکی پیشرفتهای غیرقابل انکاری داشتهایم، اما این را رهبر شهید هم تذکر میدادند که در زمینه علوم انسانی عقبماندگیهایی داریم که قطعاً بسیاری از نارساییها ناشی از همین است. فکر میکنید جهاددانشگاهی برای رفع این منظور چه اقداماتی انجام داده است و باید چه اقدامات دیگری را به انجام برساند تا شاهد تحولی جدی در رشد و پیشرفت و تولید علوم انسانی در کشور نیز باشیم.
من خودم اعتقادم این است که در زمینه علوم انسانی دارای ریشههای قدرتمندی هستیم که اتفاقاً ریشه این موفقیتهای علمی در علوم پایه و فناوری ناشی از همان ریشههای فرهنگی محکم در علوم انسانی است. نکتهای که وجود دارد این است که ما بیشتر در این سالها درحال خرج کردن از این گنجینه عظیم بودهایم و شاید توجه کمتری برای افزودن بر این ذخایر داشتهایم. شاید این رویکرد ترجمهای باعث شده است از تولید علوم انسانی غفلت کنیم و شاهد برخی عقبماندگیها باشیم. علاوه بر آن به نظر میرسد برخی وادادگیهای فکری هم به این منجر شده است تا دستاوردهای تولید علوم انسانی در داخل کشور نادیده گرفته شود و بعضاً استفاده نشود. به این معنی که ما در برخی رشتهها شاهد تولیدات خوبی هم هستیم، اما برخی این تولیدات در علوم انسانی را به دلیل نگاه به غرب نادیده میگیرند و سراغ تولیدات ترجمهای میروند. برای مثال برخی متون غربی ترجمه شده و رنگ و لعابی هم به آن داده شده و در اختیار دانشجوی ما قرار گرفته است تا جایی که دانشجوی علوم انسانی اصالت را به همین متون غربی میدهد. به هر حال خودباختگی فرهنگی در میان بخشی از جوانان ما از همین غلبه ترجمه و اصالت دادن به علوم انسانی غرب آغاز شد. هر چند معتقدم ترجمه آثار غربی میتواند برای آنهایی که ریشههای خود را فراموش نکردهاند و به آن اعتقاد دارند، مفید باشد و استفاده از تجربه بشری را نفی نمیکنیم، اما این را باید بدانیم که حداقل در علوم انسانی علم واقعی ریشه در فرهنگ غنی خودی دارد و تجربیات بشری میتواند صرفاً مکملی برای درک بیشتر باشد و نباید مبنای کار علمی ما قرار بگیرد.
متأسفانه این آفت تا حدودی در حوزههای ما هم به چشم میخورد.
بله، حقیقتاً حوزه و دانشگاه با شدت و ضعف متفاوت به این آسیب گرفتار بودهاند و این خودباختگی در مقابل هجمه علمی غرب که رسانهها و کنفرانسها و همایشهای علمی و شبهعلمی را نیز در دست گرفتهاند، برخی جوانان ما را دچار ازخودبیگانگی فرهنگی میکند. آیا واقعاً ما نیاز داریم برویم الهیات ترجمه کنیم؟ منبع و مرکز الهیات اینجاست. خطرناکتر این است که برخی یک عنوان اسلامی هم به آخر آن اضافه میکنند و به خورد جامعه میدهند.
جهاد دانشگاهی چه رسالتی برای خود برای ترمیم این آسیب تعریف کرده است؟
باید بگویم که متأسفانه با دیوانسالاری و برخی مقررات تحمیلی ما را محدود کردهاند. در یک نهادی به نام جهاد دانشگاهی که مولود انقلاب فرهنگی است، فهم این مسئله وجود دارد، اما تا قصد حرکت میکنیم دهها مانع مقابل ما قد علم میکنند. شما ببینید امثال من تا کی میتوانیم ادامه بدهیم. بالاخره باید زمانی فرا برسد که کار را بسپریم دست جوانها، بنابراین مقداری خودکمبینی وجود دارد و مقداری هم عرصه را تنگ کردهاند. شما بهتر میدانید که رهبر شهید ما خیلی با واژه توسعه میانه خوبی نداشتند و عنوان میکردند این کلیدواژه موجب بیعدالتی میشود. همین رواجدهندگان واژه توسعه تبلیغ میکردند روح توسعه بیعدالتی است و گریزی هم از آن نیست! میگفتند یا باید توسعه را بپذیریم یا باید فقر را بین همه مردم تقسیم کنیم. رهبر انقلاب میگفتند چرا باید این کار را بکنیم؟ ما میگوییم توسعه به علاوه عدالت که نتیجهاش میشود پیشرفت و این واژه را بیشتر میپسندیدند. عدالت یک اصل واضح اسلامی است که قرآن کریم و کلام حق هم بر آن تأکید دارد. شهید مطهری میفرمود: اگر شما دیدید یک اقدام و رفتاری غیرعادلانه است، حتماً بدانید غیراسلامی و غیردینی هم است، یعنی عدالت در اسلام اصلی است که به تنهایی موضوعیت دارد و میفرمودند یک معیار خوبی است برای تشخیص دینی بودن یا نبودن یک پدیده و حرکت. ببینید چه گوهری، چه جوهری و چه کلیدی در اختیار ما قرار دادند. عدهای رفتند چند تا ساختمان و خیابان دیدند و آمدند، گفتند ببینید آنها توسعه دادند و از تهی بودن این ظواهر آگاه نبودند و خبر نداشتند در پشت این زرقوبرقهای فریبنده چه حجمی از بیعدالتی وجود دارد که شما ملاحظه میکنید بخشی از کوه یخ انحرافات و بیعدالتیها و جنایت آنها هرازگاهی در افشای مسائلی مثل جزیره اپستین خود را نشان میدهد؛ در ماجرای تبعیض علیه زنان در قالب دستمزدهای نابرابر و تعرضهای جنسی سازمانیافته و بردگی جنسی زنان و کودکان خود را نشان میدهد و معلوم میشود. وقتی فقط قرار باشد با چشم سر قضاوت بشود و ظواهری دلفریب را رنگ و لعاب بدهند، عدهای هم شیفته میشوند و راه را از بیراه تشخیص نمیدهند. این حقایق نشان میدهد در غرب حتی حرکتها و افکاری هم که در راستای عدالت انسانی انجام شده یا به انحراف کشیده شده یا در نطفه خفه یا بایکوت شده است. خوشبختانه یکی از یادگارهای مهمی که رهبر شهید برای ما به یادگار گذاشتند، الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت است و همه مراکز فرهنگی و علمی باید عزم کنند تا موانع پیشرفت و جهاد علمی در زمینه علوم انسانی محقق شود. این را هم لازم است اشاره بکنیم که به لطف خدا ملت ما به فرموده رهبر شهیدمان مبعوث شدهاند و این بعثت معنوی را میتوان این شبها با حضور پرشور و مسئولیتشناسانه مردم در خیابانها مشاهده کرد. ما باید آن نقش تمدنی خود را به بهترین نحو ایفا کنیم و این شبها نقطه عطفی در حرکت عظیم ملت بزرگ ایران در راستای حفظ و تقویت انقلاب بزرگ مردم ایران در راستای استقلال و آزادی است.