دکتر مهدی ذوالفقاری، دانشیار گروه مطالعات آسیایی دانشکده روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی ( ره) در یادداشتی نوشت:
کشور چین در دو دهه اخیر به یکی از بازیگران اصلی در شکلدهی به نظم نوین بینالمللی تبدیل شده است؛ نظمی که دیگر صرفاً تحت سیطره قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، نیست و بر مبنای چندقطبیشدن قدرت جهانی و توازن تازهای میان شرق و غرب شکل میگیرد. چین با ترکیب قدرت اقتصادی، فناوری، فرهنگی و سیاسی توانسته جایگاه خود را از یک قدرت منطقهای به یک قدرت جهانی ارتقا دهد، و نقش تعیینکنندهای در بازتعریف قواعد تعامل بینالمللی ایفا کند.
نخستین و شاید مهمترین عرصه نقشآفرینی چین، حوزه اقتصاد جهانی است. این کشور اکنون دومین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین قدرت تجاری محسوب میشود. ابتکار «یک کمربند ـ یک راه» (Belt and Road Initiative) به مثابه ستون فقرات راهبرد جهانی چین، شبکهای از مسیرهای اقتصادی، ریلی، دریایی و دیجیتالی را میان آسیا، اروپا، آفریقا و آمریکای لاتین ایجاد کرده است. این طرح نه تنها زیرساختهای اقتصادی در کشورهای مشارکتکننده را تقویت میکند، بلکه نفوذ ژئواقتصادی چین را در سراسر جهان گسترش میدهد. از این منظر، چین به تدریج در حال بازآفرینی نسخهای جدید از جهانیسازی است که مرکز ثقل آن در شرق آسیا قرار دارد.
در عرصه فناوری و نوآوری نیز چین جهشی چشمگیر را تجربه کرده است. از هوش مصنوعی و ارتباطات نسل پنجم تا صنایع انرژی پاک و خودروهای برقی، چین نه فقط مصرفکننده فناوری غربی بلکه تولیدکننده فناوریهای پیشرو است. شرکتهای چینی همچون هواوی، علیبابا، بایتدنس و تسلاچاینا توانستهاند سهم مهمی از بازار جهانی را به دست آورند و استقلال فناورانه کشور را تقویت کنند. این مسیر، نظم جهانی علم و فناوری را از انحصار غرب خارج کرده و به سمت رقابتیتر شدن و تنوع مراکز قدرت سوق داده است.
در بعد سیاسی و دیپلماسی بینالمللی، چین تلاش میکند الگویی از روابط مبتنی بر «عدم مداخله»، «احترام متقابل» و «منفعت مشترک» ارائه دهد. برخلاف مدلهای غربی که گاه با مداخله سیاسی یا فشارهای نظامی همراهاند، چین سعی دارد با گفتوگو، سرمایهگذاری و میانجیگری، نفوذ خود را تثبیت کند. نمونه برجسته آن، نقش میانجی چین در ازسرگیری روابط ایران و عربستان در سال ۲۰۲۳ بود که نشان داد پکن میتواند در تحکیم ثبات و صلح منطقهای نیز اثرگذار باشد.
در زمینه نظامی و امنیتی، چین با رویکردی مبتنی بر بازدارندگی دفاعی، در حال مدرنسازی ارتش خود است. هرچند دکترین نظامی چین بر گسترش نفوذ نظامی کمتر تأکید دارد، اما توسعه ناوگان دریایی، توان موشکی و فناوری فضایی آن، چین را به یکی از قدرتهای تعیینکننده در معادلات امنیتی اقیانوس آرام تبدیل کرده است. این تحول، توازن قدرت در منطقه و در نتیجه در سطح جهان را بهطور محسوسی دگرگون کرده است.
در مجموع، چین امروز نه تنها به دنبال قدرتنمایی صرف نیست، بلکه میکوشد نظمی چندمرکزی، متوازن و مبتنی بر احترام متقابل را جایگزین نظم تکقطبی پیشین کند. این رویکرد، هرچند با چالشهایی چون رقابت شدید آمریکا، تنشهای تایوان و فشارهای اقتصادی روبهروست، مسیر تازهای برای شکلدهی آینده جهان ترسیم کرده است؛ جهانی که در آن شرق و غرب، به جای تقابل صرف، به سوی همزیستی مؤثر در چارچوب منافع مشترک پیش خواهند رفت.