در تحلیل نبرد ایران و امریکا، پر سوم یا تنگه هرمز، نشاندهنده یک تحول بنیادین در ادراک استراتژیک ایران است جوان آنلاین: در تحلیل نبرد ایران و امریکا، پر سوم یا تنگه هرمز، نشاندهنده یک تحول بنیادین در ادراک استراتژیک ایران است.
نورالله مرادی، کارشناس و پژوهشگر رسانه با انتشار متنی در فضای مجازی مینویسد: «تاریخ ایران، برخلاف بسیاری از تمدنها و کشورهای تازهساز، تنها بر خاک بنا نشده، بلکه بر ریشههای بنیادین خرد و خاک استوار است که در بزنگاههای بزرگ، از متن خارج شده و در کالبد جغرافیا حلول میکند. یکی از عمیقترین این رمزها، داستان «پر سیمرغ» است؛ ودیعهای بیبدیل که سیمرغ به زال هدیه داد برای روز مبادای خونیرث (دل عالم، ایران). در شاهنامه حکیم فردوسی تنها به دو بار استفاده از پر سیمرغ اشاره شده است، اما در روایت و نقل نقالان، راویان محلی و سنتهای شفاهی سینهبهسینه به پر سومی هم اشاره میشود که هیچگاه مورد استفاده قرار نگرفت. پر سوم در حقیقت بیان و اندیشهای اسطورهگون و نمادین دارد که در هر زمانی میتواند برای نجات زیستبوم ایران بهکار آید و درمانگری کند.»
این کارشناس و پژوهشگر رسانه در ادامه مینویسد: «داستان از وداع زال در دامنه البرز آغاز میشود. زمانی که «دستان سپیدموی» میخواست از آغوش سیمرغ جدا شود، سیمرغ نه سلاحی به او داد و نه سپری و نه زری، بلکه «امکان فراخواندن خرد» را در قالب پَر خویش به او سپرد. سیمرغ به زال آموخت که در نظام هستی، بنبستی وجود ندارد، مگر آنکه خرد آدمی از حرکت باز ایستد. ببینی مرا با سپاهی گماناین پرها (به تعبیر فردوسی دو پر و بنا بر نقلهای شفاهی سه پر)، در واقع سه وضعیت استراتژیک برای حفظ بقای خونیرث بودند که در طول قرون به نوبت گرهگشایی کردند. پر نخست، در لحظه زایمان دشوار رودابه بهکار آمد. آنجا که حیات رستم در خطر بود، سیمرغ با دانش خود راه «رستمزاد» را گشود. این «پر اول: تولد پهلوان» بود؛ مرحلهای که ایران نیاز داشت هویت دفاعی و کالبد پهلوانی خود را شکل دهد. پر دوم، در تاریکترین شب زندگی رستم، در نبرد با اسفندیار رویینتن به کار آمد. زمانی که تیرهای دشمن تن پهلوان را دریده بود، سیمرغ نه تنها زخمها را بست، بلکه راز «تیر گز» را برملا کرد. این «پر دوم: نجات پهلوان» بود؛ مرحلهای که در آن خرد اساطیری، ایران را از خطر بزرگ در برابر قدرتهای بزرگ زمانه رهاند.»
مرادی ادامه میدهد: «اما راز مکتوم تاریخ در پر سوم نهفته است. در متون کهن، سخنی از بهرهگیری از پر سوم گفته نشده است. گویی این پر یا نوبت سوم استفاده از آن، ذخیره استراتژیک ملت ایران برای عصر نبردهای تمدنی قرن بیست و یکم باقی مانده بود. در هماورد اخیر ایران با امریکا و همه همراهان کوچک و بزرگش، شاهد یک «باززایی اسطورهای» بودیم. دشمن با منطق آشیلی (رویینتنی ناشی از فناوری و قدرت اقتصادی) وارد میدان شد تا ایران را در بنبست نهایی قرار دهد. در این نبرد نابرابر، ایران از پر سوم خود پردهبرداری کرد، اما نه در کوهستان البرز، بلکه در شریان آبی جهان؛ تنگه هرمز. اگر پر اول و دوم برای زایش و رویش پهلوان بود، کنش ایران در تنگه هرمز ثابت کرد که ما به مرحله سوم رسیدهایم: «پَر سوم؛ اقتدار جهانی پهلوان» را به نمایش گذاشت. ایران با اشراف بر این گلوگاه، منطق جنگ را تغییر داد. هرمز، نوبت سوم استفاده از پر سیمرغ بود که دود آن، نه برای استمداد، بلکه برای «تغییر موازنه» برخاست.»
این کارشناس و پژوهشگر رسانه در خاتمه مینویسد: «در تحلیل این نبرد، تنگه هرمز دقیقاً نقش همان «شاخه درخت گز» را ایفا کرد. سیمرغ به رستم آموخت که تنها راه غلبه بر اسفندیار، هدف گرفتن تنها نقطه آسیبپذیر او (چشم) است. ایران با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک خود در هرمز، تیر گز را بر چشم بینایی این هژمونی نشاند و قواعد بازی را برهم زد. پر سوم یا تنگه هرمز، نشاندهنده یک تحول بنیادین در ادراک استراتژیک ایران است. پر سوم، تجسم خرد نهادینه شده در جغرافیاست. این نبرد ثابت کرد ایران به سمت «منطق بازدارندگی» حرکت کرده است. پر سیمرغ به ما میآموزد که اقتدار جهانی، محصول تکیه بر ابزارهای بیگانه نیست، بلکه در گرو بازخوانی داراییهای پنهان خویش است. ایران با فعالسازی این پر، توازن قوای نوین را علاوه بر «تقابل سخت»، بر پایه «تصلب استراتژیک» بنا کرد و رژیم حقوقی تازهای را در جهان جدید پایه گذاشت.»