روزنامه «الدستور» اردن به بررسی نتایج تجاوز نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران پرداخت و نوشت: با وجود گزافه گویی های رئیس جمهوری آمریکا، تهران ضربات سختی به «دونالد ترامپ» وارد و وی را کاملا ناامید کرده است. جوان آنلاین: الدستور در گزارشی با عنوان «معضل ترامپ؛ لجاجت و انکار» افزود: تا عصر دیروز، دونالد ترامپ هنوز در حال بررسی پاسخ ایران بود؛ پاسخی که به گفته منابع ایرانی، شامل خطوط قرمزی است که تهران برای هرگونه توافق اعلام کرده است.
به گزارش ایرنا، علاوه بر این، به نظر میرسد که اعتماد به نفس تهران در حال افزایش است، زیرا سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که گزینههای ترامپ بین یک عملیات غیرممکن و یک توافق بد در حال محدود شدن است.
الدستور ادامه داد: از سوی دیگر و به عنوان تایید بیشتر بر مخمصه ای که ترامپ در آن گرفتار شده است، او به کنگره اطلاع داد که «خصومتها» علیه تهران پایان یافته با این حال، با توجه به حیله گری ترامپ هنوز مشخص نیست که آیا او واقعاً به این نتیجه رسیده که بازگشت به گزینه نظامی بیهوده است یا اینکه نقشه دیگری در سر دارد.
این رسانه اردنی اضافه کرد: واضح است که ترامپ در تنگنا و مخمصه بزرگی قرار دارد و وقایع طبق میل و سناریوهایی که او در برخورد با ایران قبل و بعد از جنگ در نظر گرفته بود، پیش نرفته است. رئیس جمهوری آمریکا از تکنیکهای «نظریه بازی»، به ویژه تکنیکهای محقق مشهور آمریکایی «هارولد شیلینگ»، معروف به «خطرپذیری و لبه پرتگاه» استفاده کرده است.
این نظریه در پی پیشبرد مفهوم «اجبار» به عنوان جایگزینی برای «بازدارندگی» (که در دوران جنگ سرد رایج بود) و به طور کلی مبتنی بر مجبور کردن به تسلیم شدن مقابل خواستههای طرف مقابل با تهدید به زور و نشان دادن جدیت است. بسیاری ممکن است به یاد داشته باشند که چگونه «استیو ویتکاف» شکست اول و ناامیدی ترامپ را هنگامی که ایرانیها پاسخی به خواسته های ترامپ ندادند و تسلیم او نشدند، آشکار کرد.
ویتکاف اظهار داشت که رئیس جمهوری ناامید شده بود و نمیتوانست بفهمد که چرا آنها(ایرانی ها) تسلیم نمیشوند. ترامپ این نظریه را به طور کامل و با قدرت به کار میبرد، اما به نظر میرسید که طرف مقابل یعنی ایران ، این درس را به خوبی می دانست. ایرانیها نیز به همین ترتیب بازی را انجام و به گونه مقتضی به این چالش پاسخ دادند.
دومین شکست، فروپاشی تمام فرضیاتی بود که ترامپ درک خود را از مسیر جنگ بر اساس آنها بنا کرده بود. او تصور می کرد با حمله به ایران، نظام حاکم بر آن خیلی سریع دچار فروپاشی و سرنگون می شود، اما چنین نشد، این کشور مقاومت کرد و شکافی در هرم رهبری مشابه سناریوی ونزوئلا روی نداد.
سومین شکست، روی ندادن قیام مردمی در ایران بود.
چهارمین شکست، دقیق نبودن اطلاعات نظامی و امنیتی ترامپ درباره ظرفیت ایران برای وارد کردن آسیبهای منطقهای، قابلیتهای موشکی و تابآوری نظامی آشکار آن بود.
پنجمین شکست، شکست تمام تلاش ها در جهت جنگ روانی و تلاشهای تبلیغاتی او با هدف ایجاد توهم فروپاشی داخلی بود. بنابراین، تمام تلاشهای ترامپ برای دستیابی به یک پیروزی سریع، قاطع و مؤثر تاکنون شکست خورده است.
الدستور نوشت: ترامپ اکنون اگر نتواند به توافقی با ایران برسد، تنها دو سناریو پیش روی دارد؛
سناریوی نخست، تشدید محاصره اقتصادی و تحریمها و تلاش برای خفه کردن ایران از نظر اقتصادی است. با این حال، اثرگذاری این گزینه، کوتاهمدت است زیرا ایران پیش از این جایگزینها و گزینههای متعددی را برای دور زدن این تحریمها ایجاد کرده است.
سناریوی دوم، بازگشت به جنگ است؛ گزینه ای که ترامپ لزوماً از آن حمایت نمیکند، زیرا بیفایده خواهد بود، به خصوص اگر ایران به مقاومت ادامه دهد، حتی اگر ترامپ بتواند آن را تضعیف کند. اگر ایران بتواند مقاومت و کنترل خود را بر تنگه هرمز حفظ کند، هزینه آن برای آمریکا بسیار زیاد خواهد بود.
روشن است که دو عامل بر تصمیم گیری های رئیس جمهور خودبزرگبین آمریکا نقش دارند. اول، دیدگاه اوست که تصور می کند میتواند از طریق ابزارهای مختلف و بدون توسل به زور، تنها با تهدید به زور، به همه چیز دست یابد (راهبرد صلح مبتنی بر قدرت). با این حال، این ضربه قابل توجهی به تصویری می زند که او سعی در ارائه آن از خود و آمریکا در سطح جهانی، منطقهای و حتی داخلی داشته است. این گزینه امنتری نسبت به بازگشت به جنگ با هزینههای نظامی و اقتصادی هنگفت آن است.
عامل دوم، تکبر و احساس قوی ترین بودن همراه با عزم راسخ او برای به زانو درآوردن ایران است، حتی اگر به قیمت یک جنگ شدید و سخت باشد (همانگونه که او تهدید کرد که ایران را به عصر حجر باز خواهد گرداند). اما چنین گزینهای نیز مؤثر نخواهد بود، مگر اینکه به یک عملیات نظامی زمینی تبدیل شود؛ چیزی که ترامپ دائماً از آن انتقاد کرده و قول داده است که هرگز تکرار نخواهد شد.
الدستور در پایان تاکید کرد که تحریمهای اقتصادی به تنهایی نتایج قاطعی را که ترامپ برای ادعای پیروزی قاطع نیاز دارد، برای او فراهم نمیکند و شاید متوسل به گزینه های دیگری برای برون رفت از این تنگنا شود.