سناریوی جدایی شارجه از امارات متحده عربی که دو روز قبل از یک پلتفرم شرطبندی آنلاین شروع شد، حالا به بحثی داغ در شبکههای اجتماعی تبدیل شده؛ سناریویی که در سایه سنگینی جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران، چندان هم دور از واقعیت نیست. جوان آنلاین: سناریوی جدایی شارجه از امارات متحده عربی که دو روز قبل از یک پلتفرم شرطبندی آنلاین شروع شد، حالا به بحثی داغ در شبکههای اجتماعی تبدیل شده؛ سناریویی که در سایه سنگینی جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران، چندان هم دور از واقعیت نیست.
همه چیز از سامانه پیشبینی «پلیمارکت» (Polymarket) شروع شد؛ یک سایت امریکایی که گفته میشود یکی از پسران دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، هم سهامدار آن است. این سایت در اواخر آوریل ۲۰۲۶ سؤالی را مطرح کرد: «آیا امارت شارجه تا ۸ مه یا ۳۱ مه ۲۰۲۶ استقلال خود را اعلام میکند؟» این شرطبندی عجیب، خیلی زود در شبکه اجتماعی ایکس دستبهدست شد و کاربران عربزبان آن را به عنوان یک «خبر بالقوه» بازنشر دادند. رسانههایی مانند «عربی ۲۱» و «صوت القضیه» به این شایعه واکنش نشان دادند، اما بیشتر از زاویه «واکنش به بحران» به آن نگاه کردند. همزمان، برخی حسابهای پرنفوذ مدعی شدند که دبی با ریسک جدی ژئوپلیتیکی مواجه است و سرمایهگذاران ثروتمند در حال خروج از این امارت هستند. خیلی زود، موجی از پستها با هشتگهای «استقلال شارجه» و «فرار از دبی» فضای مجازی را پر کرد. بهدنبال این بحثها، محمد بن زاید، رئیس امارات متحده عربی، روز یکشنبه یک پیام در ایکس بر مفهوم مسئولیت در مدیریت تأکید کرد و نوشت که مسئولیت یک امانت است و هر مقام مسئولی که تنها به موفقیت شخصی خود فکر کند یا برای پیشرفت دیگران در کشور تلاش نکند، در واقع امانتدار واقعی این مسئولیت نیست. او همچنین خودمحوری در اداره امور عمومی را نوعی خیانت دانست و تأکید کرد که مسئولان باید منافع کل کشور را در نظر بگیرند، نه صرفاً منافع فردی یا شخصی خود. توئیتی که باز هم به گمانهزنیها دامن زد و ادعاها درباره احتمال جدایی شارجه از ساختار سیاسی امارات متحده عربی را تقویت کرد و باعث شد که جواهر القاسمی، همسر حاکم شارجه، ادعاهای موجود را رد، آنها را «بیاساس» بخواند و بنویسد که شارجه همچنان به جایگاه خود در چارچوب امارات متحده عربی پایبند است و هیچ اختلافی میان این امارت و ابوظبی وجود ندارد.
شکنندهتر از آنچه میبینید
مقامهای رسمی و برخی تحلیلگران منطقهای برای چیزی که از پلیمارکت شروع شد، از تعبیر «شایعه» استفاده کردهاند. مهمترین استدلال آنها قانون اساسی امارات است که هرگونه جدایی یا واگذاری اراضی را به صراحت ممنوع کرده، به خصوص که شیخ سلطان بن محمد القاسمی، حاکم باسابقه شارجه، بارها بر آنچه که وحدت فدرال خوانده شده، تأکید کرده است. آخرین مرتبه، اوایل آوریل ۲۰۲۶ بود که او بر تعهد راسخ خود به وحدت فدرال تأکید کرد. خود معاملهگران پلیمارکت نیز احتمال وقوع جدایی را تنها بین یک تا ۵ درصد تخمین میزنند. یکی از کاربران میگوید: «این یک شوخی است که توسط سایتهای شرطبندی برای جذب پول ساخته شده است.» با این حال، تحلیلگران ژئوپلیتیک غربی، چنین سناریویی را، به خصوص در فضای تنش ژئوپلیتیک با ایران، نامحتمل نمیدانند. ایوان ساشا شیحان (Ivan Sascha Sheehan)، رئیس موقت کالج امور عمومی دانشگاه بالتیمور، در پایگاه نیوزمکس در ۱۶آوریل ۲۰۲۶ نوشته است: «امارات متحده عربی ساختاری شکنندهتر از آن چیزی است که نمای بیرونی کارآمدش نشان میدهد. این فدراسیون همیشه یک ترتیبات توافقی بوده است: امارتهای کوچکتر در ازای تضمینهای امنیتی و بازتوزیع مالی، برتری ابوظبی را پذیرفتهاند. اما حالا جنگ با ایران این پیمان را تحت فشار شدید قرار داده است.» شیحان توضیح میدهد که دبی به عنوان موتور اقتصادی فدراسیون، از تنش طولانی با ایران بیشترین آسیب را میبیند و پس از پایان دوران شیخ محمد بن راشد، احتمال تقاضای خودمختاری بیشتر وجود دارد. امارتهای شمالی، یعنی شارجه، فجیره، عجمان و رأسالخیمه نیز وابسته به نقلوانتقالات فدرال هستند، اما اگر اعتمادشان به توانایی ابوظبی برای حفاظت از آنها سست شود، «پوشش ریسک» خواهند کرد - یعنی تنوعبخشیدن به شرکای خارجی و تقویت حکمرانی محلی.
بنای امنیتی- اقتصادی قرارداد فدراسیون
چیزی که طی هفتههای اخیر، به خصوص در فضای رویارویی با ایران، به وضعیت چالشآمیز امارات دامن زده، کاهش بیسابقه اعتماد سرمایهگذاران و فرار سرمایه از این امیرنشین تأسیس شده در سال ۱۹۷۱ است. ابوظبی در سایه جنگ امریکا با ایران، با یک بحران نقدینگی دستوپنجه نرم میکند که تحلیلگران آن را یکی از دلایل خروج عجیب این کشور از اوپک میدانند. الجزیره در ۳۰ مارس گزارش کرد که بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش بازار سهام دبی و ابوظبی در عرض یک ماه محو شده است. برخی فروشندگان برای خروج سریع، قیمت ملکهای خود را ۱۰ تا ۱۵ درصد تخفیف میدهند و حجم معاملات مسکونی از حدود ۱۶ هزار واحد در فوریه به ۱۳ هزار واحد در ماه مارس کاهش یافته است. در حالی که برخی سرمایهگذاران آسیایی به طور فعال در حال انتقال سرمایه به سنگاپور و هنگکنگ هستند، دن پوپسکو، تحلیلگر ارشد سرمایهگذاری، به تازگی هشدار داد: «از دبی فرار کنید، سرمایهها در حال حرکت به سوئیس و سنگاپور هستند». اخراج ۱۵ هزار پاکستانی شیعه توسط امارات و توقیف اموال آنها که طی روزهای اخیر خبر آن منتشر شده، نشانه دیگری از فشارهای داخلی و رفتار سختگیرانه ابوظبی است که بر نارضایتیها میافزاید. نیوزمکس نوشته که پیمان فدرال امارات بر «تضمینهای امنیتی و بازتوزیع مالی» ابوظبی در ازای وفاداری امارتهای شمالی استوار است، در حالی که جنگ، توانایی ابوظبی برای تأمین مالی این «پیمان وفاداری» را هدف قرار داده است. تحت چنین شرایطی، انسجام داخلی امارات بیش از هر زمان دیگری از دهه ۱۹۷۰ فرسایش یافته است. جنگ با ایران، شکاف میان مدل اقتصادی دبی و مدل امنیتی ابوظبی را عمیق کرده و امارتهای کوچکتر در حال محاسبهگری هستند. شیحان به ظهور نوعی مدل دوگانه اقتصادی میان دبی (جهانی و بیطرف) و سیاست امنیتی ابوظبی (ورود فزاینده به جنگهای نیابتی) اشاره میکند، چیزی که پایههای ترتیبات توافقی سال ۱۹۷۱ را سست کرده است. این روند، در سایه نزدیکی اخیر امارات به اسرائیل در حال تشدید شدن است. آکسیوس در ۲۷ آوریل فاش کرد اسرائیل یک سامانه کامل «گنبد آهنین» را به همراه دهها افسر نظامی اسرائیلی مستقر در خاک امارات، در اختیار این کشور قرار داده است، چیزی که امارات را در ترتیبات اسرائیلی- امریکایی به یک استثنا تبدیل میکند. در حالی که دانشگاهیان برجسته عرب، اخیراً امارات را «اسب تروا»ی اسرائیل در منطقه تعبیر کردهاند، برای برخی از امارتهای شمالی و همچنین مردم عادی امارات، این سیاست این پیام را مخابره میکند: منافع ابوظبی (و اسرائیل) بر منافع ملی فدراسیون ارجحیت دارد، چیزی که شکنندگی فدراسیون را بیش از هر زمان دیگری کرده است.