کد خبر: 1355984
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
۸ گروگان غیرمجاز از چاه وحشت در نازی‌آباد نجات پیدا کردند مجرمی که اتباع غیرمجاز را برای اخاذی ۴۰۰ میلیون تومانی در چاه عمیقی در یک گاراژ متروکه در محله نازی‌آباد جنوب تهران به دستور قاچاق‌بر انسانی زندانی کرده بود، با هوشمندی پلیس تهران به دام افتاد. مأموران در این عملیات، هشت گروگان را از داخل چاه نجات دادند و متهم را بازداشت کردند. عامل اصلی باند تحت تعقیب قرار دارد. 
غلامرضا مسکنی 

مجرمی که اتباع غیرمجاز را برای اخاذی ۴۰۰ میلیون تومانی در چاه عمیقی در یک گاراژ متروکه در محله نازی‌آباد جنوب تهران به دستور قاچاق‌بر انسانی زندانی کرده بود، با هوشمندی پلیس تهران به دام افتاد. مأموران در این عملیات، هشت گروگان را از داخل چاه نجات دادند و متهم را بازداشت کردند. عامل اصلی باند تحت تعقیب قرار دارد. 
چند روز قبل، زن جوان اهل افغانستان سراسیمه و نگران به اداره پلیس مراجعه کرد. او گفت شوهرش چند روز قبل توسط افراد ناشناسی گروگان گرفته شده و آنها برای آزادی او ۴۰۰ میلیون تومان پول درخواست کرده‌اند. 
این زن در توضیح ماجرا به مأموران گفت: «پدر و مادرم در ایران زندگی می‌کردند و من هم به ایران آمدم، اما شوهرم نتوانست مجوز ورود بگیرد و به همین دلیل تصمیم گرفت به صورت غیرقانونی وارد ایران شود. چند روز قبل او از طریق قاچاق‌بری به ایران آمد و من در خانه پدرم در تهران منتظرش بودم، اما خبری از شوهرم نشد.»
وی ادامه داد: «نگران او بودم که مرد ناشناسی تماس گرفت و گفت شوهرم را گروگان گرفته و باید برای آزادی او ۴۰۰ میلیون تومان بدهم. صدای ناله‌های شوهرم را شنیدم که می‌گفت کمکش کنم. تصور می‌کنم شکنجه می‌شد. الان به اداره پلیس آمدم تا کمک کنید تا شوهرم را آزاد کنیم.»

 عملیات پلیس برای دستگیری گروگانگیر
با طرح این شکایت، پرونده به دستور قاضی احسان شکیب‌نژاد، بازپرس شعبه دهم دادسرای امور جنایی تهران، برای رسیدگی در اختیار تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. مأموران در نخستین گام به شاکی آموزش دادند تا با گروگانگیر قرار ملاقات بگذارد. بدین ترتیب، زن جوان در یکی از پارک‌های جنوب تهران با مرد ناشناس برای تحویل پول قرار گذاشت. مأموران نیز محل را به صورت نامحسوس زیر نظر گرفتند و به محض اینکه متهم وارد پارک شد، او را بازداشت و به اداره پلیس منتقل کردند. 

 اعتراف تکان‌دهنده متهم
«فرزاد» ۳۰ ساله در بازجویی‌های ابتدایی منکر جرم خود شد، اما وقتی با مدارک و دلایل روبه‌رو شد، راز مخوف اسارتگاه افراد غیرمجاز را فاش کرد. او گفت به دستور یک قاچاقچی انسان، تعداد زیادی از افراد غیرمجاز را در چاه بزرگی داخل یک گاراژ متروکه حبس می‌کرده تا از خانواده‌های آنها اخاذی کند. با اعتراف متهم، مأموران به گاراژ متروکه در منطقه نازی‌آباد در جنوب تهران رفتند. داخل یکی از سوله‌ها با در فلزی بزرگی روبه‌رو شدند که زیر آن یک چاه عمیق حفر شده بود. در آن چاه، هشت مرد افغان در شرایطی وحشتناک حبس شده بودند. مأموران فوراً گروگان‌ها را آزاد کردند و تحویل مقامات قضایی دادند. 

 رئیس باند در حال فرار
متهم در بازجویی‌ها به جرم خود اعتراف کرد و گفت که رئیس باند دو نفره آنها مردی به نام «پرویز» است که از مرز انسان قاچاق می‌کند. در حالی که هشت مرد افغان غیرمجاز به دستور بازپرس پرونده به افغانستان بازگردانده شدند، تحقیقات برای شناسایی و دستگیری عامل اصلی باند ادامه دارد. 

 تصور نمی‌کردم گرفتار شوم
فرزاد که به گفته خودش نقش نگهبان گاراژ را در این باند داشته، ادعا می‌کند هر مسافر غیرمجازی را که پرویز به او تحویل می‌داده، تا زمانی که تسویه حساب نمی‌کرده، داخل چاه حبس می‌کرده و پس از دستور پرویز، گروگان‌ها را آزاد می‌کرده است. 

فرزاد از کی وارد باند گروگانگیران شدی؟
چند ماهی بیشتر نیست. البته من فکر نمی‌کردم کارم گروگانگیری باشد. من فقط نگهبان ساده بودم و از مسافرانی که پرویز به گاراژ می‌آورد، نگهداری می‌کردم. 

اما شما با خانواده آنها تماس می‌گرفتید و اخاذی می‌کردید؟
 پرویز و دوستانش آنها را از مرز به گاراژ منتقل می‌کردند. طبق توافقی که با آنها داشتند، باید ۴۰۰ میلیون تومان می‌دادند. آنها پس از پرداخت پول به پرویز، آزاد بودند و می‌توانستند از گاراژ بیرون بروند. اما اگر هزینه را نمی‌دادند، من به دستور پرویز آنها را داخل چاه حبس می‌کردم و با خانواده‌هایشان تماس می‌گرفتم تا به حسابی که پرویز اعلام می‌کرد، پول واریز کنند. 

پس قبول داری که برای اخاذی گروگانگیری می‌کردید؟
نه، آنها با پای خودشان به گاراژ می‌آمدند و بعد هم دوباره از طریق رابط‌هایی که پرویز معرفی می‌کرد، کار پیدا می‌کردند. آنها حبس می‌شدند، چون هزینه‌ای را که توافق شده بود، پرداخت نمی‌کردند. 

قبلاً چه کاره بودی؟
من راننده خودرو بودم و مسافرکشی می‌کردم. 

 چطور با رئیس باند آشنا شدی؟
 یک روز پرویز مسافرم شد و از من درباره درآمدم سؤال کرد. بعد گفت کار خوبی برایم سراغ دارد که قبول کردم. او از من خواست نگهبان گاراژ باشم و من هم قبول کردم. 

 فکر نمی‌کردی دستگیر شوی؟
نه، چون تمام افرادی را که من در چاه حبس می‌کردم، اتباع غیرمجاز بودند و تصور نمی‌کردم آنها شکایت کنند. در ضمن خودشان توافق می‌کردند این پول را پس از اینکه به تهران منتقل شوند، پرداخت کنند. آنها اگر شکایت می‌کردند، بلافاصله از کشور اخراج می‌شدند، به همین دلیل فکر می‌کردم هیچ‌کس به پلیس مراجعه نمی‌کند. 

 چند نفر را در این مدت گروگان گرفتی؟
 درست به خاطر ندارم، اما چند نفری قبل از این هشت نفر بودند که هزینه را پرداخت نکرده بودند و بعد از پرداخت، آزاد شدند.

برچسب ها: اتباع ، پلیس ، قاچاق
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار