کد خبر: 1355982
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۰
نسخه مردمی امنیت در پایتخت
هر شهروند یک مأمور پلیس پس از حملات گسترده دشمنان امریکایی صهیونی به مراکز انتظامی پایتخت، آنچه دشمن در محاسبات خود ندید
 حسین فصیحی

جوان آنلاین: پس از حملات گسترده دشمنان امریکایی صهیونی به مراکز انتظامی پایتخت، آنچه دشمن در محاسبات خود ندید، شکل‌گیری شبکه‌ای زنده از «امنیت اجتماعی» بود؛ جایی که پلیس، بی‌تکیه بر ساختمان، با اتکا به اراده، تجربه و همراهی مردم، نظم شهر را حفظ کرد. 
وقتی نخستین موج حملات صهیونیست‌ها و امریکایی‌ها، مراکز انتظامی پایتخت را هدف قرار داد، تحلیل بسیاری از ناظران خارجی ساده بود: «شهر، بدون ستون‌های رسمی امنیت، دچار فروپاشی خواهد شد.» کلانتری‌ها و مراکز انتظامی، به عنوان نماد‌های عینی حضور پلیس، یکی پس از دیگری آسیب دیدند و بخشی از زیرساخت فیزیکی نظم شهری از میان رفت، اما آنچه در روز‌ها و شب‌های پس از آن رخ داد، روایتی متفاوت از «امنیت» بود؛ روایتی که بیش از آنکه به دیوار و ساختمان وابسته باشد، به انسان، اراده و پیوند اجتماعی تکیه داشت. 

 میدان محور
در همان ساعات اولیه پس از حملات، نیرو‌های پلیس راهبرد خود را تغییر دادند. تمرکز از «مکان‌محوری» به «میدان‌محوری» منتقل شد؛ یعنی به جای اتکا به کلانتری به عنوان نقطه ثابت، نیرو‌ها در سطح شهر توزیع شدند؛ در چهارراه‌ها، معابر اصلی، محله‌ها و نقاط حساس. حضور فیزیکی پلیس، هر چند بدون ساختمان، اما پررنگ‌تر و ملموس‌تر شد. گشت‌های سیار جایگزین مراکز ثابت شدند و خطوط ارتباطی جایگزین دیوارها. 
یکی از افسران باسابقه که این روز‌ها در یکی از مناطق مرکزی شهر مشغول خدمت است، می‌گوید: «ما ساختمان را از دست دادیم، اما مأموریت را نه. امنیت، وابسته به حضور ماست، نه به آجر و سیمان.» این جمله، شاید خلاصه‌ای از آن چیزی باشد که در کف خیابان جریان دارد. 

 مردم امنیت‌آفرین
در کنار این تغییر تاکتیک، عنصر مهم‌تری نیز وارد میدان شد؛ «مردم». شهروندانی که تا پیش از این، نقش‌شان بیشتر به رعایت قوانین محدود می‌شد، حالا به بخشی از زنجیره تولید امنیت تبدیل شدند. از اطلاع‌رسانی سریع درباره موارد مشکوک تا همکاری در مدیریت محله‌ها، نوعی هم‌افزایی میان پلیس و جامعه شکل گرفت که خلأ فیزیکی مراکز انتظامی را پر کرد. در بسیاری از محله‌ها، ساکنان به‌صورت خودجوش شبکه‌های ارتباطی محلی ایجاد کردند؛ گروه‌هایی برای رصد وضعیت کوچه‌ها، اطلاع از تردد‌های غیرعادی و کمک به سالمندان و خانواده‌های آسیب‌دیده. این شبکه‌ها، نه‌تنها به پلیس در تصمیم‌گیری سریع‌تر کمک کردند، بلکه حس «مسئولیت جمعی» را نیز تقویت کردند. 

 فعال شدن سرمایه‌های اجتماعی
کارشناسان اجتماعی معتقدند آنچه در پایتخت رخ داد، نمونه‌ای از «سرمایه اجتماعی فعال» است؛ جایی که اعتماد میان مردم و نهاد‌های رسمی، در شرایط بحران به کار می‌آید. اگر این اعتماد وجود نداشت، حذف فیزیکی مراکز پلیس می‌توانست به بی‌نظمی منجر شود، اما حالا می‌بینیم که همان اعتماد، تبدیل به نیروی جایگزین شده‌است. 
از سوی دیگر، پلیس نیز با بازتعریف نقش خود، از یک نهاد صرفاً واکنشی به یک نهاد «پیشگیرانه و مشارکتی» تبدیل شد. مأموران، علاوه بر وظایف معمول، به گفت‌و‌گو با شهروندان، آموزش‌های کوتاه در محل و حتی ایجاد اطمینان روانی در جامعه پرداختند. حضور آنها، بیش از آنکه صرفاً برای برخورد باشد، به نمادی از «پایداری» تبدیل شد. 

 شب‌های روشن
در شب‌های پایتخت، این حضور بیشتر به چشم می‌آید. خیابان‌هایی که تصور می‌شد با از دست رفتن مراکز انتظامی، ناامن شوند، حالا با گشت‌های پیوسته و همکاری مردم، چهره‌ای متفاوت دارند. روشنایی مغازه‌ها، تردد عادی شهروندان و فعالیت کسب‌وکارها، نشانه‌هایی از تداوم زندگی شهری است؛ تداومی که برخلاف انتظار دشمن، متوقف نشد. 
در این میان، روایت‌های مردمی نیز قابل‌توجه است. یک راننده تاکسی در شمال شهر می‌گوید: «شاید کلانتری محل آسیب‌دیده باشد، اما پلیس را بیشتر از قبل در خیابان می‌بینیم. همین حضور، خودش آرامش می‌دهد.» زنی در یکی از محله‌های جنوبی نیز تأکید می‌کند: «ما خودمان حواسمان به محله هست. اگر موردی باشد، سریع خبر می‌دهیم. اینجا همه مراقب هم هستند.»

 همگرایی امنیتی
این همبستگی، تنها به سطح محله محدود نمانده است. در مقیاس کلان، نوعی «هم‌پوشانی امنیتی» شکل گرفته‌است؛ به این معنا که نهاد‌های مختلف، از خدمات شهری گرفته تا گروه‌های امدادی، در هماهنگی با پلیس، بخشی از وظایف پشتیبان را بر عهده گرفته‌اند. نتیجه این همکاری، کاهش محسوس خلأ‌های احتمالی در مدیریت بحران بوده‌است. 
با این حال، خسارت به زیرساخت‌های انتظامی، واقعیتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. بازسازی این مراکز، نیازمند زمان و منابع قابل‌توجه است، اما تجربه روز‌های اخیر نشان داده که امنیت، صرفاً محصول زیرساخت نیست، بلکه نتیجه ترکیب «ساختار» و «سرمایه انسانی» است. 

 مشارکت عمومی
آنچه دشمن در محاسبات خود نادیده گرفت، همین عنصر دوم بود؛ اراده‌ای که در میان نیرو‌های پلیس و شهروندان وجود دارد. اراده‌ای که اجازه نداد خلأ فیزیکی، به خلأ امنیتی تبدیل شود. در واقع، به‌جای فروپاشی نظم، نوعی بازتولید آن در سطحی گسترده‌تر رخ داد. امروز، اگرچه برخی کلانتری‌ها دیگر به شکل گذشته فعال نیستند، اما مفهوم «کلانتری» در سطح شهر گسترش یافته‌است. هر خیابان، هر محله و هر شهروند، به بخشی از این ساختار تبدیل شده‌است. پلیس، دیگر فقط در یک ساختمان مستقر نیست، بلکه در جریان زندگی شهری حضور دارد. این تجربه، می‌تواند درس‌هایی فراتر از شرایط فعلی داشته باشد. اینکه امنیت پایدار، نیازمند مشارکت عمومی است و نمی‌توان آن را صرفاً به نهاد‌های رسمی واگذار کرد. همچنین نشان می‌دهد که در شرایط بحران، انعطاف‌پذیری و اعتماد، دو عامل کلیدی در حفظ انسجام اجتماعی هستند. 
در نهایت، پایتخت این روز‌ها تصویری متفاوت از امنیت را به نمایش گذاشته است؛ امنیتی که نه از پشت دیوار‌های کلانتری، بلکه از دل خیابان‌ها، از میان مردم و با همراهی نیرو‌های پلیس شکل گرفته‌است. تصویری که شاید مهم‌ترین پیامش این باشد: «امنیت، وقتی در میان مردم ریشه داشته باشد، با از دست رفتن ساختمان‌ها از بین نمی‌رود.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار