میتوان بخشی از فرآیندهایی که پیشتر در بندر جبلعلی انجام میشد، مانند عملیات سوئیچ بارنامه، به بنادر کراچی یا گوادر منتقل کرد. این بنادر به دلیل توسعه زیرساختها و نزدیکی جغرافیایی، قابلیت تبدیل شدن به مسیرهای جایگزین برای تجارت ایران را دارند جوان آنلاین: اقتصاد کشورمان سالهاست که در حوزه تجارت خارجی پیوندی نسبتاً مستقیم با امارات متحده عربی دارد که در طول زمان، چه در حوزه واردات و چه در بخش صادرات، نوعی وابستگی ایجاد کرده است. رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه معتقد است این کشور شریک وفاداری برای ایران نبوده است زیرا ارتباط تنگاتنگ درهم با دلار به ناچار مانع از دلارزدایی از تبادلات تجاری کشور شده است و نوسانگیری امارات موجب گرانی و نوسان قیمت ارز در داخل ایران شده است. کافی است در مرحله کنونی امارات را از زنجیره تجارتمان حذف کنیم و با صیانت از ارزش پول ملی، تابآوری اقتصاد را بالا ببریم. کنشگران معتقدند جنگ تحمیلی سوم به نوعی توفیق اجباری فراهم کرده است تا ایران برای نخستینبار به شکل جدی به این پرسش بیندیشد که آیا منطقی است بخش مهمی از زنجیره تجارت خارجی خود را تنها بر یک کشور متمرکز کند؟ و اگر پاسخ منفی است، مسیرهای جایگزین کدام است؟
وابستگی تجاری ایران به کشور امارات، اگرچه در دورههایی به تسهیل تجارت خارجی کمک کرده، اما در کنار آن نگرانیهایی نیز به همراه داشته است؛ نگرانیهایی که ریشه در محدودیتهای بانکی، رفتار غیرقابل پیشبینی صرافیها در دوبی و همچنین نوسانات ناشی از شرایط سیاسی و اقتصادی منطقه دارد. با گذشت حدود ۵۰ روز از «جنگ رمضان» و روشن شدن نقش امارات در حمله متجاوزان به کشورمان، اکنون زمان آن رسیده است که بخش قابلتوجهی از مبادلات تجاری به سمت کشورهای دیگری مانند عراق، ترکیه، عمان و حتی چین منتقل شود؛ کشورهایی که هم ظرفیت اقتصادی قابل توجهی دارند و هم میتوانند فشار ناشی از تمرکز بیش از حد تجارت بر امارات را کاهش دهند. به گفته کنشگران، مشکلاتی که در سالهای اخیر از سوی برخی صرافیهای دوبی برای فعالان اقتصادی ایرانی ایجاد شد یا محدودیتهایی که برای انتقال ارز و صدور اسناد بانکی به وجود آمد، نمونههایی از ریسکهایی است که نباید دوباره تجربه شود.
ضرورت تجدید نظر در تجارت خارجی
داوود منظور، رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه، معتقد است جریان بازرگانی ما غیرمستقیم به دلار متصل شده و درآمدهای غیر دلاری ما نهایتاً به دلار ختم میشود. منظور میگوید: «بخش عمده تجارت کشور با امارات است. جریانات مالی ما با درهم امارات صورت میگیرد، اما این درهم به دلار وصل است و متأسفانه این کشور ثابت کرده که شریک وفاداری برای ایران نیست، زیرا نوسانگیری شان موجب گرانی و نوسان قیمت ارز در داخل ایران شده است.»
وی میافزاید: «کافی است در مرحله کنونی امارات را از زنجیره تجارت مان حذف کنیم و با صیانت از ارزش پول ملی، تابآوری اقتصاد را بالا ببریم.»
در مبادلات تجاری نباید همه تخممرغها در یک سبد قرار گیرد
همچنین مجیدرضا حریری، رئیس اتاق بازرگانی ایران و چین، در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران در این خصوص میگوید: «اقتصاد ایران باید مدتها پیش به فکر طراحی یک مسیر جایگزین برای تجارت از طریق دوبی میبود.» حریری میافزاید: «انتخاب امارات بهعنوان مرکز واسط تجارت خارجی، در طول سالها ایران را در معرض ریسک قرار داده است زیرا استفاده مداوم از این کشور بهعنوان مسیر اصلی مبادلات مالی و تجاری، بهطور طبیعی امکان ایجاد فشارهای ناگهانی و اختلالهای اقتصادی را افزایش میدهد. بنابراین «عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد» همین است و حالا باید به فکر جایگزین باشیم.»
حریری با اشاره به اینکه در شرایط فعلی مسیر مناسب تجاری برای ایران، کشور چین است، تأکید میکند: «سهم قابلتوجهی از تجارت خارجی ایران در جهان، یعنی حدود یکسوم مبادلات، بهطور مستقیم با چین انجام میشود.» از نگاه او، همین موضوع یک ظرفیت بزرگ است که میتوان آن را گسترش داد و مبادلات مالی را از مسیرهای جدیدی در چین انجام داد؛ از جمله استفاده از یوآن یا سایر سازوکارهای مالی و تسویهای که در سالهای گذشته نیز نمونههایی از آن وجود داشته است. وی یادآور میشود که حتی بدون استفاده از شبکه بانکی رسمی، امکان مبادله با چین در شرایط خاص وجود داشته؛ همانگونه که در دوران شیوع کرونا، خرید یکمیلیارد و ۲۰۰ میلیون دلار واکسن از چین از طریق روشهای غیر بانکی انجام شد.
وی تأکید میکند طی سالهای گذشته، برخی ذینفعان ترجیح میدادند گردش مالی ایران از مسیر دوبی انجام شود؛ موضوعی که به گفته او چالشهایی را در زمینه انتقال بهموقع ارز و تکمیل چرخه مالی تجارت کشور ایجاد کرده است. این مسئله در مقاطعی بهویژه در شرایط حساس اقتصادی، موجب ایجاد اختلالهایی در ورود ارز و تأمین مالی تجارت شده و تبعات آن مستقیماً در بازار ارز مشاهده میشد.
حریری با اشاره به دوره زمانی خرداد تا اسفندماه گذشته یعنی در فاصله بین جنگ ۲۱ روزه و جنگ اخیر، اظهار داشت: «بخشی از انتقال منابع ارزی ایران از دوبی دچار اختلال شد و همین موضوع یکی از عوامل تأثیرگذار در افزایش نرخ ارز تا محدوده ۱۵۰ تا ۱۶۰ هزار تومان بود.» او معتقد است که حتی اگر روابط اقتصادی ایران و امارات به شرایط عادی و بدون تنش و قبل از جنگ بازگردد، تجربههای اخیر نشان داده، نباید بخش اعظم تجارت کشور تنها بر یک مسیر استوار باشد. به بیان دیگر؛ نباید تخممرغهایمان را در یک سبد خطرناک مانند دوبی بگذاریم. به گفته وی، تنوعبخشی به مبادی تجاری اکنون نه یک انتخاب بلکه ضرورتی است که باید به سرعت مورد توجه قرار گیرد.
وی همچنین به ظرفیتهای جدید پاکستان اشاره کرده و میافزاید: «میتوان بخشی از فرآیندهایی که پیشتر در بندر جبلعلی انجام میشد، مانند عملیات سوئیچ بارنامه، به بنادر کراچی یا گوادر منتقل کرد. این بنادر به دلیل توسعه زیرساختها و نزدیکی جغرافیایی، قابلیت تبدیل شدن به مسیرهای جایگزین برای تجارت ایران را دارند و میتوانند بخشی از فشار وابستگی به دوبی را کاهش دهند.»
به باور کارشناسان، مجموع این شرایط نشان میدهد؛ تجارت خارجی ایران به مرحلهای رسیده است که بازطراحی مسیرهای مبادلات ارزی و تجاری، دیگر یک ضرورت راهبردی برای حفظ ثبات اقتصادی کشور به شمار میرود.