تنگه هرمز یکی از مهمترین گلوگاههای راهبردی جهان است که بر اساس برآوردهای بینالمللی، روزانه بخش قابل توجهی از انرژی مورد نیاز کشورها و حدود یکپنجم تجارت نفت دنیا و بخش مهمی از گاز طبیعی مایع از این آبراه عبور میکند. همین موضوع، هرمز را به یکی از حیاتیترین گلوگاهها و شریانهای اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
نام «هرمز» ریشهای تاریخی و کهن دارد. در متون جغرافیایی دوره اسلامی (بهویژه آثار جغرافیدانانی، چون اصطخری، مقدسی و ابنحوقل در قرون سوم و چهارم هجری) از منطقه هرمز و آبراه آن یاد شده است. این نام از پادشاهی و بندر تاریخی هرمز در سواحل جنوبی ایران گرفته شده که در قرون میانه یکی از مهمترین مراکز تجارت دریایی جهان به شمار میرفت. پیش از آن نیز در منابع یونانی و رومی، این گذرگاه به عنوان مسیر حیاتی ارتباطی میان شرق و غرب شناخته میشد. در دوره صفویه و سپس در عصر رقابت قدرتهای استعماری، اهمیت این تنگه بیش از پیش آشکار شد و پرتغالیها، انگلیسیها و بعدها دیگر قدرتهای دریایی تلاش کردند کنترل آن را به دست گیرند.
در طول تاریخ، هر قدرتی که بر تنگه هرمز تسلط داشته، بر بخشی از تجارت جهانی نفوذ پیدا کرده است. همین واقعیت سبب شد که از قرن شانزدهم میلادی تا قرن بیستم، این منطقه همواره در کانون رقابت قدرتهای بزرگ قرار گیرد. اشغال هرمز ازسوی پرتغالیها در اوایل قرن شانزدهم و سپس بیرون راندن آنان ازسوی نیروهای ایرانی در دوره صفوی، یکی از نخستین نمونههای نبرد برای کنترل این گلوگاه حیاتی بود. از آن زمان تاکنون نیز تنگه هرمز نهتنها یک گذرگاه جغرافیایی، بلکه یک مؤلفه تعیینکننده در معادلات ژئوپلتیک جهان بوده است.
بعد از اتفاقات یک سال اخیر (و به صورت خاص، جنگ تحمیلی و دفاع مقدس سوم) مشخص شد اهمیت این تنگه نه تنها کاهش نیافته، بلکه با افزایش وابستگی اقتصاد جهانی به انرژی، نقش آن پررنگتر شده است. کشورهای صنعتی شرق آسیا، اروپا و حتی ایالات متحده، امنیت انرژی خود را تا حد زیادی به ثبات این آبراه وابسته میدانند. به همین دلیل است که تنگه هرمز همواره در محاسبات استراتژیک قدرتهای جهانی جایگاه ویژهای داشته و حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای در پیرامون آن، بخشی از همین رقابت ژئوپلتیک به شمار میآید.
جنگ تحمیلی و دفاع مقدس سوم به جهانیان ثابت کرده تنگه هرمز صرفاً یک مسیر دریایی نیست، بلکه بخشی از هویت ژئوپلتیک و امنیت ملی ایران است. قرنهاست که زندگی در بندرها و جزایر هرمزگان با ریتم رفتوآمد کشتیها، تجارت دریایی و صیادی گره خورده است. از قشم و هرمز تا بندرعباس و جاسک (و در صدر آنها، تنگه هرمز) شاید برای دیگر کشورهای دنیا فقط مسیری برای عبور نفتکشها باشد، اما ساحلنشینان و ساکنان جزایر خلیج فارس، این منطقه را بستر شکلگیری اقتصاد محلی، فرهنگ دریانوردی و هویت خود میدانند.
آنان در طول تاریخ نگهبانان طبیعی این آبراه بودهاند؛ نسلی از ملوانان، صیادان و بازرگانان که با دریا زندگی کرده و آن را قسمتی از سرنوشت خود دانستهاند. به همین دلیل، امنیت تنگه هرمز برایشان مفهومی فراتر از سیاست دارد؛ امنیت این آبراه به معنای تداوم زندگی، تجارت و افقی روشن برای اقتصاد منطقه است. در نیمقرن اخیر، تنگه هرمز به صحنهای آشکار از اراده و توان دفاعی ایران بدل شده است. از سالهای پرآشوب جنگ تحمیلی تا تحولات امنیتی دهههای پس از آن و حالا در دفاع مقدس سوم، این آبراه راهبردی بارها در معرض تهدید قدرتهای خارجی و ماجراجوییهای نظامی قرار گرفته است، اما هر بار اراده ملی و حضور مقتدرانه نیروهای دریایی ایران نشان داده که هرمز نه یک فضای بیدفاع، بلکه حوزهای تحت حاکمیت و مراقبت دقیق ایرانیان است.
در این سالها، ساحلنشینان جنوب کشور در کنار نیروهای نظامی و دریایی، نقش خاموش، اما تعیینکنندهای در پاسداری از این گذرگاه ایفا کردهاند. نسلهایی که در کنار آبهای خلیج فارس و دریای عمان رشد یافتهاند، نه تنها حافظان سنتهای دریانوردی، بلکه نخستین دیدهبانان امنیت این آبراه به شمار میآیند. پیوند تاریخی مردم این سواحل با دریا، روحیهای از مقاومت و غیرت دریایی پدید آورده که در بزنگاههای حساس خود را نشان داده است. توان دفاعی ایران در پیرامون تنگه هرمز طی دهههای گذشته بهطور چشمگیری تقویت شده و امروز این منطقه به یکی از مهمترین حوزههای قدرت دریایی کشور تبدیل شده است و جهانیان خوب فهمیدهاند امنیت این گذرگاه بینالمللی بدون حضور و اراده ایران معنا ندارد و هرگونه تعرض به این حوزه راهبردی با واکنشی قاطع مواجه خواهد شد و دست متجاوزان از این آبراه کوتاه میماند.