کد خبر: 1349227
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۳
نگاهی به اهداف اقتصادی دشمن آمریکایی صهیونی در اتاق‌های جنگ
ایران اهدف اقتصادی جنگی دشمن را دود کرد مهم‌ترین برگ برنده ایران در جنگ رمضان، تحمیل هزینه‌های فرسایشی بر پیکره اقتصاد رژیم صهیونیستی- آمریکایی است
معین قرابی تهرانی

جوان آنلاین: دشمن آمریکایی-صهیونی در روز‌های پایانی اسفندماه و در فضای جنگ تحمیلی، علاوه‌بر تمرکز بر اهداف نظامی و امنیتی خود، موضوع دیگری نیز در دستور کار خود قرار داده بود. آسیب مشخص به بسترها، موضع‌ها و فرایند معیشتی و اقتصادی کشور، به صورت مشخص هدف ناگفته‌ای است که می‌توان در دستور پروژه جنگی دشمن مشاهده کرد. آنها علاوه بر تجاوز به تمامیت ارزی، به دنبال تزریق انواع تکانه‌های منفی به ساختار و بافتار اقتصاد و معیشت مردم نیز دارند و در این پروژه نیز دنبال می‌کنند. به همین بهانه، مناسب است پیرامون این موضوع طرح بحثی صورت داد تا از شکست دیگر دشمن در این زمینه رونمایی کرد. 

طبق گفته‌ها و اسناد موجود، محاسبه دشمن آمریکایی-صهیونی براین پایه استوار بود که با به شهادت رساندن رهبر شهیدمان و فرماندهان ایران، تهران از نظر سلسله مراتب تصمیم‌گیری فلج خواهد شد و همزمان باهدف‌گیری زیرساخت‌های انرژی و بنادر، درامد‌های ارزی را به صفر خواهد رسید. این یعنی وقتی مقام عالی سیاسی کشور و ارگان‌های ذیل آن در کنار دولت نتوانند قد و قامت مدیریتی خود را نشان دهند؛ آنگاه اقتصاد روزمره و سیاست‌های کلان در اجرا مختل خواهد شد.

هدف اول ایجاد ابرتحریم از جنس موشک و بمب بود. واشنگتن و تل آویو به دنبال آن بودند که آنچه را که در سال‌های زیادی تحریم‌های فلج‌کننده در آن نرسیدند در چند روز جنگ بدست آورند. به بیانی واضح، فروپاشی کامل ارزش پول ملی و قفل شدن چرخه‌های تولید، آن‌چیزی بود که در تحریم به دنبال آن بودند و با جنگ می‌خواستند به آن دست پیدا کنند. بررسی‌ها نیز گویای آن است که آنها به دنبال تکرار سناریو عراق پس از سال ۲۰۰۳ بودند. جایی که زیرساخت‌های نفتی منهدم شد و کشور برای یک دهه در پیشرفت اقتصادی عقب افتاد. سناریو A توقف ۲۰ درصد از نفت جهان، ایران را به عنوان عامل اصلی افزایش قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار معرفی کرده و در داخل کشور نارضایتی عمومی ایجاد کنند. آنها می‌خواستند ثابت کنند اقتصاد مقاومتی در برابر تحریم حداکثری و جنگ تمام عیار دوام نمی‌آورد. دریغ از آنکه ایران بادرایت رهبری شهید خود توانسته است درس اقتصاد مقاومتی را خوب بیاموزد. اقتصاد مقاومی که ۴۷ سال آن را هم آموخته و هم با پوست و گوشت حس کرده است. با وجود شروع جنگ و تداوم آن، نه تنها این اتفاق رقم نخورد بلکه این سناریو به عکس درآمد. ایران با مدیریت تنگه هرمز، نه انسداد نظامی آن، و همکاری راهبردی با خریداران نفتی‌اش، هم توانست شوک ناشی از عرضه را متوجه اقتصاد‌ها بکند و هم صحنه پرداخت‌های آخر سال بازنشستگان و کارکنان خود را پیش ببرد. علاوه بر این، اقتصاد امداد - به معنای مدیریت خسارات وارده بر امکنه و مسکن‌های شخصی - را در اولویت و تخصیص منابع خود قرار دهد.

هزینه-فایده جنگ؛ ایران پیروز در تخصیص بهینه منابع

واقعیت میدان این است که بودجه نظامی ایران در مقایسه با دشمن‌های متجاوز عدد بسیار کوچک‌تری است. فرق است میان بودجه ۱۰-۱۵ میلیارد دلاری با بودجه تریلیون دلاری متجاوز گر. علاوه بر این، خرج‌کرد لجستیک، آماد و پشتیبانی نظامی در جنگ نیز گویای آن است که حداقل ایران تا به این لحظه نسبت به هزینه‌کرد نظامی ۱۹ میلیارد دلاری آمریکا و ۸ میلیارد دلاری اسرائیل، عددی به مراتب کمتر تخصیص داده است. این امر یکی از نقاطی است که قوت بودجه‌ای و تخصیصی ایران را نشان می‌دهد. البته کم بودن سهم بودجه نظامی خود بحث دیگری است که بایستی در فرصت مناسب به آن پرداخت.

شکست محاسبه قیمت نفت و بازار انرژی 

برخلاف سناریو دشمن که به دنبال استفاده از اهرم نفت علیه ایران بود بااین گمان که بابسته شدن تنگه اولین و مهمترین ضرر را خود ایران می‌بیند. بااین تفسیر که دیگر خود نیز درامد ارزی ندارد و همین مورد نیز بر اقتصاد ایران تاثیر منفی خواهد گذاشت. این در حالی است که تمام کشور‌های منطقه دچار مشکل شدند غیر از ایران؛ و اینگونه بود که مکانیزم جنگ به ضرر اقتصاد متجاوزین عمل کرد. ایران با فعالسازی عملیات روانی علیه کشتیرانی و زیرساخت‌های منطقه، عملا توانست فرمول بازار انرژی را بازنویسی کند. دشمن آمریکایی-صهیونی به دنبال توقف صادرات نفت ایران بود، اما اکنون ثبات منطقه‌ای به محل نگرانی سرمایه‌گذاران غربی تبدیل شده است. تنش‌های اخیر باعث شد قیمت نفت به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه جهش کند. این افزایش قیمت که در کوتاه مدت برای غرب به خصوص، تورم زا است، برای اقتصاد ایران که تحریم‌ها را دور زده و نفت خود را از مسیر‌های خلاقانه به فروش می‌رساند، یک شوک درامدی مثبت محسوب می‌شود. ایران نشان داد که نوسانات بازار انرژی را در دست دارد و می‌تواند برای هر موشکی که شلیک می‌کند، یک امتیاز اقتصادی از جابجایی ثروت در بازار جهانی بگیرد. 

خونریزی اقتصادی در تل آویو 

مهم‌ترین برگ برنده ایران در جنگ رمضان، تحمیل هزینه‌های فرسایشی بر پیکره اقتصاد رژیم صهیونیستی- آمریکایی است. گزارش‌های وزارت اقتصاد رژیم موقت صهیونی نشان می‌دهد که این رژیم به جای رسیدن به نفت ارزان و امنیت، اکنون دچار خونریزی شدید بودجه‌ای شده است. ارقام رسمی حکایت از آن دارد که هفته‌ای ۹.۴ میلیارد شکل (معادل ۲.۹ میلیارد دلار) صرفا به دلیل تعطیلی کسب و کار‌ها و فراخوان گسترده نیرو‌های ذخیره از بودجه این رژیم خارج می‌شود. این در حالی است که دشمن آمریکایی - صهیونی میخواست ایران را به سمت رکود ببرد خود ناچار شده بودجه دفاعی ۲۰۲۶ خود را به رکورد ۱۲۱ میلیارد شکل افزایش دهد و همزمان کسری بودجه از مرز ۳.۹ درصد عبور کرده است. 

شکست سناریو فروپاشی از درون 

دشمن روی نارضایتی اقتصادی و فشار معشیتی روی مردم ایران حساب کرده بود، اما عملیات وعده صادق ۴ نشان داد علی رغم شهادت رهبران ارشد، ساختار اقتصادی کشور هیچ فروپاشیدگی در آن دیده نشده است. حتی ایران در این شرایط با چابکی بیشتری به مدیریت منابع پرداخته است. درحالی که رسانه‌های غربی سناریوی ورشکستگی صندوق‌های بازنشستگی را پیش بینی می‌کردند، اما در عمل وحدت ملی و جهت گیری منبابع به سمت تولید قدرت از هرگونه فروپاشی اجتماعی جلوگیری کرد. ایران ثابت کرد که برخلاف مدل‌های متعارف که با کوچک‌ترین بحران امنیتی بورس‌هایشان سقوط می‌کند - مثلا ریزش ۳ درصدی شاخص بورس آمریکا بلافاصله پس از شروع جنگ - مردم ایران ایستادگی را به معامله با دشمن آمریکایی- صهیونی ترجیح کی‌دهند. در جدول ذیل، به خوبی می‌توان یکی از سهم‌های آمریکا در بورس نیویورک مشاهده نمود. (نمودار یک)

ایران اهدف اقتصادی جنگی دشمن را دود کرد

علاوه بر این، سهام بوئینگ با سوخترسان‌های آمریکایی سقوط کرد. سقوط سوخت‌رسان‌های آمریکایی، سهام دومین شرکت صنایع دفاعی جهان را کاهش داد و سهام شرکت هواپیماسازی بوئینگ، امروز حدود ۴.۴ درصد افت پیدا کرد. 

نوآوری مالی و دور زدن تحریم‌ها 

در بعد فناوری‌های مالی، ایران نشان داد که پروژه جداسازی اقتصاد از دلار و استفاده از ارز‌های دیجیتال و شبکه‌های غیررسمی به بلوغ رسیده است. تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا نشان می‌دهد که شبکه‌های مورد حمایت ایران توانسته‌اند از پلتفرم‌هایی مانند بایننس برای جابجایی بیش از ۱.۷ میلیارد دلار استفاده کنند. این بعنی در جنگ اقتصادی، ایران از بن بست تحریم خارج شده است و به سمت خلق مکانیسم‌های جدید مالی حرکت کرده است. درحالی که طرح‌های مخالفان خارج نشین برای بازگشت به دوران قبل از انقلاب و واگذاری بندر چابهار به هند در حد حرف باقی مانده، ایران میدانی در حال توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و احیای کریدور‌های تجاری است. آنچه اکنون می‌توان با اتکا به آمار و ارقام گفت این است که دشمن در محاسبه خود سه اشتباه راهبردی داشت. اول قدرت اقتصاد مقاومتی را دست کم گرفت. دوم هزینه‌های جنگ فرسایشی برای اقتصاد‌های شکننده‌ای مثل اسرائیل نادیده گرفت. سوم تصور کرد بازار‌های انرژی در قرن ۲۱ همچنان در خدمت سیاست‌های یکجانبه گرایانه آمریکا است.

امروز ایران درجایی ایستاده است که دشمن آمریکایی - صهیونی ورشکست شده است. همچنین ایران بر منابع خود مسلط است باوجود اینکه فرماندهان ارشد ایران در روز اول جنگ به شهادت رسیدند. این جنگ برای دشمن آمریکایی- صهیونی چیزی جز هزینه و کسری بودجه نداشته است. به گونه‌ای که برخلاف میل ترامپ و نتانیاهو این جنگ علاوه بر هزینه بر ثباتی داخلی نیز برای آنها در پی داشته است. پیروزی ایران نه در اشغال سرزمین‌های دشمن، بلکه در نرسیدن دشمن به اهداف اقتصادی‌اش و فرسایشی شدن هزینه‌های متجاوز رقم خورده است. این همان فرمول تاریخی ما می‌توانیم در برابر آنها نمی‌توانند است. امید آن است ایران که حالا از رهبر شهید خود درس‌های زیادی گرفته است بتواند این دروس را تا پیروزی بکار گیرد.

برچسب ها: امریکا ، ایران ، تنگه هرمز
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار