تشدید عملیات روانی – رسانهای دشمن بهموازات تقویت آرایش نظامی او در سطح منطقه و همزمان با اینها، تلاش برای شعلهور کردن دور جدیدی از آشوب در کشور، خطر وقوع حمله به ایران را بیش از پیش برجسته کرده است. با این حال، سؤال مهم آن است که چرا با وجود تشدید فشارهای دشمن در همه ابعاد و حوزهها و با وجود برجستهسازی وقوع حمله دشمن به ایران، اما این اتفاق رخ نمیدهد.
در پاسخ باید گفت که متغیرهای مختلفی، همان گونه که پیشتر نیز در همین جا نگارنده آنها را تشریح کرده است، بر امکان وقوع جنگ با ایران از سوی امریکا اثرگذار است، اما بهنظر میرسد که در میان آنها، مهمترین متغیر، همانا وحدت و انسجام ملی ایرانیان است. بر این اساس، امریکا تا بابت گسیختگی جامعه ایران به اطمینان نرسد، نمیتواند بابت غلبه بر ایران اطمینان پیدا کند. به بیان دیگر، تا زمانی که نوعی بیتفاوتی و عدماحساس مسئولیت در قبال سرنوشت کشور در میان ایرانیان توسعه پیدا نکند که نتیجه آن، تضعیف انسجام ملی و افزایش ضریب آسیبپذیری کشور در برابر دشمن باشد، امریکا نمیتواند و نمیخواهد ریسک حمله به ایران را بپذیرد. بر این اساس، امروزه مهمترین رسالت همه نیروها و نخبگان سیاسی اجتماعی ایران آن است که فعالانه در برابر توطئههای دشمن و به حمایت از کشور و نظام، اعلام موضع کنند؛ زیرا تجربههای متعددی در تاریخ معاصر نشان میدهد که رخداد تحولات ناخواسته مانند کودتا، براندازی، حمله خارجی و... در ایران همواره در سایه بیتفاوتی عمومی و نخبگانی در قبال سرنوشت کشور رخ داده است.
بهعنوان یک نمونه برجسته تاریخی در این زمینه باید به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ اشاره کرد. بعد از آنکه با دستور دکتر مصدق در شب ۲۵ مرداد، نصیری که حامل نامه عزل مصدق از نخستوزیری بود، دستگیر شد و موج اول کودتا خنثی شد، تا سه روز بعد که کودتا انجام شد، نخبگان و نیروهای سیاسی اجتماعی مؤثر با فرو رفتن در حالتی از بیتفاوتی و بیعملی زمینه را برای انجام کودتا با کمترین هزینه فراهم کردند. در این زمینه، غلامرضا نجاتی در کتاب «جنبش ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲» مینویسد: «در آن سه روز سرنوشتساز که آینده سیاسی ایران تعیین میشد، مسئولان مملکت و رهبران احزاب سیاسی در انجام وظایف خطیری که به عهده داشتند، غفلت کردند و فرصتهای گرانبها از دست رفت.... مردم تهران که چند بار توطئههایی علیه نهضت ملی را با قیام خود و پشتیبانی از نهضت ملی خنثی کرده بودند، صبح روز ۲۸ مرداد، بدون رهبر و فرمانده شاهد تردید و تزلزل رهبران نهضت ملی و خیانت و سهلانگاری چند تن از فرماندهان نظامی و رؤسای سازمانهای انتظامی بودند. پیروزی سریع کودتاچیان در روز ۲۸ مرداد نهتنها برای ملت ایران، بلکه برای کرومیت روزولت و سردمداران کودتا باورکردنی نبود.»
با توجه به آنچه گفته شد، شرط اساسی مواجهه قدرتمندانه با دشمنانی که اکنون با متراکمسازی فشارها و تهدیدها در میدانهای اقتصادی، نظامی و رسانهای به تهدید ایران و ایرانیان میپردازند، آن است که علاوه بر حفظ و ارتقای قابلیتهای دفاع نامتقارن، ظرفیتهای مردمی و نخبگانی هم به میدان بیاید و با نمایش وحدت و انسجام ملی، به دشمن سیلی زده شود؛ زیرا مهمترین متغیر تعیینکننده امکان حمله دشمن به ایران، همانگونه که در بالا گفته شد، وضعیت داخلی ایران است؛ بدین ترتیب که اگر دشمن احساس کند که با حمله به ایران، مردم ایران با او همراهی میکنند یا حداقل نسبت به سلطه خارجی و دخالت بیگانگان در ایران، بیتفاوت میمانند، در حمله به ایران تردیدی به خود راه نمیدهد.