اقتصاد مقاومتی، اگرچه در ادبیات کلان اقتصادی کشور بهعنوان یک راهبرد ملی تعریف شده است، اما تحقق واقعی آن نه در اسناد بالادستی، بلکه در میدان عمل و در دل استانها رقم میخورد؛ جایی که ظرفیتهای بومی، منابع انسانی محلی و سرمایههای خرد مردمی میتوانند به پیشرانهای واقعی رشد اقتصادی و اشتغالزایی تبدیل شوند. تجربه سالهای اخیر نشان داده است که هر استان ایران، بهواسطه ویژگیهای اقلیمی، فرهنگی، جغرافیایی و انسانی خود از توانمندیهای منحصربهفردی برای شکلدهی به مشاغل پایدار برخوردار است؛ ظرفیتی که اگر بهدرستی شناسایی، سازماندهی و مدیریت شود، میتواند وابستگی اقتصاد محلی به منابع دولتی را کاهش داده و بنیانهای تولید مردمی را تقویت کند.
دامداری در استانهای غربی و شمالغربی، کشاورزی و صنایع تبدیلی در مناطق مرکزی و شرقی، شیلات و اقتصاد دریاپایه در استانهای ساحلی، صنایعدستی و پوشاک در استانهای دارای پیشینه فرهنگی و هنری و مشاغل خانگی در مناطق روستایی و کمبرخوردار، تنها نمونههایی از این مزیتهای نسبی هستند. آنچه این ظرفیتها را به ثروت و اشتغال تبدیل میکند، نه صرفاً تزریق منابع مالی، بلکه طراحی زنجیرههای ارزش، اتصال تولید به بازار و کاهش ریسک فعالیت اقتصادی برای مردم است.
در این میان، یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد محلی، پراکندگی سرمایههای خرد و ناتوانی افراد برای ورود مستقل به پروژههای بزرگتر است. بسیاری از مردم دارای پساندازهای محدود هستند که به تنهایی امکان ایجاد کسبوکار پایدار را ندارند، اما همین سرمایههای خرد، اگر در قالب مدلهای مشارکتی و مردمی تجمیع شوند، میتوانند به پروژههای مولد و اثرگذار تبدیل شوند. اینجاست که مفهوم «اقتصاد مردمی» بهعنوان بازوی اجرایی اقتصاد مقاومتی معنا پیدا میکند.
اقتصاد مردمی، بر پایه اعتماد، مشارکت و مدیریت جمعی شکل میگیرد. مردم، سرمایه و نیروی کار را وارد میدان میکنند و نهادهای واسط با تجربه، دانش فنی و شبکهسازی، مسیر تولید، فرآوری، فروش و توسعه را هموار میسازند. نتیجه این فرآیند، شکلگیری کسبوکارهایی است که نهتنها اشتغال ایجاد میکنند، بلکه به دلیل پیوند عمیق با جامعه محلی از پایداری بیشتری نیز برخوردارند. این الگو، برخلاف مدلهای متمرکز و دولتی، انعطافپذیر، بومی و متناسب با واقعیتهای هر استان است و میتواند بهعنوان ستون فقرات توسعه متوازن منطقهای عمل کند.
تجربههای موفق اقتصاد مردمی در استانهای مختلف کشور نشان میدهد که مهمترین مزیت این الگو، «به میدان آوردن مردم» در همه مراحل زنجیره اقتصادی است؛ از سرمایهگذاری و تولید تا فرآوری، بستهبندی و فروش. زمانی که مردم خود را سهامدار یک طرح اقتصادی بدانند، نهتنها انگیزه بیشتری برای مشارکت دارند، بلکه مسئولیتپذیری، نظارت اجتماعی و بهرهوری نیز بهطور طبیعی افزایش مییابد. این مشارکت، اقتصاد را از حالت مصرفمحور خارج کرده و به سمت تولیدمحوری سوق میدهد.
نقش گروهها و نهادهای مردمی سازماندهنده در این میان بسیار کلیدی است. مجموعههایی مانند گروه اقتصاد مردمی بنیاد تعاون بسیج، با طراحی مدلهای متنوع مشارکت، مدیریت ریسک، آموزش فعالان محلی و اتصال پروژهها به بازار، توانستهاند حلقه مفقوده میان سرمایههای خرد مردم و پروژههای اقتصادی را تکمیل کنند. این گروهها نه جایگزین مردم، بلکه تسهیلگر حضور آنان هستند؛ بهگونهای که ابتکار عمل و مالکیت واقعی پروژهها در اختیار مردم باقی میماند.
یکی از دستاوردهای مهم این رویکرد، شکلگیری اشتغال پایدار است. برخلاف طرحهای کوتاهمدت یا حمایتی که با قطع منابع از بین میروند، کسبوکارهای مردمپایه به دلیل اتکای کمتر به منابع دولتی و پیوند با نیازهای واقعی بازار، عمر طولانیتری دارند. دامداریهای کوچک مقیاس، واحدهای فرآوری محصولات کشاورزی، کارگاههای صنایع دستی، مشاغل خانگی پوشاک و زنجیرههای شیلاتی، نمونههایی هستند که در بسیاری از استانها توانستهاند هم معیشت خانوارها را تقویت کنند و هم به رشد تولید منطقهای کمک کنند.
نکته قابل توجه آن است که اقتصاد مردمی، علاوه بر آثار اقتصادی، پیامدهای اجتماعی مهمی نیز دارد. افزایش امید به آینده، کاهش مهاجرت از روستاها، تقویت سرمایه اجتماعی و افزایش اعتماد عمومی، از جمله نتایج غیرمستقیم این الگوست. زمانی که جوانان یک استان ببینند، میتوانند بدون انتظار برای استخدام دولتی با تکیه بر توان محلی و مشارکت جمعی وارد عرصه تولید شوند، نگاه آنان به اقتصاد و آینده تغییر میکند.
در نهایت، توسعه پایدار استانها بدون توجه به ظرفیتهای بومی و مشارکت مردم، امکانپذیر نیست. اقتصاد مقاومتی زمانی محقق میشود که هر استان، متناسب با مزیتهای خود نقش مشخصی در نقشه اقتصادی کشور ایفا کند و مردم، بازیگران اصلی این میدان باشند. تجربه اقتصاد مردمی نشان داده است که با تجمیع سرمایههای خرد، مدیریت هوشمندانه و اعتماد به توان داخلی، میتوان مسیر شکوفایی اقتصادی و اشتغالزایی را از دل استانها و با دستان مردم هموار کرد.