«اردوبهشت» فیلمی است که میخواهد از دل یک فاجعه، به مسئلهای اجتماعی و اخلاقی بپردازد جوان آنلاین: «اردوبهشت» فیلمی است که میخواهد از دل یک فاجعه، به مسئلهای اجتماعی و اخلاقی بپردازد؛ فاجعهای که نهتنها یک خانواده، بلکه افکار عمومی را درگیر میکند. مرگ دلخراش چند دختر دانشآموز در جریان اردویی مدرسهای در پارک شهر، نقطه آغاز روایت است؛ حادثهای که زندگی شاهمهدی، پدری گرفتار مشکلات مالی و فروپاشی خانوادگی را به مسیری تازه و دردناک میکشاند. فیلم تلاش میکند داستان «حقخواهی» یک پدر فرودست را روایت کند، اما در مسیر تبدیل این ایده به یک درام سینمایی منسجم، با چالشهای جدی مواجه میشود. نقطه قوت اولیه «اردو بهشت» در انتخاب سوژه است. پرداختن به مرگ کودکان، مسئولیتگریزی نهادها و تقابل فرد بیقدرت با ساختارهای مبهم، موضوعاتی هستند که بهطور طبیعی ظرفیت برانگیختن احساسات مخاطب را دارند. فیلم در نیمه ابتدایی، بهدرستی بر وضعیت نابسامان شاهمهدی تمرکز میکند؛ مردی که نهتنها دخترش را از دست داده، بلکه پیشتر نیز همسرش به دلیل فشارهای اقتصادی او را ترک کرده است.
این انباشت فقدان، میتوانست بستر مناسبی برای یک شخصیتپردازی عمیق باشد. اما مشکل اصلی فیلم از جایی آغاز میشود که فیلمنامه نمیتواند میان تراژدی شخصی و نقد اجتماعی تعادل برقرار کند. روایت، بیش از حد به سمت ملودرام سوق پیدا میکند و به جای آنکه بحران را از دل کنش و موقعیت بیرون بکشد، به تکرار موقعیتهای احساسی متوسل میشود. بسیاری از صحنهها کارکردی جز تأکید دوباره بر رنج پدر ندارند و این تکرار، بهتدریج اثرگذاری عاطفی خود را از دست میدهد.
شخصیت شاهمهدی، با وجود ظرفیت بالا، پرداختی یکبعدی دارد. او اغلب در جایگاه «پدر مظلوم» باقی میماند و فیلم کمتر به تناقضها، تردیدها یا حتی خشمهای پیچیده او نزدیک میشود. همین مسئله باعث میشود مسیر حقخواهی او، بهجای تبدیلشدن به یک فرایند دراماتیک، بیشتر شبیه یک خط روایی مستقیم و قابل پیشبینی باشد. از نظر اجرایی، «اردو بهشت» به شدت دچار تلویزیونیبودن است. میزانسنها سادهاند، قاببندیها اغلب خنثی و فاقد خلاقیت بصریاند و دوربین کمتر در خدمت روایت قرار میگیرد. فیلم در بازسازی حادثه و پیامدهای آن نیز محافظهکار عمل میکند و از نمایش جزئیات بحرانی یا خلق تعلیق مؤثر پرهیز دارد؛ گویی همواره نگران عبور از خطوط امن است. بازیها در سطحی متوسط قرار دارند. بازیگر نقش شاهمهدی تلاش میکند بار احساسی فیلم را به دوش بکشد، اما ضعف دیالوگنویسی و فقدان موقعیتهای دراماتیک متنوع، دست او را میبندد. شخصیتهای فرعی از مسئولان اردو گرفته تا اطرافیان بیشتر تیپاند تا کاراکتر و همین امر، بعد اجتماعی ماجرا را کمرنگ میکند. در مجموع، «اردو بهشت» فیلمی است که نیت قابل دفاعی دارد و به زخمی واقعی و دردناک اشاره میکند، اما در تبدیل این زخم به یک اثر سینمایی تأثیرگذار ناکام میماند. فیلم بیش از آنکه پرسشبرانگیز باشد، احساسبرانگیز است و بیش از آنکه تحلیل کند، سوگواری میکند؛ رویکردی که آن را در حد یک اثر متوسط و محافظهکار نگه میدارد.