کد خبر: 1345204
تاریخ انتشار: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
غلامرضا صادقیان

چهار مقوله در یکی دو ماه اخیر بود که در جایگاه یک روزنامه‌نگار لازم می‌دیدیم بحث شود ولی در هر کدام نوعی بازدارندگی برای ما وجود داشت، زیرا نگاه ما به روزنامه‌نگاری مانند آن کسانی نیست که دوست دارند به هر قیمتی خبر اول را بدهند یا عیبی نمی‌دانند که از هر چیزی ناپرهیزنده سخن بگویند. دیروز در سخنان رهبری هر چهار موضوع اشاره و تبیین شد، و جای درست تبیین آن دقیقاً در همین سخنان است نه در هیاهوی یک رسانه. 
مقوله‌ی نخست تفکیک کشته‌های دی‌ماه بود. این انتظاری بود از خانواده‌ی شهدا. واضح است که نمی‌توان پلیسی را که تا پای جان برای امنیت ایستاده و به‌رغم امکان ضربه‌زدن به آشوبگر، خویشتنداری کرده و در نهایت زنده‌زنده و در حالت نیمه‌جان به دست همان آشوبگر به آتش کشیده شده است، با همان کسی که او را به شهادت رسانده در یک ردیف قرار دهیم و بگوییم اینها همه فرزندان ایران بودند! هیچ عقل سلیمی در هیچ فرهنگی حتی کسی که دین‌اش معنویت و انسانیت است، چنین چیزی را نمی‌پذیرد. ولی، چون برخی افراد در دستگاه‌ها گاهی این اظهارنظر را از حد یک شعار فراتر می‌بردند، لازم بود تفکیک درست انجام شود. این تفکیک را دست‌کم یک ماه است که می‌خواستیم تبیین کنیم ولی ملاحظاتی مانع شد. یکی از آن ملاحظات تفکیک دقیق و درست بود که شاید از فکر و عهده‌ی ما خارج بود و دیروز در سخنان رهبری این تفکیک با نگاه الهی انجام شد. 
قبل از آن گاهی کسانی مرزبندی‌های سخت بین کشته‌ها می‌کردند و در مقابل، برخی هیچ مرزی قائل نمی‌شدند. بالاخره وقتی مشاور موساد در شبکه لندنی می‌گوید باید در تهران یک میلیون کشته شوند تا پیروز شویم و آن‌قدر حرفش را تکرار می‌کند که مجری بی‌بی‌سی به او می‌گوید لطفاً این‌قدر از کشتن میلیونی حرف نزنید، چون مخاطب گمان می‌کند این راهبرد ماست، باید بین او و بین کسی که نمی‌خواهد یک غبار از خاک وطنش به باد رود و یک موی از سر هموطنش کم شود، فرق گذاشت. 
مرزبندی کار درستی است ولی نه مرزبندی ویرانگر. اتفاقاً مرزبندی‌های سخت و نابودگر، ویژگی غربی‌ها و به یادگار مانده از قرون وسطی و تفکر کشیش‌های کاتولیک و منطق‌دانان مرزبندساز مدرسی بوده است. از اصلی‌ترین نقد‌ها به آنان در میان فلاسفه‌ی عصر روشنگری همین است که «این قوم خطوط سختی از مرزبندی، یا شکاف‌های عظیم، برخلاف تمامی مشاهدات، میان نیکوکاران و بدکاران، میان دانا و نادان، میان روح و جسم، میان انواع مختلف اشیاء، و میان یک کمیت و کمیت بعدی برقرار می‌کردند». اسلام ولی «کیش مهر» است و مرز بین خوب‌ترین و بدترین در اسلام، به‌یک تار موی «پشیمانی» بند است. ما «حرّ» را داریم و نمونه‌ها در صدر اسلام فراوان است که با لرزش دل و نشانه‌ی توبه در نفس انسان‌ها، بدترین‌ها جای خوب‌ترین‌ها نشسته‌اند، و برعکس! پس کسانی که مرزبندی سفت و سخت می‌کنند و این را به اسلام نسبت می‌دهند، باید بدانند که اتفاقاً در مکتب کاتولیک‌های افراطی تفکر می‌کنند. در مقابل، همان اسلام که پیش‌روی فرد پشیمان و توبه‌کار دروازه‌های بخشش را باز گذاشته است، کسی را که فرصت پشیمانی به خود ندهد، تفکیک می‌کند. چنان‌که وقتی ابوسفیان در احد و پس از پیروزی ظاهری، رو به مسلمانان کرد و گفت «یک روز (احد) در مقابل یک روز (بدر)، کشته‌های شما در مقابل کشته‌های ما»! مسلمانان جواب دادند که «کشته‌های ما در بهشت هستند و کشته‌های شما در آتش جهنم»!
مقوله‌ی دوم که نمی‌توانستیم بحث کنیم، همین «جزیره‌ی بدنام» بود. بار‌ها با همکاران بحث شد که این یک چیز ساده نیست و کل تمدن غرب را با چالش عظیم مواجه کرده است. اما هربار دوستان می‌گفتند آخر چه بنویسیم! و با چه حدی از شرم بنویسم؟! اگر عمق فاجعه و جزئیات را شرح ندهیم که ممکن است برخی گمان کنند چیزکی بیش نبوده است؛ و شرح جزئیات، آن‌گونه که در کانال‌های خبری یا در خود رسانه‌های غربی مطرح است نیز نوشتنش سخت است! اکنون که رهبری‌معظم یک اشاره‌ی کلی به این بدنامی کردند، باید به‌ویژه قشر نخبگانی کشور که تا مرز تقدس فرهنگ و تمدن غرب پیش می‌رفتند، خود از طریق رسانه‌های غربی به جزئیات این اسناد توجه نشان دهند و مهم‌تر این‌که بدانند شاید صد‌ها جزیره و مقوله‌ی مشابه دیگر همین حالا در حدی بالاتر از آن فعال باشند و این پذیرفتنی است نه بعید. 
مقوله‌ی سوم «فرستادن ناو امریکایی به قعر دریا» بود. این حرف را اگر در روزنامه بزنیم، از ده جا آدم‌های نگران دولتی و شبه‌دولتی پیام می‌دهند که بر طبل جنگ نکوبید! گویی آن غولی که اسمش ناو است و به آب‌های ما نزدیک شده، برای عرض تبریک و و شادباش آمده است. این نیز لازم بود تکلیفش روشن شود که «کسب‌وکار ما به قعر فرستادن دشمن مهاجم است»؛ و مقوله‌ی چهارم «ریزش بی‌منطق ارزش پول ملی» بود. یک بسته نان خشک یزدی را یک ماه پیش ۱۲۰ تومان، دو هفته پیش ۱۸۰ تومان و دو روز پیش ۲۳۰ تومان خریدم! چه چیز در این یک ماه تغییر کرد؟! این یعنی بی‌منطقی که باید جلوی آن را گرفت.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار