چهار سال سکوت؛ نه تماسی، نه رد بانکی و نه نشانی از خروج رسمی از کشور. مردی حدود ۴۰ ساله که گفته میشد تاجر است و گاهبهگاه به خارج از کشور سفر میکند جوان آنلاین: چهار سال سکوت؛ نه تماسی، نه رد بانکی و نه نشانی از خروج رسمی از کشور. مردی حدود ۴۰ ساله که گفته میشد تاجر است و گاهبهگاه به خارج از کشور سفر میکند، سال ۱۴۰۰ به تهران بازگشت، اما به صورت ناگهانی ناپدید شد تا اینکه با تحقیقات پلیس تهران راز جنایت صورت گرفته در پرونده برملا شد.
سردار علی ولیپورگودرزی، رئیس پلیس آگاهی پایتخت گفت: چهار سال قبل پرونده ناپدید شدن مرد ۴۰ ساله در اداره چهارم پلیس آگاهی باز شد، اما چیزی بیش از یک «غیبت طولانی» به نظر نمیرسید؛ تا اینکه کارآگاهان پلیس آگاهی تهران بزرگ تصمیم گرفتند سکوت اطرافیان را دقیقتر بررسی کنند.
رابطهای در سایه
بررسی ارتباطات نزدیکان، نخستین ترک را روی دیوار این معما انداخت؛ بررسیهای پلیس نشان داد همسر قادر با مردی دیگر در ارتباطی پنهانی و مستمر بود. رفتوآمدهایی که همسایهها زیر لب دربارهاش حرف میزدند، حمایتهای مالی مشکوک و تناقضهایی که در روایتها تکرار میشد. وقتی همسر تحت تحقیق قرار گرفت، جملاتی گفت که بیش از آنکه پاسخ باشد، سؤال ساخت و ظن کارآگاهان را از «مفقودی» به «جنایت» تغییر جهت داد.
آخرین آنتن
دادههای مخابراتی، قطعه گمشده پازل را رو کرد؛ همزمان با خاموش شدن تلفن همراه قادر، گوشیهای دو مظنون در محدوده یکی از روستاهای اطراف تهران آنتندهی داشتند. مرد مظنون که نیما نام داشت، بازداشت شد. بازجوییهای فنی باعث شد دیوار انکار فرو بریزد.
اعتراف
نیما در جریان بازجوییهای فنی گفت که با قادر رابطه تجاری داشته و در جریان رفت و آمد با همسر وی وارد رابطه شده است تا جایی که از ترس برملا شدن این رابطه تصمیم میگیرد قادر را از سر راه بردارد. نیما گفت: روز حادثه به بهانهای قادر را سوار ماشین کردم و به او نوشیدنی مسموم دادم. وقتی از حال رفت و بیهوش شد به سمت خارج شهر حرکت کردم. از قبل باغی در شهریار اجاره کرده بودم. به سمت باغ رفتم و پیکر نیمهجانش را از ماشین بیرون آوردم و با چند ضربه چاقو او را هدف قرار دادم. به سرعت گودال بزرگی کندم و جسد را به صورت نشسته داخل گودال گذاشتم. قبل دفن جسد را آتش زدم و سپس رویش خاک ریختم و به خانه برگشتم.
جسدی در حالت نشسته
بعد از اعتراف متهم، مأموران پلیس به همراه نیما راهی باغ شدند، اما دیگر اثری از باغ نبود، چرا مالکش محل را تغییر کاربری داده بود و هیچ اثری از خاکبرداری قدیمی دیده نمیشد. کارآگاهان با تطبیق تصاویر هوایی قدیم و جدید، نقشهها را روی هم انداختند و نقطهای مشخص شد. حفاری هدفمند آغاز شد. در عمق حدود ۵/ ۲ متری، جسدی در حالت نشسته کشف شد؛ پیکری که پیش از دفن، سوزانده شده بود. کنار آن، تلفن همراهی کاملاً از بینرفته قرار داشت؛ تلاشی ناشیانه برای پاک کردن آخرین رد دیجیتال.
انگیزه؛ ترس از افشا
متهم در اعترافاتش گفت ترس از افشای رابطه پنهانی، او را به طراحی این قتل کشانده است. با کشف جسد و تکمیل تحقیقات، نیما و همسر قادر با قرار قانونی بازداشت شدند و پرونده برای ادامه رسیدگی به مرجع قضایی ارسال شد.