کد خبر: 1344990
تاریخ انتشار: ۲۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۰۰
قاتل در زندان دکترا گرفت و بخشیده شد جوان ۲۹ ساله‌ای که در یک درگیری خونین بر سر جای پارک در یکی از شهر‌های استان خراسان رضوی مرتکب قتل و به قصاص محکوم شده بود، پس از ۱۵ سال زندان، ادامه تحصیل تا مقطع دکتری روانشناسی سرانجام با گذشت اولیای‌دم از چوبه دار نجات یافت. 
غلامرضا مسکنی

جوان آنلاین: یکی از روز‌های خردادماه سال ۱۳۸۶، تماس تلفنی شهروندان با پلیس از وقوع درگیری خونین میان دو مرد در یکی از خیابان‌های اطراف دانشگاه در یکی از شهر‌های استان خراسان رضوی خبر داد. گزارش اولیه حاکی از آن بود که مشاجره‌ای ساده بر سر جای پارک خودرو به نزاعی خشونت‌آمیز تبدیل شده‌است. 

با اعلام این خبر، تیمی از مأموران انتظامی به محل اعزام شدند. بررسی‌های اولیه نشان داد لحظاتی قبل دو مرد بر سر پارک خودرو مقابل یک منزل مسکونی با یکدیگر درگیر شده‌اند. در جریان این نزاع، یکی از طرفین از ناحیه سر به شدت مجروح و توسط عوامل اورژانس به بیمارستان منتقل شده‌بود. 

مرگ مرد میانسال در بیمارستان

مأموران برای پیگیری وضعیت مصدوم راهی بیمارستان شدند، اما تیم پزشکی اعلام کرد تلاش‌ها برای نجات جان مرد میانسال بی‌نتیجه مانده‌است. بررسی‌های پزشکی نشان داد وی بر اثر اصابت جسم سخت به سر و ضربه مغزی جان خود را از دست داده‌است. 

با تأیید خبر فوت، پرونده از یک نزاع خیابانی به قتل عمد تغییر عنوان یافت و به دستور بازپرس ویژه قتل، رسیدگی به آن در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت. 

شناسایی و بازداشت متهم ۲۹ ساله

تحقیقات پلیسی نشان داد عامل این درگیری مرگبار، جوانی ۲۹ ساله به نام احمد و دانشجوی مقطع کاردانی است. بررسی‌ها حاکی از آن بود که وی روز حادثه هنگام پارک کردن خودروی خود در نزدیکی دانشگاه با مرد میانسال درگیر شده و در اوج عصبانیت با پرتاب سنگ ضربه مرگبار را وارد کرده‌است. با به‌دست آمدن این اطلاعات، احمد بازداشت و به اداره پلیس منتقل شد. وی در بازجویی‌ها با ابراز ندامت به قتل اعتراف کرد. 

قصد قتل نداشتم

متهم در تشریح ماجرا گفت: «آن روز مادرم بیمار بود و می‌خواستم برایش دارو بخرم. از طرفی کار مهمی هم در دانشگاه داشتم و عجله داشتم زودتر برگردم خانه. خودرو را در یکی از کوچه‌های نزدیک دانشگاه پارک کردم که مرد میانسال از خانه‌اش بیرون آمد و گفت کنار خانه آنها پارک نکنم. گفتم عجله دارم و زود برمی‌گردم، اما قبول نکرد. مشاجره کردیم. او مرا هل داد و من هم عصبانی شدم، سنگی برداشتم و به سرش زدم. قصد کشتن نداشتم.»

حکم قصاص در دادگاه

پس از تکمیل تحقیقات، پرونده به دادگاه کیفری ارسال شد. اولیای‌دم مقتول درخواست قصاص کردند و قضات دادگاه، احمد را به جرم قتل عمد به قصاص نفس محکوم کردند. 

حکم صادره پس از تأیید در دیوان عالی کشور، برای اجرای حکم به شعبه اجرای احکام فرستاده شد. به این ترتیب جوان ۲۹ ساله در زندان در انتظار اجرای حکم قصاص روزشماری می‌کرد. 

تغییر مسیر زندگی پشت میله‌های زندان.

اما زندان برای احمد تنها محل انتظار مرگ نبود. او در شرایط سخت زندان ناامید نشد و تصمیم گرفت ادامه تحصیل دهد. وی از طریق دانشگاه پیام نور در رشته روانشناسی تحصیل کرد و موفق به دریافت مدرک کارشناسی شد. 

چند سال بعد، پدر و مادر مقتول که اولیای‌دم اصلی بودند، فوت کردند و برادران و خواهران مقتول به عنوان اولیای‌دم معرفی شدند. 

احمد سال‌های طولانی را در زندان سپری کرد، تحصیلات خود را ادامه داد و مدرک کارشناسی ارشد گرفت. او حتی در کارگاه روانشناسی زندان مشغول فعالیت شد و به زندانیان درباره کنترل خشم آموزش می‌داد؛ مهارتی که فقدان آن زندگی خودش را دگرگون کرده بود. 

۱۵ سال انتظار و یک نامه سرنوشت‌ساز

در حالی که حدود ۱۵ سال از حبس احمد می‌گذشت، اولیای‌دم هنوز درباره اجرای حکم یا بخشش تصمیم قطعی نگرفته بودند. احمد در نامه‌ای به مقام قضایی، خواستار تعیین‌تکلیف پرونده‌اش شد. 

از سوی دیگر، مددکاران زندان با ارائه گزارشی اعلام کردند وی فردی تحصیلکرده و تأثیرگذار شده و خدمات زیادی به زندانیان ارائه داده‌است. 

در نهایت جلسات صلح و سازش برگزار شد و اولیای‌دم با توجه به رفتار‌های مثبت احمد در زندان و تلاش او برای اصلاح خود، از حق قصاص گذشت کردند. 

آزادی پس از ۱۵ سال و ادامه تحصیل تا دکتری

احمد پس از ۱۵ سال حبس از زندان آزاد شد، اما این پایان مسیر او نبود. وی تحصیلات خود را ادامه داد و موفق به دریافت مدرک دکتری در رشته روانشناسی شد. او تصمیم گرفت در یکی از بیمارستان‌های اعصاب و روان به بیماران خدمت کند. وی درباره گذشته‌اش می‌گوید: «۲۹ سال داشتم که به دلیل ناتوانی در کنترل خشم مرتکب قتل شدم و بهترین سال‌های زندگی‌ام را پشت میله‌های زندان گذراندم. مهارت برخورد درست با موقعیت‌های بحرانی را نداشتم. به همین دلیل تصمیم گرفتم در رشته روانشناسی ادامه تحصیل دهم و پایان‌نامه‌ام را درباره رفتار‌های پرخاشگرانه و مدیریت خشم در موقعیت‌های بحرانی ارائه کردم. در زندان تصمیم گرفتم به دیگران مهارت زندگی یاد بدهم تا گرفتار سرنوشت من نشوند. وقتی بخشیده شدم، تلاش کردم از گذشته‌ام عبرت بگیرم.»

این پرونده، نمونه‌ای تلخ از پیامد‌های یک لحظه خشم کنترل‌نشده‌است؛ نزاعی ساده بر سر جای پارک که به مرگ یک مرد و سال‌ها زندان برای جوانی دانشجو انجامید. سرنوشتی که با گذشت اولیای‌دم تغییر کرد، اما هیچ‌گاه گذشته را از حافظه طرفین پاک نخواهد کرد.

برچسب ها: قتل ، درگیری خونین ، پلیس
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار