
دکتر محمد قلمچی، صاحب نظر در حوزه امنیت الکترونیک در یادداشتی نوشت:
در دنیای امروز، امنیت صرفاً به معنای نبودِ تهدید فیزیکی یا نظامی نیست. جامعه معاصر در کنار مرزهای جغرافیایی، مرزهایی نامرئی اما حیاتی دارد؛ مرزهایی که در فضای مجازی، شبکههای دیجیتال و عرصه تبادل دادهها شکل گرفتهاند. امنیت در این عرصه، همان امنیت الکترونیک است؛ پایهای از سرمایه اجتماعی که اگر خدشهدار شود، اعتماد عمومی، آرامش روانی و ثبات اجتماعی را به چالش میکشد.
در عصر دیجیتال، زندگی فردی و جمعی بخشی جداییناپذیر از فضای الکترونیکی است: از تراکنشهای بانکی و آموزش تا ارتباطات روزمره و حضور رسانهای. این وابستگی گسترده، مفهوم امنیت را از حوزه سختافزار و مرزهای نظامی به حوزه نرمافزار و روابط اجتماعی منتقل کرده است. امنیت الکترونیک یعنی تضمین اطمینان و آرامش در جهانی که همه چیز در معرض رصد، هک و تخریب قرار دارد.
آنچه امنیت الکترونیک را به “سرمایه اجتماعی” تبدیل میکند، پیوند وثیق میان اعتماد و سلامت روانی جامعه است. انسان معاصر در جهانی زندگی میکند که اطلاعات، هویت، دارایی و حتی احساساتش در بستر الکترونیک جریان دارد. اگر این بستر ایمن نباشد، هرگونه احساس آرامش و اعتماد میتواند فرو بریزد. بیاعتمادی نسبت به فضای مجازی، ترس از سرقت دادهها یا نشت اطلاعات شخصی، اضطرابی پنهان و مداوم را در لایههای ذهنی جامعه ایجاد میکند؛ اضطرابی که از سطح فردی به سطح جمعی سرایت میکند و به مرور، پایههای انسجام اجتماعی را سست میسازد.
سلامت روانی جامعه، در گرو احساس امنیت است. امروز، بخش قابل توجهی از ناامنیهای ذهنی و اضطرابهای اجتماعی، نه از خشونت خیابانی یا تهاجم نظامی، بلکه از بیثباتی در محیط دیجیتال ناشی میشود. وقتی مردم شاهد نفوذ مداوم هکرها، انتشار اطلاعات شخصی، جعل هویت یا سوءاستفادههای مالی در فضای الکترونیک هستند، بهطور طبیعی سطح تحمل روانیشان کاهش مییابد. در چنین شرایطی، حتی پیشرفتهترین زیرساختهای فنی، اگر بدون پشتوانه اجتماعی و اخلاقی باشند، نمیتوانند جامعهای امن و آرام بسازند.از این منظر، مدیریت امنیت الکترونیک فقط موضوعی فنی یا نهادی نیست؛ بلکه امری فرهنگی، آموزشی و اخلاقی است. جامعهای که فرهنگ امنیت رسانهای را در سطح خانواده و آموزش نهادینه نکند، در برابر کوچکترین حملات روانیِ فضای مجازی آسیبپذیر خواهد ماند. درست در همینجاست که “امنیت دیجیتال” به نوعی سرمایه اجتماعی تمدن جدید تبدیل میشود. یعنی سرمایهای که تنها با توسعه فناوری حاصل نمیشود، بلکه با افزایش اعتماد عمومی، فرهنگ دادهمحور و تقویت حس مسئولیت جمعی شکل میگیرد.
در کشورهای پیشرفته، ارتقای امنیت الکترونیک همتراز با تقویت سلامت اجتماعی دیده میشود. برای مثال، آموزش «سواد رسانهای» و «بهداشت داده» در مدارس، برنامهای ملی تلقی میگردد، نه صرفاً آموزشی فرعی. زیرا دولتها دریافتهاند که افراد آموزشدیده، کمتر قربانی حملات روانی و اطلاعاتی میشوند و در نتیجه، سلامت جامعه پایدارتر میماند. امنیت دیجیتال در نهایت یعنی سلامت ذهنی شهروندان.
در جامعه ایران نیز توجه به عمق روانی امنیت الکترونیک اهمیتی دوچندان دارد. گسترش سریع دولت الکترونیک، خدمات مالی هوشمند و ارتباطات دیجیتال، نیازمند اعتمادسازی مداوم میان مردم و نظام اطلاعاتی است. شفافیت در قوانین، آگاهیبخشی عمومی در زمینه امنیت سایبری و پاسخگویی نهادها در برابر تهدیدات دیجیتال، عناصر حیاتی حفظ این اعتماد هستند. هرگاه احساس شود دادههای مردم و حریم شخصیشان در امان است، رابطهای دوسویه از اعتماد شکل میگیرد که خود نوعی دفاع جمعی در برابر تهدیدهای نوپدید است.
در نهایت، امنیت الکترونیک نه فقط محافظ دادهها، بلکه محافظ روان جامعه است. همانگونه که دیوارهای فیزیکی شهرها از گذشته نشانه اقتدار و آرامش مردم بودند، امروز دیوارهای نامرئی امنیت سایبری همان نقش را ایفا میکنند. جامعهای که در فضای مجازی احساس امنیت میکند، در دنیای واقعی نیز آرامتر، منسجمتر و امیدوارتر خواهد بود. در مقابل، جامعهای که دچار بیاعتمادی سایبری و اضطراب دیجیتال شود، دیر یا زود در مناسبات واقعی هم با شکافهای روانی و اجتماعی مواجه خواهد شد.
بنابراین، امنیت الکترونیک فقط یک ضرورت فنی برای حفاظت از شبکهها نیست؛ بلکه زیرساختی بنیادین برای تداوم امید، اعتماد و سلامت روانی جامعه است — سرمایهای که اگر درست پاسداری شود، میتواند به استحکام اخلاقی و اجتماعی ملتها در قرن بیستویکم بینجامد.