کد خبر: 1344238
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۰:۴۰
«مدیریت پایدار» در سیاست جنگلی گم شده است! با توجه به قرارگیری ایران در اقلیم خشک و نیمه خشک، تخریب جنگل‌ها مستقیماً بر منابع آب، خاک، تنوع زیستی و سکونتگاه‌های انسانی اثر می‌گذارد
شهرزاد رحمتی پور 

جوان آنلاین: جنگل‌های ایران نه فقط یک دارایی زیست محیطی بلکه به عنوان لایه‌های پنهان امنیت زیستی، اقتصادی و حتی اجتماعی به شمار می‌آیند. ایران سرزمینی است که بیش از ۷۰ درصد آن در اقلیم خشک و نیمه‌خشک قرار دارد و به همین خاطر اگر آخرین ذخایر سبز خود را از دست بدهد، نه‌تنها با بحران آب و خاک، بلکه با موج مهاجرت، فروپاشی معیشت‌های محلی و تشدید نابرابری‌های منطقه‌ای روبه‌رو خواهد شد. با این حال، آمار‌ها نشان می‌دهد جنگل‌های ایران در چند دهه اخیر، هم از نظر وسعت و هم از نظر کیفیت، روندی نگران‌کننده از زوال را تجربه کرده‌اند؛ تنزلی که بخش مهمی از آن نه محصول طبیعت، بلکه نتیجه مستقیم تصمیم‌های مدیریتی، تعارض منافع، تغییر کاربری‌های بی‌ضابطه و گسست عمیق میان دانش و اجراست. در شرایطی که جهان، جنگل را به‌عنوان سپر تغییر اقلیم و منبع پایدار ثروت می‌شناسد، در ایران هنوز مسئولان حفاظت از جنگل‌ها را هزینه تلقی می‌کنند، نه سرمایه‌گذاری. 
 
براساس داده‌های رسمی، تنها حدود ۹ درصد از پهنه ایران را جنگل‌ها پوشش می‌دهند؛ رقمی که کمتر از یک‌سوم میانگین جهانی است. این جنگل‌ها عمدتاً در دو کانون حیاتی متمرکز شده‌اند، یکی جنگل‌های هیرکانی شمال و دوم جنگل‌های زاگرس. همین تمرکز، اهمیت راهبردی آنها را دوچندان می‌کند، زیرا هرگونه تخریب در این مناطق، مستقیماً بر منابع آب، خاک، تنوع زیستی و سکونتگاه‌های انسانی اثر می‌گذارد. 
در همین راستا، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به نقش جهانی جنگل‌ها یادآور می‌شود که این اکوسیستم‌ها ۳۱ درصد سطح زمین را پوشش داده و بیشترین حجم کربن جهان را در خود ذخیره می‌کنند، به‌گونه‌ای که نزدیک به ۴۰ درصد اکسیژن و بخش قابل‌توجهی از تعادل دی‌اکسیدکربن و رطوبت زمین وابسته به جنگل‌هاست. از منظر تنوع زیستی نیز ۸۰درصد تنوع زیستی خشکی در جنگل‌ها متمرکز است. این ارقام، جنگل را از یک موضوع محیط‌زیستی صرف به مسئله‌ای مرتبط با توسعه پایدار و امنیت آینده کشور‌ها تبدیل کرده است. 
شینا انصاری ادامه می‌دهد: «برآورد‌های مختلف نشان می‌دهد ایران طی نیم‌قرن گذشته، بیش از یک‌سوم جنگل‌های خود را از دست داده یا با افت شدید کیفیت مواجه شده است. در زاگرس، پدیده «زوال بلوط» به دلیل خشکسالی، آفات، چرای مفرط دام و تغییر اقلیم، هزاران هکتار را به جنگل‌های نیمه‌جان تبدیل کرده است. در شمال کشور نیز اگرچه آمار تخریب مطلق کمتر است، اما کاهش تراکم، زادآوری ضعیف و تکه‌تکه‌شدن رویشگاه‌ها زنگ خطر فروپاشی تدریجی جنگل‌های هیرکانی چندصدمیلیون‌ساله را به صدا درآورده است.»
وی تأکید می‌کند: «در استان مازندران که حدود ۵۴درصد جنگل‌های شمال و نیمی از جنگل‌های هیرکانی ثبت‌شده در یونسکو را در خود جای داده، تغییر کاربری‌های غیرمجاز، توسعه ویلاسازی و پروژه‌های گردشگری بی‌ضابطه، فشار بی‌سابقه‌ای بر عرصه‌های جنگلی وارد کرده است. آمار وجود ۳۰ هزار مشترک غیرمجاز برق در غرب مازندران، نشانه‌ای روشن از گسترش سکونتگاه‌هایی است که مستقیماً بر اراضی ملی و جنگلی شکل گرفته‌اند.»


 «تنفس جنگل»؛ توقف، نه درمان
اجرای طرح «تنفس جنگل» در اواخر دهه ۹۰ با هدف توقف بهره‌برداری چوب از جنگل‌های شمال، نقطه عطفی در سیاستگذاری جنگلداری ایران بود، اما این طرح به‌رغم نیت حفاظتی، از ابتدا یک ضعف اساسی داشت و کارشناسان می‌گقتند نبود جایگزین مدیریتی اجازه نمی‌دهد این طرح به نتیجه برسد. 
سرپرست معاونت جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور تأکید می‌کند: «قرار بود پس از سه سال، «مدیریت پایدار جنگل» جایگزین طرح تنفس شود، اما این انتقال هرگز به‌طور کامل محقق نشد. نتیجه آن شد که بسیاری از جنگل‌ها در وضعیتی رهاشده قرار گرفتند؛ نه بهره‌برداری اصولی دارند و نه حفاظت فعال. به بیان دیگر، تنفس جنگل به‌جای آنکه مرحله‌ای از یک فرآیند باشد، به وضعیتی ایستا تبدیل شد.» 
کامران پورمقدم تصریح می‌کند: «اکنون، با تأکید ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم توسعه، اجرای مدیریت پایدار جنگل‌ها دوباره در دستور کار قرار گرفته است. این مفهوم، برخلاف برداشت‌های رایج، به‌معنای بهره‌برداری بی‌ضابطه نیست، بلکه تلاشی است برای اقتصادی‌کردن حفاظت، یعنی ایجاد درآمد مشروع از جنگل، به‌گونه‌ای که خود جنگل ذی‌نفع زنده‌ماندن باشد.»
وی می‌گوید: «توسعه پارک‌های جنگلی، بهره‌گیری کنترل شده از ظرفیت‌های تفرجگاهی و استفاده هدفمند از سرمایه‌گذاری بخش خصوصی می‌تواند هم کیفیت مدیریت را ارتقا دهد و هم فشار بر بودجه عمومی را کاهش دهد. رویکرد جدید سازمان منابع طبیعی، مشارکت انجمن‌های صنفی و بخش خصوصی در تدوین ضوابط و اجرای طرح‌هاست؛ مسیری که در بسیاری از کشور‌های دارای جنگل، به نتایج ملموس رسیده است.»


 دانش هست، پیوند اجرا نیست
تناقض تلخ ماجرا آنجاست که ایران بیش از ۶۰ سال سابقه آموزش دانشگاهی جنگلداری دارد. دانشکده منابع طبیعی از سال ۱۳۴۱ تاکنون، هزاران متخصص تربیت کرده است. با این حال، شواهد نشان می‌دهد طی دو دهه اخیر، حتی یک طرح جامع و اجرایی اثرگذار از سوی این مراکز، وارد چرخه تصمیم‌سازی سازمان جنگل‌ها نشده است. 
نمونه شاخص آن، جنگل آموزشی- پژوهشی خیرود است؛ عرصه‌ای حدود ۸ هزار هکتاری که بیش از ۵ هزار هکتار آن در طول ۶۰ سال گذشته، بدون طرح مدیریت مدون اداره شده است. این گسست میان علم و اجرا، به‌گفته کارشناسان یکی از مخرب‌ترین عوامل در مدیریت جنگل‌های هیرکانی بوده است؛ عاملی که جنگل را به میدان آزمون‌وخطا تبدیل کرده است. 
در سطح جهانی، ارزش خدمات اکوسیستمی جنگل‌ها ۳۳ تریلیون دلار در سال برآورد می‌شود؛ رقمی که دو برابر تولید ناخالص داخلی ایالات متحده است. جنگل‌ها فقط چوب تولید نمی‌کنند؛ آنها آب تمیز، دارو، غذا، زیستگاه حیات‌وحش، کنترل سیلاب و معیشت پایدار فراهم می‌کنند. بیش از ۲۵ درصد جمعیت جهان به‌طور مستقیم به منابع جنگلی وابسته‌اند. 
با این حال، در ایران هنوز این نگاه اقتصادی بلندمدت جا نیفتاده است. حفاظت از جنگل، هزینه دیده می‌شود، نه سرمایه‌گذاری و این درحالی است که تجربه جهانی نشان می‌دهد بدون ایجاد منفعت اقتصادی مشروع برای جوامع محلی، هیچ طرح حفاظتی پایداری دوام نمی‌آورد. 
منصور تلاور، کارشناس حوزه جنگل‌ها و منابع طبیعی در مقابل این سؤال که آیا طرح‌های فعلی به نتیجه می‌رسند و می‌توانند حافظ جنگل‌ها باشند، به «جوان» می‌گوید: «نمی‌توان پاسخ مطلق و صددرصدی به این سؤال داد. طرح‌های مدیریت پایدار، احیای جنگل، توسعه پارک‌های جنگلی و کنترل قاچاق چوب در صورت تحقق سه شرط می‌توانند موفق شوند. نخست، حاکمیت قانون و جلوگیری از تغییر کاربری؛ دوم، مشارکت واقعی جوامع محلی و بخش خصوصی و سوم، اتصال دانش دانشگاهی به تصمیم‌سازی اجرایی. بدون این سه ضلع، حتی بهترین طرح‌ها روی کاغذ باقی خواهند ماند.»

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار